مغز اندام حیاتی، مهم و شگفت انگیز ما آدمیان است. این عضوِ یک کیلو و سیصد و شصت گرمی (به طور میانگین) با حدود یکصد میلیارد سلول عصبی ، امکانِ آگاهی از گذشته دور، زندگی در حال و شبیه سازی آینده را برایمان میسر می سازد

مغز است که ما را غرق در شور و هیجان می نماید واندیشیدن به اینجا و آنجا را برایمان میسور میسازد ، امکان خلقِ ابداعاتِ خارق العاده را در اختیارمان قرار میدهد، تجربه لذت و شادی را برایمان مهیا می سازد، یاریمان می دهد تا گره از مسائل پیش روی خود و دیگران بگشائیم و زندگی را شورمندانه زیست کنیم و با مغز است که یاد می گیریم تولیدِ دانش کنیم، نقشه ریزی کنیم  و انبوه دانش را به "حافظه" بسپاریم.

اما مغز به سبب مدیریت و فرماندهیِ انبوه فعالیت های جسمی، عاطفی، شناختی و ارتباطی اولاً بسیار شکمباره است؛ بگونه ای که با اختصاص تنها ۲ درصد وزن کل بدن به خود حدود یک چهارم کل انرژی بدن را مصرف می کند.

ثانیاً بسیار آسیب پذیر و زود رنج است و آسیب پذیری مغز در برابر دو چیز بیش از هر چیز دیگری است.

آن دو، یکی الکل است و آن دیگری انواع مواد مخدراست. اولی عمدتاً لب پیش پیشانی مغز pere frontal،که مسئول فعالیت های ذهنی، شناختی و قضاوت ومنش اخلاقی است را دستخوش آسیب های جدی قرار میدهد و لاجرم فرد را در انجام فعالیت هایی که به سامان رساندن آنها مستلزم اندیشه و برنامه ریزی و دقت نظر است دچار مشکل می سازد و دومی (یعنی مصرف مخدرها) بیش از همه بر "سیستم لیمبیک" که درگیر عواطف و هیجانات مختلف و حافظه است تأثیر ویرانگری میگذارد. این تأثیر به ویژه از آن رو است که بر اساس یافته های جدید عصب شناختی و اطلاعات حاصل از تصاویر MRI، مدت کوتاهی پس از مصرف مواد مخدر بالاخص مخدرهای صنعتی این بخش مغز بین ۸ تا ۲۰ درصد کوچکتر میشود و حتی پس از مصرف یک قطره الکل و یک بار مواد مخدر بخشی از سلولهای مغزی دود میشود و به هوا میرود.

کوچک شدن بخش های مختلف سیستم لیمبیک مغز به ویژه هیپوکامپ (که سامانه اصلی حافظه است) و آمیگدال (که سهم زیادی در ادراک هیجانات دارد)، آثار زیانباری بر عملکرد کلی مغز برجای میگذارد ، به عنوان مثال کارکرد مغز آنچنان افت

میکند که "شخصیتِ اخلاقی" فرد به میزان زیادی فرو می پاشد و قدرت و توان فراخوانی اطلاعات از حافظه تحلیل میابد و انسجام ذهنی او از هم می پاشد و  استعداد عبرت گیری و تجربه آموزی نیز از بین میرود و ظرفیت های عاطفی  نظیرِ  همدلی و هم حسی و لذت بردنِ عمیق و شادکامی، به میزان قابل توجهی کاهش می یابند. همچنین استمرار مصرف موادمخدر موجب بروز علائم "شبه آلزایمری" در فرد میشود.

 البته آثار مواد صرفا در سطح تخریب سخت افزاری مغز محدود نمی ماند بلکه این مواد به شدت ترشح و جذب ناقلان عصبی-شیمیائی (نورو ترانسمیترها) به ویژه دوپامین و سروتونین و نور آدرنالین را نیز دستخوش اختلال و کم کارکردی قرار می دهد. علاوه بر این به سبب اثرات سوئی که مخدرها بر مراکزی همچون هیپوفیز برجای می گذارند تعادل هورمونی فرد به شدت بهم میریزد. به همین سبب فردی که دچار اعتیاد مزمن است دیگر