به گزارش خبرنگار اجتماعی برنا، این روزها از گوشه و کنار این مرز و بوم، حوادثی به گوش می رسد که علت و انگیزه ارتکاب آن، افراد را دچار شک و تعجب می کند.

در نزدیک ترین مورد آن، اقدام عجیب پسر 17 ساله ای که در موفقیت زبانزد بوده و مدال طلای امداد و نجات را از سوی سازمان هلال احمر کسب می کند. او با ورود به دبیرستان دخترانه سما در تاکستان 40 دختر را قربانی یک نقشه عجیب کرد.

در جستجوی خبری می توان به نمونه های افراد باهوشی برخورد کرد که جرایم بزرگی را مرتکب شده اند به طور مثلا   پزشک سرشناس تبریزی که خانواده خود را به قتل رسانده بود و مورد دیگر نیز قاتل سریالی زنان تهرانی توسط دانشجوی نخبه دانشگاه صنعتی شریف.

چه می شود که مرز بین خوب و بد بودن در افرادی که بهره هوشی بالایی هستند در هم ادغام می شود؟ برای پاسخ به این سوال با مرتاج خادم، روانشناس تربیتی و مدرس دوره های روانشناسی تحلیلی گفتگو کرده ایم.

این روانشناس در گفتگو با خبرنگار اجتماعی برنا می گوید: اگر بخواهیم رفتار مجرمانه افراد را از بعد روان بررسی کنیم باید ابتدا نوع و شیوه تربیت او از دوران کودکی تا بزرگسالی مورد توجه قرار گیرد. اینکه جرم انجام شده آیا به دلیل اختلال شخصیت اتفاق افتاده یا میل به تخریب گری؟

وی تصریح کرد: در جامعه افراد موفقی که دست به جنایت می زنند کم نیستند و علت این موضوع را باید علاوه بر جامعه در خانواده جستجو کرد. چرا که فرد موفق گاهی با سختگیری های بیش از حد خانواده در موفقیت درسی و شغلی مواجه می شود که در نوع خود بسیار تخریب گر بوده و شخص را دچار خشم درونی می کند.

خادم ادامه داد: این افراد موفق  برای پاسخگویی به توقع خانواده مجبور هستند یک دستاوردی برای خود داشته باشد و به هر شکل ممکن خواسته خانواده را تامین کند، بنابراین بر اثر فشار روانی با وجود انتظاری که از فرد نخبه نمی رود اما دست به رفتارهایی از قبیل حیوان آزاری، کودک آزاری، اعتیاد و ... می زند.

این روانشناس تربیتی افزود: مصداق آن پسر 17 ساله موفقی است  که همین چند روز پیش  وارد مدرسه دخترانه ای در تاکستان  شده و آن عمل عجیب را انجام می دهد، در واقع اگر بخواهیم این موضوع را تجزیه و تحلیل کنیم جدا  از اختلال شخصیت و فرض به اینکه این فرد یک فرآیند رشد عادی داشته است باید گفت که میل به تخریب در وی منجر به ارتکاب چنین عملی شده است.

خادم بیان کرد: ما بسیاری از نخبگان را می بینیم که  در عین موفقیت، معتاد می شوند که به این عمل میل به تخریب می گویند. انواع مختلف آن نیز درونی و بیرونی است، یعنی فرد درگیر شده، یا به خود یا به خانواده، دیگران و جامعه آسیب می زند.

این مدرس دوره های روانشناسی تحلیلی خاطر نشان کرد: حدس هایی که در این پرونده می توان زد میل پنهان به شکست بوده که از طرفی فرد می خواهد امنیت، ثبات و آرامش خود را حفظ کند اما از سوی دیگر با انجام اعمال عجیب همه چیز حتی آینده خود را تباه می کند، در واقع مثال ساده آن پشت پا گرفتن برای خود است.

وی تاکید کرد: عمده دلیل میل پنهان به شکست به رابطه فرزند با مادر بر می گردد چرا که فرد خاطی امنیتی که باید با مادر تجربه می کرد را هیچ گاه احساس نکرده و برای کسب رضایت از خانواده و جلب توجه والدین، رسانه ها ، مردم و حتی مسئولان دست به اقدام عجیب یا جنایت می زند.

خادم ادامه داد: حتی با این دیدگاه که فرد هنجارشکن برای جلب توجه مرتکب اعمال ناشایست شده است باز هم به کسب ضمانت امنیتی- روانی و عاطفی بر می گردد. مراجعه کنندگان زیادی از این نوع تیپ شخصیت وجود دارد که دانش آموزان تیزهوشان هستند و  از یک سنی به بعد به دلیل فشار بیش از حد،  دچار اختلال شخصیت یا خشم درونی می شوند بطوریکه فرد در 3 سالگی خواندن و نوشتن بلد بوده اما در 30 سالگی حتی نتوانسته لیسانس ساده را اخذ کند.

مدرس دوره های روانشناسی تحلیلی در پایان مصاحبه به برنا گفت: بنابراین مهمترین راهکارهای پیشگیری از این موضوع به ویژه در افراد نخبه و موفق، پایان دادن به فشارهای درسی و موفقیت صد در صد خواستن از فرزندان است. دست یاری مسئولان به فراهم سازی روان سالم نیز می تواند موثر باشد ، افزایش برنامه های شادی آفرین و سریال های تلویزیونی مفرح ، همچنین اماکن تفریحی برای تخلیه فشار و خشم جوانان تدارک دیده شود تا تکانه های خشم کودک و نوجوانان محدود به بازی های کامپیوتری خشن نباشد و در نهایت انتخاب مشاوران با تجربه در مدارس به منظور جهت دهی تربیتی به والدین و دانش آموزان، از دیگر اقدامات اثر گذار در این حوزه خواهد بود.