در حالی که در درون شهرداری تهران و میان قاطبه صاحبنظران و شهروندان تهران، اجماع قوی برای شهردار شدن محسن هاشمی به وجود آمده است، یکی از کاندیداهای احتمالی 1400، مخالف آن است، اما دلیل اصلی مخالفتش را نمی تواند بیان کند.

آنهایی که در مجموعه شهرداری تهران کارکرده اند، کارآمدی فوق العاده هاشمی در مجموعه مترو را دیده اند و می دانند که ماشین در گل مانده شهرداری تهران، به مدیر متبحری نیاز دارد که بتواند بلدیه پایتخت را به مسیر پیشرفت برساند و رضایتمندی شهروندان را جلب کند. اکنون هفت ماه گذشته و چنته مخالفان شورای شهر تهران از انتقاد و تخطئه پُر است و همچنان بر طبل ناکارآمدی در شهرداری می کوبند.

عمده ساز مخالفت با شهردارشدن محسن هاشمی، از طرف کسانی کوک شده است که چشم به انتخابات موعود در 1400 دوخته اند و از تحرکات رقبای جناحی خود چنین برداشت کرده اند که برای نامزد اصلاح طلبان، رقیب درست می کنند و یکی از رقبای محتمل، محسن هاشمی خواهد بود که فقط در صورت شهردارشدن، بخت حضور در رقابت آن سال را خواهد داشت؛ بنابراین در هر شرایطی او باید دور از صندلی خیابان بهشت باشد و راهبرد هرکس به جز محسن هاشمی از همین ناحیه درست شده است.

دوستانی که محاسبات و معادلات خود را بر مبنای دسته بندی های مرسوم چیده اند، آگاه باشند که امروز چپ و راست نظم مستقر از یک ناحیه تهدید می شوند. این تهدید فزاینده از ناحیه افراد و گروه هایی است که نظم موجود را بر نمی تابند و اکنون وارد بازی شده اند. پس دو رقیب کنونی در عرصه کلان سیاسی، موافقان نظم مستقر و مخالفان آن هستند. بحرانی هم که نظم موجود را تهدید می کند، سوای همنوایی و  همگرایی دشمنان منطقه ای و بین المللی، بحران ناکارآمدی در کشور است.

مردم امروز از نظام سیاسی کشور، کارآمدی طلب می کنند و کاری با چپ و راست ندارند. پیام اصلی ناآرامی های ناگوار زمستان پارسال همین بود. اگر به این مطالبه پاسخ درخور داده نشود، مخالفان نظم موجود، فضای زیست خواهند یافت و پشتیبانی های فزاینده بیرونی، عرصه را بر موافقان نظم مستقر تنگ خواهدکرد. پس اگر کسانی با سودای انتخابات 1400، با علم به کارآمدی محسن هاشمی، استراتژی خود را دوری او از صندلی شهردار تعریف کرده اند، بدانند که با تکرار اشتباهات، دیگر انتخاباتی و هزار و چهارصدی در کار نخواهد بود که آنها به رویای بزرگ خود صورت تحقق ببخشند.

امروز نظام جمهوری اسلامی نیاز دارد، فتیله جناح‌بازی ها را پایین بکشد و همه عناصر کارآمد خود را وارد میدان کند. این فرصت بعید است تکرار شود. شهرداری تهران بخشی از این کار است. در تمامی بخش های کشور به دور از قبیله گرایی، نیاز به همدلی و همکاری وجود دارد. پافشاری بر راهبرد اشتباه همگان را متضرر خواهد کرد.

 امروز مدیرانی مثل محسن هاشمی، فرصت هستند؛ تهدید نیستند. کارآمدی باید کارنامه داشته باشد و نتیجه آن در کاهش فساد اداری، رشد اشتغال، کاهش بیکاری، حفظ ارزش پول ملی و رونق صنعت و اقتصاد دیده شود. البته زمان چندانی در دست نیست و موانع و مشکلات در حال افزایش است. استقرار نظام کارآمد در شهرداری تهران، باید از این زاویه دیده شود. تصمیم اعضای شورای شهر که متأثر از بزرگان اصلاح طلب است، نشان خواهد داد که تلاش برای حفظ نظام، نزد آنان از چه درجه ای برخوردار است.