من خبرنگارم؛ چشم بینای جامعه ای که بر اساس رکن چهارم دمکراسی باید دسترسی آزاد به اطلاعات را داشته باشد و من به عنوان یک خبرنگار باید تسهیل کننده این موضوع باشم.

من خبرنگارم؛ روزی در تقویم به نام من است، روزی که اگر تبریک بگویند و آن را پاس بدارند به چشم بینای جامعه کمک کرده اند و شان و شخصیت به جامعه بخشیده اند، اما اگر آن روز را نیز به فراموشی بسپارند هیچ خللی در وظیفه ای من  نمی توانند به وجود آورند، چون نماد من قلم من است.

من خبرنگارم؛ از روزی که قدم در این راه گذاشته ام با خودم عهد بستم که هیچ وقت به دنبال منفعت شخصی خودم نباشم و قبل از هرچیزی به دنبا احقاق حق این مردم باشم.

و بازهم من خبرنگارم؛ همراه با مشکلات فراوانی که در دنیای حال حاضر روز به روز تشدید می شود و گاهی اوقات قدرت تشخیص شب و روز را از من سلب می کند، مشکلاتی که به من نشان می دهد دنبال کردن این حرفه و فعالیت در آن هیچ گاه به آسانی نبوده و در کنار گرفتن حق خود باید برای حق مردم هم بجنگم تا به عدالتی که برای در فکرم پرورانده ام برسم.

بالاخره 17 مردادماه امسال هم فرا رسید و من برای اولین سال در داخل تحریریه این مراسم را به همراه تمامی همکاران جشن گرفتم . من یک خبرنگار یکساله ام . تازه اول راه با اهداف بزرگ برای بهبود شرایط کشورم.

و اما یک نکته؛ ای کاش مسئولین فقط به 17 مرداد و یادآوری روز خبرنگار در تقویم بسنده نکنند و مشکلات این جامعه را قبل از بیشتر شدن و بزرگتر شدن حل کنند، این جامعه و این قشر دیگر از تکرار های مکرر خواسته های خود خسته شدند و به اندازه کافی امید در درون ها کمرنگ شده است، ای کاش قبل از رسیدن کارد به استخوان به داد فریادهای این قشر برسیم.