به گزارش خبرنگار خبرگزاری برنا در آذربایجان شرقی، ماه محرم که می‌رسد سرتا سر شهر رخت عزا بر تن می‌کند و دیگ‌های بزرگ نذری از پستوهای خانه مادربزرگ بیرون می‌آید تا بار دیگر عطر دل انگیز نذورات سرور و سالار شهیدان، در حیاط خانه مادربزرگ بپیچد. خوب به یاد دارم وقتی ماه محرم می‌رسید خانه مادر بزرگ صفای دیگری داشت، مادربزرگم به دور از هر ریا و خودنمایی سعی در اطعام فقرایی داشت که در این ایام حتی یک غذا نصیب آنان نمی‌شود .

مادربزرگم حکایت نذری امام حسین را برایم می‌گفت که عطر و طعم آن با دیگر غذاها متفاوت است و نباید ذره‌ای از آن را دور ریخت اما حال که فکر می‌کنم، می‌بینم تمام این‌ها در همان حیاط خانه مادربزرگ به یادگار ماند. تنها کافی است در روز عاشورای حسینی سری به خیابان و کوچه‌های شهر بزنید متأسفانه ظرف های یکبار مصرف نذورات که در جوی آب‌ها ریخته می‌شود و به همین راحتی فرهنگ نذری ما به زیر سؤال رفته و قامت هر پاکبانی را خمیده می‌کند.

کمتر کسی است که دهه محرم را بدون خوردن نذری و دادن احسان به پایان ببرد هر کسی با نیتی در دل، سعی در خیرات در راه امام حسین (ع) دارد. باید بگویم فرهنگ نذری در میان مردم ایران از دیرباز رواج داشته است؛ اما ای کاش فرهنگ نذری دادن ما به خودنمایی و اسراف توسط افرادی که نذورات را بر زمین می‌ریزند پیوند نخورد و سعی داشته باشیم خیرات خود را به افراد نیازمند واقعی که در همین چند قدمی ما هستند برسانیم و این را باید همواره در نظر گرفت که خیرات، تنها نذری دادن غذا نیست.

امسال ایام دهه محرم به روزهای نزدیک به بازگشایی مدارس پیوند خورده است متأسفانه افزایش قیمت لوازم التحریر، بسیاری از کودکان به خصوص دانش آموزانی که در خانواده‌های بی بضاعت، مشغول به تحصیل هستند را با مشکلات بسیاری روبرو کرده است؛ درد را از هر طرف که بنویسی درد است این روزها تصاویر رنگارنگ جلد دفترها، حسرت کودکانی است که به جای مشق کردن در صفحه صفحه‌های این دفاتر، برای چند دقیقه‌ای هم که شده پشت ویترین نگاه می‌کنند و می‌گذرند.

از بوی غذای نذری امام حسین (ع) در حیاط خانه مادربزرگ گفتم تا به اینجا برسم که بد نیست این روزها، خیرات خود را تنها صرف غذا نکنیم و این فرهنگ را از خودمان شروع کنیم که می‌توان به راحتی دلهای فرشته‌های کوچک را شاد کرد.

این روزها تأمین لوازم مورد نیاز مدارس توسط خانواده‌ها به خصوص خانواده‌هایی که چرخ زندگی آنان به سختی می‌چرخد به یکی از مشکلات اصلی تبدیل شده است؛ کودکانی که دغدغه آنان، پوشیدن لباس فرم مدرسه، کیف و کفش نو و وسایل مورد نیاز برای مدارس است.

گذشته از نیاز دانش آموزان بی بضاعت، در همین حوالی خانواده‌هایی هستند که پدران آنها، سالهاست پشت میله‌های زندان زندگی خود را سر می‌کنند و در حسرت یک دورهمی ساده با عزیزان خود هستند.

کاش سعی کنیم روزهای عزاداری اباعبدالله الحسین به لبخند روی لبان دانش‌آموزان بی بضاعت و دور همی زندانیان غیر عمد کنار خانواده ‌شان پیوند بزنیم.

یادداشت از: احمد رضایی