به گزارش گروه روی خط رسانه خبرگزاری برنا، به نقل از روزنامه خراسان، با گذشت 5 ماه از شروع اجرای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) همچنان مباحث مربوط به پرونده هسته ای ایران و تحولات صنعت هسته ای در کشورمان جذابیت های خود را حفظ کرده است. شاهد این حرف نیز اشارات صریح رهبر انقلاب در دیدار اخیرشان با مسئولان نظام است که بار دیگر توصیه های جدید و به روزی را در باب حفظ صنعت هسته ای ارائه دادند . بر این اساس با یکی از کم حرف ترین مدیران سازمان انرژی اتمی به گفتگو نشستیم که کار تولید برق هسته ای که یکی از نمادهای صلح آمیز بودن برنامه هسته ای ماست را بر عهده دارد . شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی ایران به مدیریت دکتر محمد احمدیان از مدیران با سابقه صنعت کشور که در تولید برق  از پیشکسوتان این حوزه به شمار می رود هم اکنون علاوه بر مدیریت تولید و بهره برداری از واحد اول نیروگاه اتمی بوشهر ، کارهای ساخت واحدهای دو و سه این نیروگاه و نیز مهمترین پروژه مطرح در برجام یعنی باز طراحی راکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک را نیز به پیش می برد و از این جهت نقش حساس و مهمی را چه برای صنعت هسته ای و تولید برق و چه در اجرای برجام در سالهای پیش رو بازی می کند . دکتر احمدیان در گفت وگوی 90 دقیقه ای با خراسان از علت تاخیر در شروع به کار ساخت واحدهای جدید بوشهر می گوید و از برخی جزئیات درباره پروژه بازطراحی راکتور اراک . او دست باز ایران در انتخاب پیمانکار را از فواید برجام می داند و تاکید دارد که این توافق راه را برای پیشرفت هسته ای کشور گشوده است.

 برای شروع از شرکت توسعه انرژی اتمی  ایران و وظایفی که این مجموعه دارد بفرمایید .

شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی ایران با هدف توسعه برق هسته ای تاسیس شد و فعالیت این شرکت شامل تمام موضوعات مرتبط با برق هسته   ای اعم از مطالعات مکان یابی برای احداث نیروگاه تا انتخاب فناوری مناسب، احداث نیروگاه و بهره -برداری و از کاراندازی آن، پشتیبانی کامل از این فعالیتها و تامین سوخت نیروگاه های هسته  ای( غیر از تولید سوخت هسته  ای که توسط شرکت تماس انجام می  گیرد) می شود. البته با توجه به تجربیاتی که در تکمیل نیروگاه بوشهر کسب کردیم، سازمان انرژی اتمی تصمیم گرفت که طراحی و ساخت راکتورهای تحقیقاتی را هم به این شرکت محول کند. کما اینکه بازطراحی و ساخت راکتور 20مگاواتی آب سنگین اراک هم پس از برجام به این شرکت محول شد.

 گویا یک شرکت داخلی قرارداد ساخت این راکتور را بر عهده گرفته و به نوعی واسطه بین سازمان انرژی اتمی و 1+5 است . علت این انتخاب چه بوده و چه سازوکاری دارد؟

زمانی که بر اساس برجام قرارشد راکتور اراک  بازطراحی شود، مسئولان به این نتیجه رسیدند که ضرورت ندارد تا باز طراحی راکتور در همان قالب قبلی دنبال شود. بنابراین تصمیم گرفتند که این پروژه در بودجه عمومی کشور ردیف مشخصی داشته باشد و از طریق یک شرکت دولتی که از اعتبارات عمومی به عنوان کارفرما استفاده می کند، این بودجه مصرف شود. بعد از این تصمیم، توانمندی هایی که در آن بخش غیردولتی به خاطر کارهایی که سال ها روی راکتور اراک و راکتور دارخوین انجام گرفته بود، وجود داشت تجمیع شد و یک ظرفیت اجرایی و مهندسی قوی شکل گرفت تا به عنوان مجری فعالیت نماید. بنابراین شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی به عنوان کارفرما پروژه اراک را دنبال می کند و شرکت  «مسنا» - مهندسی و ساخت نیروگاه های اتمی - طرف قرارداد کارفرما و به عنوان مشاور طراحی و پیمانکار اجرای کار خواهد بود.

 این شرکت طرف قرارداد چینی ها و 1+5 است؟

از نظر فنی تمام کارها را شرکت مسنا انجام می  دهد اما ممکن است قراردادها و پرداخت ها به طرف خارجی توسط کارفرما انجام شود.

 پس این شرکت زیر مجموعه شما نیست؟

49 درصد سهام شرکت "مسنا" در اختیار شرکت تولید و توسعه انرژی اتمی ایران خواهد بود تا به این ترتیب حمایت جدی  تری از مسنا به عمل آید. همان گونه که الان سهام مپنا که زمانی در اختیار وزارت نیرو بود، واگذار و در بورس عرضه شده است در آینده نیز امیدواریم این اتفاق برای مسنا بیفتد و کشور یک شرکت خوب و توانمند در حوزه ساخت نیروگاه و راکتورهای هسته   ای داشته باشد.

 در مورد بازطراحی راکتور مدرن اراک، بحث های مختلف سیاسی و فنی مطرح می شود از جمله اینکه طرف مقابل مدعی است که راکتور آب سنگین یکی از راه های کوتاه برای ساخت بمب اتمی به شمار می رود واقعا این ادعا تا چه میزان واقعی است؟

البته من متخصص بمب اتمی نیستم ولی همان قدر می  دانم که پلوتونیوم می تواند در ساخت بمب هسته  ای بکار گرفته شود. در راکتورهای آب سنگین هم مقداری پلوتونیوم تولید می  شود که شاید علت حساسیت زیاد آن  ها هم همین بود. البته خوشبختانه در طول مذاکرات، کشور توانست هم ماهیت آب سنگین راکتور اراک را حفظ کند و هم امکان فروش آب سنگین مهیا گردد.

 طراحی اولیه راکتور اراک چه زمانی پایان می یابد و وارد فاز عملیاتی می گردد؟

واقعیت این است که ما اگر بقیه کشورهای دنیا را هم ببینیم، تعداد راکتورهای تحقیقاتی آن  ها بسیار محدود است و نمی  توان هر چند وقت یک راکتور تحقیقاتی ساخت. بنابراین مسئولان سازمان اعتقاد دارند الان و در مرحله بازطراحی، ارزش دارد تا تامل بیشتری داشته باشیم و در عین رعایت محدودیت  های برجام، در نهایت به راکتوری برسیم که بخش بیشتری از نیازهای تحقیقاتی و تولید رادیو ایزوتوپ  ها و نیازهای پژوهشی کشور را در یک دوره زمانی طولانی  تر پوشش بدهد. بنابراین درعین حال که روی سرعت کار تاکید وجود دارد، ولی فاز طراحی با حوصله بیشتری انجام می  گیرد، تا این راکتور سال  ها نیازهای کشور را پوشش دهد.

 می توانید بازه زمانی برای این مرحله پیش بینی کنید؟

فعلا آن چیزی که برای کل پروژه در نظر گرفته شده 4 تا 5 سال از زمان اجرای رسمی برجام است. در مورد اراک نکته مهم این است که ما با پروژه  ای روبرو هستیم که از صفر شروع نمی  شود. شاید اگر سازمان می  خواست یک راکتور 20 مگاواتی را از صفر بسازد راحت  تر بود، اما الان یکی از قیود این است که حداکثر استفاده از امکانات راکتور 40 مگاواتی قبلی را داشته باشیم.

 یک ویژگی این است که راکتور قدیمی برای 40مگاوات طراحی شده و الان قرار است به 20مگاوات تبدیل گردد  و به نوعی سطح کار پایین می یابد آیا این مسئله کار را برای ساخت راکتور جدید راحت تر می کند؟

اتفاقا این طور نیست که چون راکتور جدید 20مگاواتی است پس هرچه در راکتور قدیمی بود را می  توان در این راکتور جدید استفاده کرد. چون اکثر تجهیزات بهترین عملکرد را در ظرفیت نامی خود دارند. البته برخی تجهیزات مانند مبدل  های حرارتی را می  توان به راحتی به کار گرفت اما قسمت  های زیادی نیاز به دقت بیشتری دارند. در کنار این مسئله سازمان سعی دارد علاوه بر طراحی این راکتور، دانش طراحی راکتورهای تحقیقاتی و قدرت خود را ارتقا دهد و بتوانیم نرم   افزارها و ابزارهایی که برای طراحی لازم است را به دست آوریم. در مورد راکتور دارخوین یکی از مشکلات این بود که خیلی از نرم   افزارهای طراحی را نداشتیم،  والان این فرصت وجود دارد که کمبودهای خود را جبران کنیم.

 در مورد تامین سوخت راکتور اراک چه خواهیم کرد؟

در برجام پیش بینی شده که سری اول سوخت راکتور اراک را وارد کنیم ولی سری   های بعدی را خودمان تامین می  کنیم بنابراین سیاست سازمان این است که سوخت راکتور اراک به گونه   ای باید باشد که ما از سری دوم بتوانیم این سوخت را در داخل بسازیم.

  یکی از جاهایی که برای ما در برجام مهم بود که اگر طرف مقابل به تعهداتش عمل نکند برگشت پذیری داشته باشیم راکتور اراک است. با این روند باز طراحی و زمان بندی که دارید آیا می توانیم بگوییم در سال ایکس به مرحله ای از طراحی و ساخت می رسیم که اگر نیاز شد بتوانیم بازگشت پذیری داشته باشیم؟

اینجا دو مطلب را باید تفکیک کنیم. یک بحث سیاسی است و یک بحث فنی. فرض کنید به دلایلی به نقطه  ای که گفتید برسیم. از نظر سیاسی شاید این مزیت باشد که برگردیم و راکتور قبلی را تکمیل کنیم اما از نظر فنی مدعی هستیم راکتور جدید ویژگی  های بسیار بهتری نسبت به گذشته دارد و بهتر است همین پروژه را خودمان زودتر به نتیجه برسانیم. نکته مهم این است که پیش  بینی  های لازم شده است تا تحت هیچ شرایطی محروم از یک راکتور پیشرفته آب سنگین نباشیم.

 شفاف تر بگویم . ما الان در مرحله باز طراحی هستیم و این بازطراحی هم در هماهنگی با طرف 1+5 انجام می شود فرض کنید بعد از یک یا دو سال باز طراحی تمام شد و دو طرف تایید کردند که قابلیت اجرا دارد . در این مقطع اگر آنها به هر دلیلی نخواهند اراک را تکمیل کنند و تجهیزات به ما بدهند آیا ما توانایی داریم  تا این راکتور پیشرفته 20مگاواتی را به پایان برسانیم و استفاده کنیم؟

به خاطر اهمیت و حساسیتی که راکتور اراک داشته در برجام به نوعی یک سرنوشت مستقل برایش دیده شده است. طبعا، راکتور40 مگاواتی قبلی اراک که با توانمندی داخلی در حال تکمیل بود را می  توانیم تکرار و نهایی کنیم. راکتور آب سنگین20 مگاواتی جدید هم اگر همکاری  های بین  المللی باشد، در زمان کم  تر و با هزینه پایین  تر و کسب دانش بیشتر به نتیجه می  رسد ولی اگر این همکاری  ها هم نباشد این توانایی وجود دارد که کار را تمام کنیم، البته با زمان بیشتر و هزینه بالاتر.

 آمریکایی ها طرح هایی برای باز طراحی داشتند . چطور شد که طرح ایران تایید و کار روی آن شروع شد؟

در مذاکرات مربوط به راکتور اراک، طرف غربی تمام تجربه و تلاش خود را روی این موضوع گذاشته بود که ما را به سمت طرح هایی سوق دهد که بهترین شرایط را از نظر آن  ها داشته باشد و در عمل ما را از یک راکتور تحقیقاتی آب سنگین موثر محروم کند. پیشنهاداتی هم مطرح کرده بودند، با زیرکی و تدبیر تیم فنی و سیاسی این پیشنهادات پذیرش نشد و مهم  تر از آن طرف ایرانی توانست طرحی را روی میز بگذارد که اولاً تمام نگرانی  های طرف مقابل را برطرف کند و در عین حال راکتوری باشد که حتی موثرتر از اراک قدیم، بتواند نیازمندی  های کشور را پوشش دهد.

 طرح آمریکایی نیاز ما را تامین نمی کرد و به لحاظ هزینه نیز به صرفه نبود؟

در آن مقطع به دلیل حساسیتی که وجود داشت دو طرف روی هزینه ها متمرکز نبودند ولی آن چیزی که آن  ها دنبال می  کردند، اگر تدبیر طرف ایرانی نبود به یک کاریکاتور از راکتور تحقیقاتی مورد نیاز ما تبدیل می شد و به هیچ وجه در آینده نیازهای ما را پوشش نمی داد.

 در برجام تقسیم بندی زمانی و کاری بین ایران و 1+5 انجام شده و هر کشوری مسئولیتی دارد . تاکنون قراردادهایی که در این زمینه بسته شده تا چه میزان منطبق بر متن سند اراک بوده و طرف های مقابل به ویژه چین و آمریکا تا چه حدی به تعهدات خود عمل کردند؟

الان زمان بسیار کمی از اجرای برجام گذشته و فکر می  کنم در دو یا سه ماه آینده وضعیت روشن  تر خواهد شد. در ماه  های گذشته انتظارات ما از طرف چینی و این  که در چه فرایندی قرار است کار بازطراحی صورت بگیرد مشخص شده؛ برای اجرای این کار باید قراردادی بین دو طرف بسته شود که غیر از تفاهمات کلی است و قرارداد تجاری بین ایران و چین خواهد بود. اگر برای عقد این قرارداد همکاری لازم انجام شود و ما بتوانیم در یک زمان معقول به این قرارداد برسیم به نظرم خیلی اطمینان  بخش خواهد بود.

 در تعامل با چینی ها بر سر بازطراحی اراک چقدر از همکاری شان رضایت داشتید؟

دو نوع می توان به مسئله نگاه کرد برخی می  گویند می  شد از 8 ماه قبل پیش  بینی کرد که چه اتفاقاتی می  افتد و کار را شروع کرد. اما طرف چینی می  گفت تا برجام به سرانجام نهایی نرسد نمی  توانم به صورت جدی وارد گفت وگو شوم. لذا اگر آخر دی ماه را در نظر بگیریم، که الان حدود 5 ماه شده، تاخیر زمانی نداریم. با طرف چینی مشخص شده که چه کاری می خواهیم بکنیم. بر اساس سیاست  های سازمان طرف ایرانی نقش اصلی و فعال را در بازطراحی و اجرای پروژه خواهد داشت، یعنی قرار نیست که ما این راکتور را به چینی ها بدهیم که بسازند. طرف چینی هم نقش تایید کننده روی اقدامات ما و حمایت ازآن  تا به نتیجه رسیدن کار دارد. زمانی که وارد قرارداد تجاری می  شویم اگر طرف چینی این نقش را بپذیرد و الزاماتش را قبول کند به نظرم می  شود همکاری خیلی خوبی را با آنها داشت.

 در بحث های مالی مشکلی با چینی ها نداشتیم؟

هنوز به آن صورت بحث های مالی برجسته نشده ضمن اینکه ابعاد هزینه  ای راکتور جدید اراک هم قابل مقایسه با راکتورهای قدرت مثل بوشهر نیست. در بودجه کل کشور بودجه راکتور اراک چیزی حدود 800 میلیارد تومان برای کل پروژه پیش بینی شده است. البته این رقم بعد از اتمام طراحی ممکن است تغییراتی داشته باشد.

 برجام در بحث های تحقیق و توسعه در حوزه شما جلوی شتاب را گرفته یا راه را باز کرده است؟ با توجه به این نکته که در پیوست سه برجام فصل همکاری های بین المللی وجود دارد که در آنجا به همکاری در ساخت نیروگاه و راکتور هم اشاره شده است.

قبل از بحث برجام هم نیروگاه بوشهر جزو تحریم  های هسته  ای نبود اما در عمل کسی با ما همکاری نمی  کرد و ما صرفا به روسها محدود بودیم. بعد از برجام فضا کاملا تغییر پیدا کرده و حتی اگر به صرفه باشد که باز هم فقط از خدمات روسها استفاده کنیم، این فضا باعث شده تا در شرایط بهتری بتوانیم با روسها معامله کنیم. قبلا روسها به ما اصرار می کردند که اگر خدماتی از شرکتها و کارخانه  های روسی می خواهید بگیرید باید همه را از طریق شرکت اتم اکسترو اکسپورت بگیرید. این هم هزینه  های ما را بالا می  برد و هم کیفیت خدمات خوب نبود، در حالی که الان فضا باز شده و به مراتب هزینه  های قطعات یدکی و کارشناسی را کاهش داده است. همچنین در بحث  های ایمنی می  توانیم از اروپایی  ها استفاده کنیم. در مجموع باید گفت که ما در حوزه برق هسته  ای، شرایط بسیار خوبی را حتی در این مدت کوتاه چند ماهه حس کرده  ایم.

 پس می توان گفت شما جزو گروهی هستید که می گویند برجام برنامه هسته ای ایران را کند نمی کند؟

اعتقاد خودم این است که آنچه که آینده صنعت هسته  ای را رقم می زند نگاهی است که ما در داخل به این صنعت داریم. اگر کماکان دولت و نظام از صنعت هسته  ای حمایت کنند با توجه به توانمندی هایی که وجود دارد مسلما در این صنعت می  توانیم پیشرفت  های بیشتری داشته باشیم و اگر نگاه، نگاه محدود کننده باشد به طور طبیعی ما افت خواهیم کرد.

 برنامه رسیدن به 10 هزار مگاوات برق هسته ای برای 10 سال آینده چه میزان واقعی و عملیاتی است؟

قید 10 سال که جایی مطرح نشده است و متاسفانه به لحاظ زمانی هیچ برنامه کلان مصوبی برای برق هسته  ای نداریم و شاید یکی از مزایای برجام این باشد که ناچاریم یک برنامه مصوب 15 ساله به آژانس بین  المللی انرژی اتمی ارائه کنیم. اگر معلوم باشد که باید در 15 سال آینده 10 هزار مگاوات برق هسته  ای داشته باشیم، الان زمینه  های زیادی برای تحقق این هدف داریم و فقط مملکت باید یک تصمیم واقعی بگیرد. الان پیشنهاداتی داریم که حتی طرف مقابل نیروگاه در ایران بسازد و برقش را بفروشند، اما این تصمیم باید در سطح کلان کشور گرفته شود که ما چه سهمی از برق را می خواهیم به نیروگاه هسته  ای اختصاص دهیم.

الان وضعیت فاز اول نیروگاه بوشهر چگونه است و تولید برق آنجا به کجا رسیده و چه زمانی مدیریت نیروگاه بوشهر کاملا به طرف ایرانی منتقل می شود؟

نیروگاه بوشهر پس از اینکه به ظرفیت تولید هزار مگاواتی خود رسید در مهر 1392 وارد مرحله تولید تجاری برق شد و تحویل موقت به کارفرما انجام گرفت. پس از آن طبق قرارداد برای یک دوره دو ساله و یا هفت هزار ساعت کار، نیروگاه و تجهیزات آن در ضمانت پیمانکار بود و در این مدت برای هر ایرادی، پیمانکار موظف است تا مشکل را برطرف سازد. این دوره در واقع دوره  ای است برای احراز اطمینان از اینکه تجهیزاتی که تحویل می  گیریم، انتظارات ما را بر اساس قرارداد برآورده می  کند. از مهر 92 دوره گارانتی شروع شد و  بعداز آن باید وارد مرحله تحویل دائم می‌شدیم که به طور معمول باید در مهر 94 انجام می   گرفت.

 در این دوسال مشکلی نداشتیم؟

مشکل خاصی نداشتیم، البته طبیعی بود که ایراداتی بروز کند و هدف این دوره مشخص شدن و رفع همین ایرادات بود. در صنعت هسته  ای نهادی داریم به نام مرکز نظام ایمنی هسته  ای کشور که همه مراکز هسته    ای برای اطمینان از ایمنی فعالیت‌های خود باید از این مرکز مجوز بگیرند، به بیان دیگر مراکز هسته  ای باید حداقل استانداردها برای ایمنی را دارا باشند. این مرکز سختگیری هایی در مورد نیروگاه بوشهر برای صدور این مجوز داشت و معتقد بود برای صدور این مجوز باید پیمانکار برخی کارها را  انجام دهد، مثلا از نظر تکمیل مستندات می  گفت مستندات موجود کافی نیست. این مسئله باعث شد از مهر 94 تا فروردین 95 اقداماتی توسط پیمانکار انجام شود که در مجموع ما در شرایط بهتری برای بهره‌برداری واحد قرار بگیریم. با صدور مجوز مرکز نظام، تحویل دائم واحد هم انجام شد . این تحویل دائم مزیتی برای روسهاست که مسئولیتشان تمام می  شود و در واقع با این تحویل دهی دائم، پرونده واحد یکم نیروگاه اتمی بوشهر در یک فصل مهم دیگر کاری هم به پایان رسید.

 آیا به لحاظ فنی نیروهای ایرانی تسلط لازم و کافی را بر بهره برداری دائم از نیروگاه و انتقال از روسیه به ایران دارند؟

زمانی که تحویل موقت نیروگاه اتفاق افتاد، یک قرارداد سه ساله با روسها برای پشتیبانی بهره  برداری نیروگاه بسته شد. در سال اول حدود 270کارشناس روس در نیروگاه بودند که سال دوم به 150نفر تقلیل یافت و در سال سوم که الان در آن هستیم حدود 60 نفر باقی مانده  اند، در مهر 95 که این سه سال تمام می شود غیر از تعدادی نماینده کارخانه  های سازنده تجهیزات اصلی مثل ژنراتور و توربین و ... که باید حضور داشته باشند دیگر ارتباطمان با پیمانکار از نظر بهره  برداری به پایان می  رسد. البته در حوزه پشتیبانی فنی به خاطر حساسیت نیروگاه های اتمی هر تغییری در نیروگاه باید به طور کامل مطالعه شود که این تغییر چه تاثیری روی ایمنی نیروگاه خواهد داشت و باید موافقت دستگاه های ناظر بر ایمنی نیروگاه برای این تغییر اخذ شود. طبیعی است برای اینکه در این حوزه هم به روسها متکی نباشیم  شرکتی به نام توانا تاسیس شده که بهترین فارغ  التحصیلان دانشگاهی را در رشته  های هسته  ای، مکانیک و برق و ... جذب کرده و در حال آموزش هستند.

 در بحث تامین سوخت راکتور بوشهر در فاز یک مشکلی نداشتید و سالی 27 تن نیاز این راکتور به راحتی تامین شد؟

این سوخت را از یک شرکت معتبر روسی به نام تول (TEVEL)تامین می کنیم که برای بیش از 70 راکتور قدرت در جهان سوخت تولید می  کند و با ما نیز همکاری خوبی دارد. سیاست سازمان انرژی اتمی این است که توانایی ساخت سوخت نیروگاه بوشهر را کسب کند برای این کار سوخت مجازی در سال گذشته تولید شد و امسال هم قسمت‌هایی از سوخت واقعی ساخته شده و در حال تست و پرتو دهی می‌باشد. ولی آنجایی که برای کشور مقرون به صرفه باشد که از خارج سوخت را تامین کند و منابع راهبردی اورانیوم خود را حفظ کند طبیعی است که از این گزینه استفاده کند.

 اولویت ما برای واحدهای دیگر بوشهر هم این است که بتوانیم این سوخت را از خارج تامین کنیم؟

بله. در عین تلاش برای تولید سوخت هسته  ای در داخل تا آنجایی که بشود سعی داریم آن را از خارج تامین کنیم.

 پس هدف از تولید سوخت مجازی یا همین تست سوخت راکتور قدرت چیست؟

اینها قدم هایی است برای کسب آمادگی در تولید سوخت، چون باید همیشه آماده باشیم که این وابستگی  ها باعث فشار به کشور نشود. مثل همین فشاری که کشورهای غربی بابت سوخت راکتور تهران آوردند. سیاست کشور این است که اگر روزی گفتند سوخت راکتور قدرت را به شما نمی دهیم، توانایی ساخت آن را در داخل ایجاد کرده باشیم.

 در مورد درآمد زایی در سازمان که دکتر صالحی هم طرح کردند، با توجه به تولید برق در نیروگاه بوشهر چگونه این مسئله را دنبال می کنید؟

بحث مقایسه قیمت تمام شده برق نیروگاه  های هسته  ای و فسیلی پردامنه است و جواب صفر و یک ندارد و به عوامل مختلفی بستگی دارد که مهمترین آنها قیمت سوخت فسیلی در نیروگاه های معمولی است. اگر قیمت فعلی گاز را در داخل کشور ملاک قرار دهیم، هیچ نیروگاه هسته  ای در ایران توجیه اقتصادی نخواهد داشت. اما اگر قیمت جهانی گاز را در نظر بگیریم، زمانی که قیمت گاز از حدود 20 سنت برای هر متر مکعب بیشتر شود نیروگاه های هسته  ای توان رقابت با نیروگاه های فسیلی را دارند. البته عوامل مختلف دیگری مثل زمان ساخت و دوره سوخت گذاری و ... هم موثر است. الان در مورد نیروگاه بوشهر، برق تولیدی نیروگاه را طبق ضوابطی که وزارت نیرو دارد به بازار برق به صورت یک تولید کننده خارج از مدیریت وزارت نیرو می  فروشیم. در قانون برنامه پنجم دو مولفه دیگر هم برای نیروگاه  های پاک مثل بوشهر در نظر گرفته شده است یکی اینکه مابه ازای مقدار سوختی که استفاده نمی  کنند و صرفه جویی می شود را دریافت کنند. دوم به خاطر عدم آلایندگی محیط زیست مبلغی را بگیرند که روی هم رفته رقم قابل توجهی می  شد. اما متاسفانه این بندها عملیاتی نشد و فعلا درآمدی که از محل برق نیروگاه بوشهر داریم صرفا آن چیزی است که باید از وزارت نیرو دریافت کنیم که این هم به دلیل مشکلات جدی مالی که صنعت برق کشور دارد به صورت مطالبات انباشته شده باقی مانده است.نیروگاه اتمی بوشهر بیش از 500 میلیارد تومان در طول این چند سال از وزارت نیرو طلب دارد که به همین تناسب خیلی از کارهای ضروری را برای نیروگاه نتوانستیم انجام دهیم.

 یعنی شما از مهر 92 تا الان حدود 500میلیارد تومان برق به وزارت نیرو فروختید؟

مبلغ فروش بیشتر بوده چون مقداری را هم دریافت کرده  ایم. شاید بالای 750میلیارد تومان فروش برق نیروگاه بوشهر بوده است.

 در فاز اول بوشهر از همکاری روسها در بحث تامین سوخت ، انتقال فناوری و. .. راضی بودید که می خواهید فازهای بعد را هم با روسها انجام دهید یا اجباری در این میان وجود دارد؟

خوشبختانه در شرایط حاضر مجبور نیستیم از یک کشور خاص برای ساخت واحدهای جدید استفاده کنیم. تجربه ما با روس ها در این  واحد یک تجربه خوبی بوده، البته بدون مشکل هم نبوده، اما بسیار بهتر از آن چیزی است که در اذهان جامعه وجود دارد و روس ها را مسئول تاخیر زیاد در ساخت نیروگاه بوشهر می  دانند. واقعیت این است که روسها از میانه کار به دعوت ما آمدند و توصیه هم می  کردند که شروع یک واحد از ابتدا، ارزانتر و سریعتر از این خواهد بود که واحد موجود را کامل کنیم. ولی به دلایلی کشور ما تاکید داشته که همین واحد نیمه کاره را تمام کنیم، که کار فوق  العاده و پیچیده  ای بوده است. از نظر فناوری به هر حال فناوری روسیه با کره  ای  ها و فرانسوی  ها و آمریکایی  ها متفاوت است. نیروگاه های روسی نفرات بیشتری را برای بهره  برداری نیاز دارند و سطح اتوماسیون پایین  تری دارند، ولی به واسطه نوع طراحی، ورود ما برای ساخت داخل تجهیزات امکان پذیرتر است. در مجموع از همکاری روس  ها رضایت داریم و عملکرد نیروگاه هم در این مدت نسبتا خوب بوده است. با اطمینان می  گویم به هیچ وجه سازمان تحت فشار یا نبود گزینه  های دیگر به طرف روسیه نرفته است به خصوص در مورد واحد دو و سه بوشهر البته اصولا خیلی منطقی نیست که در یک سایت دو فناوری متفاوت هسته  ای داشته باشیم. در صنعت هسته  ای استانداردها و رعایت دقیق دستورالعمل  ها فوق العاده حیاتی است و در یک سایت مناسب نیست دو استاندارد و فرهنگ حاکم باشد.

 الان حدود یک سال است که صحبت کلنگ زنی بوشهر می شود علت تاخیر چه بود؟

این تاخیر چند عامل دارد. قرارداد واحدهای دو و سه در بیست آبان 93 به امضا رسید و در همان قرارداد پیش بینی شده بود که مطالعات محیطی با کمک روسها و توسط پیمانکاران ایرانی شروع شود. ما اصرار داشتیم که در این کار طرف های ایرانی دخیل باشند. توانستیم دو موسسه معتبر داخلی را در مورد بحث زلزله در کنار پیمانکار روس قرار دهیم. این مطالعات باید به سرانجام می رسید تا بحث طراحی شروع شود و ترجیح مسئولان ایران و روسیه این بود که فشاری روی کارشناسان نیاوریم تا با حوصله به نتیجه قطعی برسند و پس از آن کار کلنگ زنی انجام شود. کارشناسان می  گفتند اواخر سال 94 کارمان تمام می  شود و بعد زمان بیشتری خواستند. جناب آقای دکتر صالحی تاکید داشتند که برای کار کارشناسی هیچ محدودیتی ایجاد نشود. دلیل دیگر بحث این است که نیروگاه های اتمی سرمایه‌گذاری فوق  العاده سنگینی نیاز دارند و در مورد این دو واحد جدید کشور باید آمادگی مالی لازم را در خود ایجاد می کرد.

 هزینه هر واحد نیروگاه هزار مگاواتی مثل بوشهر چقدر است؟

حدود 8 میلیارد یورو (  تقریبا 30 هزار میلیارد تومان) برای 2 واحد منابع مالی نیاز است. مشخصات فنی دو واحد یکسان هستند و یک سری قسمت های مشترک وجود دارد که باعث کاهش هزینه  ها می  شود. این دو واحد در همان محوطه نیروگاه واحد یک ساخته می  شوند و به فاصله دو سال از شروع پروژه واحد سه هم شروع می‌شود. بر اساس تدبیر مسئولان کشور در مقطعی به روسها منعکس شد که برای فاینانس این پروژه تدابیری در نظر بگیرند و اعلام شد تامین مالی پروژه به صورت کامل از طرف ایران قابل قبول نیست. این هم یکی از دلایلی بود که کار را عقب انداخت. الان بحث جمع  بندی داده  های پایه طراحی مطرح است و در مورد فاینانس هم دولت در کمیسیون مشترک همکاری ایران و روسیه این کار را دنبال کرده و مسئولین اقتصادی نیز در مراودات خود با روسها موضوع را دنبال می  کنند. در مجموع  امیدواریم در آینده نه چندان دور عملیات ساختمانی شروع شود. دو واحد جدید از نظر ایمنی در بالاترین سطح ایمنی روز دنیا هستند و از نسل سه پیشرفته به حساب می  آیند. ظرفیت اسمی هرکدام 1057 مگاوات است. همچنین در این دو واحد کارفرما تعهد داده که امکان استفاده از انرژی این واحدها برای آب شیرین  کن را در نظر بگیرد.

  در رابطه با چینی ها وضعیت همکاری های هسته ای ما چگونه است؟

چینی ها در سه زمینه علاقه  مند به همکاری با ایران هستند. یک زمینه تعهداتشان در بازطراحی راکتور آب سنگین اراک است. یک پیشنهاد هم چینی  ها دارند برای ساخت واحدهای کوچک صد مگاواتی که سازمان مشغول کار روی آن است. پیشنهادی هم برای واحدهای بزرگ داشتند که مستلزم این است تا مطالعات دقیق  تری در کشور انجام گیرد. در نتیجه بیشتر موضوع راکتور آب سنگین اراک و راکتورهای کوچک حدود صد مگاواتی مطرح می  باشد.

 این امکان وجود دارد که راکتورهای صد مگاواتی چینی در دوره چندساله آینده و در کنار پروژه هایی که با روسها داریم ساخته شوند؟

بله، این راکتورها به دلیل سرمایه  گذاری کم  تر، و یکی از ویژگی  هایی که مورد ادعای چینی  هاست یعنی عملکرد خوب در تولید آب شیرین، که اگر در سواحل مکران نصب شوند می تواند در توسعه منطقه موثر باشد، ممکن است ساختشان همزمان با واحدهای بزرگ شروع شود. از طرف دیگر چون این راکتورهای کوچک یک فناوری نو به شمار می آید، و هنوز هیچ واحدی از آن  ها در عمل مشغول به کار نیست،  نیازمند زمان است و نباید عجله کرد.

 مکان یابی برای این واحدهای کوچک انجام شده است؟

یک سایت در نزدیکی چابهار بررسی و به طور مقدماتی انتخاب شده است اما بعد از جدی شدن طرح، نیاز به مطالعات عمیق  تر دارد.

آقای دکتر از این که وقت خود را در اختیار مخاطبان روزنامه خراسان قرار دادید متشکریم.

 

 

 

نویسنده: هادی محمدی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: