به گزارش برنا از ایلام  جمشید زاده در این یاداشت آورده است ؛تحولات تاریخی ممکن است خصلت ادواری داشته باشند؛این قضیه یکی از جملات کلیدی افلاطون است و در رساله سوفسطایی خویش که با ارسطو هم بر سر این مسأله هم قصه و هم داستان است که چرخه ای تاریخی وجود دارد شامل دوره ای که در آن عشق حاکم است و دوره ای دیگر که در آن ستیزه فرمان می راند؛در واقع ارسطو به نقل از امپدوکلس معتقد بود دوره کنونی دوره سلطنت ستیزه است چنانکه دوره پیشین دوره عشق بود؛ این قضایا فلاش بکی به داستان سوفسطایی پارلمان یازدهم که از زمان آغاز بکار که رئیس پارلمان در اولین نطق پیش از دستور خویش بنای کار مجلس جدید را حول دو محور کلیدی معیشت مردم و اقتصاد برشمرده بود و گفته بود که این مجلس بنای تقابل با دولت در سال آخر را ندارد و اولویت ما این دو مسأله است ولی نطق های پیش از دستور بعضی از نمایندگان حوزه های مختلف استان های کشور و سپس به صحن کشاندن یکی پ۰ و سپس آمدن وزرای علوم، کشور،کار،سرپرست صمت و وزیر جهاد کشاورزی و در راند آخر وزیر خبره،باسواد و دانشمند نخبه دستگاه دیپلماسی کشور«مصدق ثانی»،محمد جواد ظریف که با داد و هوار و بلوا و شکستن کاسه کوزه های تحریم و خروج از برجام ینگه دنیا سر ایشان که به زعم خویش تیر خلاص خود  را به دولت زده اند و برای تنویر افکار عمومی این بدعت تازه را در انداخته اند که بنای مقابله با فساد و رانت و شفاف سازی همین است که از درون خود و بهارستان شروع کنیم و مرام و سبک نوینی در طول ادوار فعالیت مجلس به راه انداختند و خوراک خبری برای کشورهای مرتجع عربی نظیر عربستان و امارات و رسانه های معاند خارج از کشور تهیه و تدارک دیدند و اپیزود دوم این فیلم وسترن که آدمی را یاد فیلم«با گرگها می رقصد.»کوین کاستنر کارگردان شهیر و پرآوازه سینمای هالیوود می اندازد که در یکی از سکانس های معروف فیلم قهرمان داستان«کوین کاستنر» که یک سفیدپوست در جلد سرخپوست رفته شده زمانی که شکنجه می شود خطاب به دوست سفیدپوست خود که می خواهد زخم عمیق و ناسور وی را درمان و پانسمان کند دست وی را رد می کند و خطاب به وی می گوید:«دوای درد یک سرخپوست نمک است.» که اپیزود دوم فیلم نمایندگان تازه به بهارستان راه یافته و هنوز بر صندلی سبز پارلمان جلوس نکرده بر سر تأیید صلاحیت و سپس در دقیقه۹۰رد اعتبارنامه همتای خویش غلامرضا تاجگردون نماینده گچساران و باشت رقم و کلید خورد و شاید دوایی که بابت تسویه حساب با دولت و همتای اصلاح طلبشان دل آنها را خنک می کرد و نمک زخم آنها بود رد اعتبارنامه تاجگردون بود که وی با شعر تمام کننده خود:(یک مرد جنگی به از صد هزار...)جواب قاطع و محکمی به آنها داد.اما به کرات دیده و خوانده ایم که روانشناسان معروف دنیا بر این باور و عقیده اند که یادگیری تغییر رفتاری است که در اثر تکرار و تمرین مستمر و تجربه حاصل شده باشد و در واقع افلاطون در قطعه ای از رساله فایدون خود پیش از دو رساله کلیدی اش جمهوری و مرد سیاسی به نظریه هراکلیتوس رجوع و اشاره می کند که تغییر از هر وضع به وضع مقابل و از هرچیز به ضد آن صورت می پذیرد و این صحبت دقیق مابه ازای مسأله تاجگردون را ذهن متبادر می کند که مجلس تمام اصولگرا و انقلابی که شیوه جهادی سبک آنهاست تغییر را بر جناح مقابل و ضدخویش که تاجگردون از همان قماش است کلید و استارت زد و وی هم به جای توضیح و حل صورت مسأله بر سماجت و تندروی آنها اصرار نمود و به ضرس قاطع آب پاکی روی دست آنها ریخت که از ابتدا که بنای اصلاح امور جامعه و دغدغه معیشت جامعه و تنگنای اقتصادی را داشتند ولی در شعار و در عمل در همین شروع مایلها با آن فاصله انداخته اند به این نتیجه رسید که زودتر از موعد بادبان ها را پهن کرده و به خانه بازگردد.بدون اصلاح ریشه ای و ساختاری فساد حرکت های گذرا بطئی و مقطعی صورت مسأله را حل نخواهد کرد و بدون سبب شناسی اقتصادی و مورفولوژی اجتماعی و ارائه الگوهای درست از سوی نخبگان اقتصادی و حقوقدانان ابزار اختلاف نظر  بیشتر فراهم شده که اقدامی بس دشوار خواهد شد.مجلس تازه هنوز در ابتدای راه است و فعلا مورد تأیید یا رد قاطبه جامعه نیست؛ستیز و مشاجره اغلب زیانبار است و از یک ساختار اولیه برخوردار است.با آگاهی از ساختار مشاجره می توان به شکلی منصفانه مسأله را جا انداخت و آن را حل کرد؛در واقع مجلسیان جدید باید به این قضیه مهم وقوف یافته و بدانند که در صحن سبز بهارستان دایره واژگانی خویش را اشاعه و گسترش دهند و از فرهنگ و نهضت مطالعه که مورد تأکید همیشه رهبر انقلاب است در بحبوحه کرونا و تحریم بیشتر بهره ببرند و هرقدر انتخاب کلمات و گزینش و به گزینی عبارات و جملات را درست انجام دهند،احساس و فیدبکی که به جامعه در پس عبارات خود منعکس و مخابره می کنند بسیار روحیه بخش،کارساز و حائز اهمیت است و از کشمکش و تنش ناخواسته میان آنها و دولت می کاهد و اصطکاک موجود را به کمترین مقدار در اوربیتال بهارستان و دولت خواهد رساند و با غوغا سالاری،بلوا،شعر و شعار نمی شود تراز توسعه را در این تروریسم تمام عیار اقتصادی و پزشکی ایالات متحده علیه ملت نستوه و دولت خدوم به پیش برد و دورنمای مد نظر رهبر معظم انقلاب را در افق چشم انداز محقق ساخت و موفقیت مجلسیان تازه در رد اعتبارنامه همتای غیرمسلک و غیرحزبی خویش موجب خزلان یا خرسندی جامعه نمی شود بلکه در مقابل اعتماد کردن به دیگران و تحمل ایده و دیدگاه مخالف نیز نقش قابل توجهی در بهبود تراز مجلس ایفا می کند که عدم تحمل قدرت نقد طرف مقابل مسائل را بجای مرتفع نمودن صعب و دشوارتر می کند و باید به قول خواجه شیرین شکر شیراز:(آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/با دوستان مروت؛با دشمنان مدارا.)را به نحو درست و شایسته در وضعیت موجودمدنظر قرار داد و باز کردن زخم ناسور و شخم زدن تحصن مجلس ششم و حوادث تکراری۸۸بدترین آفت سر راه تنش و مخاصمه ناخواسته مجلس و دولت و عقده گشایی نامبارکی است چرا که گذشته عطف به ماسبق نمی شود و این قضیه با روح دموکراسی و پارلمان داری در تناقضی مبرهن و پارادوکسی آشکار است.بر این باورم که میان امور واقع و تصمیم و خواست های«بین هست و باید»بین دوجناح سنتی و رقیب جامعه و به تبع آن بین مجلس کنونی و دولت دوگانگی و ثنویتی وجود دارد و به دیگر عبارت معتقدم محال است بتوان تصمیم ها یا خواست ها را به امور واقع تحویل نمود هرچند می توان با آنها مثل امور واقع برخورد کرد و گشادگی در امور یا شکاف و خلاء. در مسائل جامعه به صورت مسأله اصل یا آغاز باقی است از این رو می توان انتظار داشت که برای رسیدن به آرمان حول دو محور پیشنهادی در گرانیگاه و مرکز ثقل مجلس یازدهم این دو ایده باید در صحنه میدانی و عمل به روشنایی و نیکی وابستگی داشته باشند نه به فراخور زمان سیاهی بر روی صفحات پارلمان برجای بگذارند و مسأله رد اعتبار نامه تنها فاصله گرفتن از اصل این دو کلید واژه است و به جای گشادگی؛شکاف موجود را در آینده بین مجلس و دولت بیشتر و بیشتر خواهد نمود.

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: