دستور علمی خبرنگاری نه تنها در ایران که در جهان باید تغییر کند و به یک بازنگری اصولی و اساسی نیازمند است. همانطوری که زندگی انسان ها با ورود فضای مجازی و دنیایی که اینترنت به زندگی انسان ها بخشیده ، دچار تحول شده است، دنیای خبرنگاری نیز باید همطراز با آن تغییر کند .باید این واقعیت را بپذیریم راه درست ، مقابله ، تمسخر یا زرد دانستن شبکه های اجتماعی نیست. آنها گوی سبقت خبر را در دست گرفته اند و همچنان که ما مشغول رد و تکذیب خبرهای آنها هستیم ،مسیر باختن و عقب ماندن  را در پیش گرفته ایم .

به روز رسانی فضای خبرنگاری یک ضرورت امروزی است و تصمیم درست تری به نظر می رسد. چه بخواهیم چه نخواهیم نه تنها در ایران که در اکثر کشورهای جهان با کاهش سرانه مطالعه و بی حوصلگی در خواندن مطلب های بلند از سوی مخاطبان مواجه هستیم.

در گذشته می آموختیم برای خبرنویسی از سبک های هرم وارونه،  تاریخی ، پایان شگفت انگیز ... بهره بگیریم که هنوز هم برای روزنامه نگاران قدیمی جذاب است ولی باید بپذیریم دنیا تغییر کرده است . در گذشته ای نه چندان دور ، وقتی خبرنگاری در مورد یک خبر یا گزارش به طور مثال 1000 کلمه می نوشت به او می گفتیم :"چقدر کم نوشتی " و تصورمان این بود که دانش نوشتن در مورد آن مبحث را نداشته است  یا توان بیشتر پرداختن به آن را ندارد ولی حال دنیا تغییر کرده است. امروز خبرنگار باید بتواند در کمتر از 500 کلمه اصل مطلب را ادا کند ،چرا که مخاطب او دیگر بیشتر از این حجم را نمی خواند. مخاطب امروزی بیشتر دوست دارد ببیند تا بخواند . مردم ، مخاطب خبرنگاران هستند،حتی به جرات می توان گفت فرهیختگان جامعه نیز وقتی به سراغ خبرخوانی یا مطالعه گزارشی می آیند، تمایل ندارند زیاد بخوانند. در حال حاضر خبرنگاری، حرفه ای است که ، گزیده و کوتاه، اصل مطلبش را مطرح کند ، چیزی که در کتب علمی روزنامه نگاری گذشته که هنوز بر اساس آن تدریس می شود ، رد شده است . پیشتر به خبرنگاران آموزش داده می شد که به طور مثال یک مطلب 3000 کلمه ای را  چگونه بنویسد که برای مخاطب جذاب باشد و او را تا انتهای متن بکشاند، الان باید به خبرنگار یاد داد که چگونه مطلبی را بنویسد که نهایت در 1000 کلمه همه چیز را گفته باشد.

این کوچکترین مبحثی است که دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی در فضای روزنامه نگاری به ما اجبار کرده اند. در ادامه باید رسانه ها توجه کنند که زمان حرکت جدی تر به سمت گزارش ها و خبرهای تصویری است ، دیگر تصاویر نیستند که بخشی از گزارش یا خبر را در بر می گیرند و تکمیل کننده هستند  بلکه نوشتار بخشی از تصویر را باید به خود اختصاص دهد و تکمیل کننده آن باشد.

روزنامه ها باید بدانند که دیگر وقت آن است که صفحات خود را به مباحث تحلیلی اختصاص دهند و سماجت برای ماندن در بخش خبر نداشته باشند .رسانه ها بیشتر از اینکه سماجت برای ماندن در فضای خبر داشته باشند حتی باید به پرش از روی سیستم فعلی حاکم بر خبرگزاری ها فکر کنند و به خبرگزاری  تصویری بیاندیشند.

خبرنگاری شغلی است که باید به روزترین شغل جهان باشد. اگر ما درگیر اصول کهنه بمانیم، مردم و مخاطب خود را از دست خواهیم داد و اشتباه بزرگ ،سماجت در چسبیده ماندن به اصول کهنه است .

امروز- 17 مرداد ماه - روز خبرنگار است و اگر کسی خبرنگاری را بشناسد از دشواری های این شغل می داند و اگر کسی خبرنگار باشد حتی سختی هایش نیز برایش لذت بخش است ، پس گفتن از سختی های خبرنگاری ، گفتنی تکراری است . آنقدر این حرفه و شغل سخت بوده است که آن را دومین شغل دشوار دنیا نام نهاده اند و در همین حد گفتن و دانستن برای کسی که می خواهد بداند کافی است .

بیان اینکه از نظر صنفی دچار بی عدالتی هستیم و هیچ حق و حقوقی برای ما رعایت نمی شود نیز تکراری است ، سال ها گفتیم ، مسئولان هم خوانده اند و شنیده اند و اگر می خواستند کاری کنند خود را به نخواندن و نشنیدن نمی زدند.

پس بهتر است از گله گذاری ها بگذریم و نگاهی به آینده داشته باشیم و بپریم! و از کهنه ها رد شویم و خیلی سریع خود را آنقدر به روزرسانی کنیم که باردیگر مخاطب به ما توجه کند و ما منبع اخبارش شویم . در موقعی که درگیر گله گذاری های کهنه هستیم و سمج وار به کهنه ها آویزان مانده ایم ، مخاطب خود را داریم از  دست می دهیم . الان و در این روزها ؛ موقع پریدن است نه گله گذاری .

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: