به گزارش خبرگزاری برنا از تهران ؛ زمینه سازی و مهیا نمودن شرایط لازم برای سه اصل ؛ آموزش ، فرهنگ و ورزش عاملی گردیده تا بسیاری از دولت ها بتوانند آینده جامعه خود را بیمه کرده و راه صعودی برای فتح قله های پیش رو را یکی پس از دیگری پیش گرفته و جوانان خود را جهت سلایق و علایق در کنار شکوفایی استعداد کشف و ضبط نمایند.

با کمی مطالعه درخواهیم یافت نظام آموزشی در اکثر کشورهای پیشرفته یا درحال توسعه از قدرت خاصی بهره میبرند و بیشترین اهمیت برای متولیان در نظر گرفته شده تا آنجاکه معلمان از حق شهروندی بیشماری برخوردارند و امکانات رفاهی و معیشتی آنها از دیگر صاحبان مشاغل مهم پیشی گرفته است.

مزایای یک معلم از پزشک ، خلبان ، مهندسان ، وکلا و مشاغلی که در ایران از جامعه متمول ها محسوب میگردند بیشتر بوده ؛ چراکه دولت ها و حکومت ها متصورند تنها یک آموزگار متبحر و بی دغدغه میتواند جامعه دانش آموزی را برای فراگیری علوم و حرفه های متعدد و مختص تربیت نماید.

البته نباید به سادگی ازین امر گذشت که افراد برای ورود به این عرصه بسیار سخت ، مرارت ها و زحمات فراوانی را متحمل شده و در نهایت بهترین و برترین ها میتوانند جواز حضور در موسسات آموزشی ، مدارس ، کالج یا همان دانشگاه ها را کسب کنند که خود یک شاخص معتبر برای مدرسان محسوب میگردد.

اما در ایران آنچه که شاهد میباشیم امری متفاوت از کشورهای مدنظر بوده که این امر بسیار ملموس است و با مشاهدات عینی نیز درخواهیم یافت آموزگاران و مربیان در ایران از کم اهمیت ترین اقشار محسوب گردیده و روز به روز نیز با افزون شدن بر مشکلاتشان آنچه از هویت و شخصیت اجتماعی آنها را شامل شده کاسته میشود.

در نظر گرفتن کمترین مزایا در کنار حق و حقوق های ماهیانه ، آنچنان معضلاتی را پیش روی مهمترین ارکان جامعه قرار داده که مدرسان برای تامین معیشت خود یا مجبور به دوشیفته بودن خواهند بود یا اختیار کردن شغل دوم که از مشاغل کاذب و دور از شان بوده را پیش بگیرند و همین امر سبب خواهد شد از مطالعه و فراگیری علوم جدید دور شوند ، اتفاقی که از آن میتوان بعنوان یک فاجعه نام برد.

پایان کار و بازنشستگی این عزیزان که باید همراه با استراحت ، ایرانگردی ، جهانگردی یا هر اتفاق خوش آیند دیگر باشد متقارن است با مسافرکشی یا پیشه کردن شغلی که تامین کننده نیازهای پیس رو خواهد بود.

اما آنچه طی چندسال اخیر ظهور یافته ، پدیده دبیران آزاد در مدارس غیردولتی میباشد که نگرانی های بیشماری را پدیدار گشته است.

زنان یا مردانی که از روی اجبار با انعقاد قرار دادهای یکطرفه وارد چرخه آموزش میشوند و با کمترین دستمزد به تعلیم و تربیت میپردازند.

در این بین مدارس با عنوان غیرانتفاعی از والدین پول های کلان دریافت نموده ولی کمترین هزینه را بعنوان حق التدریس بعنوان حقوق پرداخت میکنند که واریزی ها در بسیاری مواقع در طول ماه به ۳۵۰ هزار تومان نیز گزارش شده است!

اتفاقی که میتوان بعنوان بیگاری یا برده داری مدرن از آن یاد کرد!

حال با این اوصاف ، خود بخوان حدیث مفصل ازین مجمل...

براین اساس و به جهت آگاهی ازین شیوه غیر اصولی به سراغ یکی از کارشناسان آموزش و پرورش رفته تا از چند و چون آن آگاهی بیشتری یابیم.

یکی از فعالان فرهنگی در این خصوص گفت: مدارس غیردولتی دارای قوانین خاص خود هستند که بر اساس شرایط موجود به جذب معلم میپردازند و حق و حقوق را موسس یا مدیر مجموعه در نظر میگیرد.

محمدابراهیم بهرامپور افزود: تنها نقش آموزش و پرورش ، تایید افراد از سوی گزینش میباشد و راهکاری برای ادامه فعالیت ندارد.

وی ادامه داد: متاسفانه بسیاری از مدیران مدارس غیرانتفاعی طبق قرارداد ثبت شده علاوه بر بیمه نمودن به مدت ۱۵ روز در طول ماه ، حقوق های پایین تر از حد معقول را در نظر میگیرند.

بهرامپور اشاره داشت: بر اساس توافق صورت گرفته ، آموزش و پرورش میتواند یک نیرو جهت مدیریت یا معاون به مدرسه مامور نماید که موسس ازین نیرو بعنوان معلم استفاده نموده که تخلف محسوب خواهد شد.

وی افزود: برای حل این مشکل باید سازوکارها از طریق وزارت آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گیرد تا افراد متضرر نشوند.

بهرامپور ادامه داد: مقرر شده بود مدارس غیردولتی به کمک نظام آموزشی آمده ولی در عمل مشکلاتی را به وجود آورده که نمونه آن بحث مزایا و حقوق نیروهای آزاد میباشد.

وی تاکید کرد: متاسفانه نگاه بسیاری از خانواده ها بعد از تاسیس و راه اندازی مدارس غیردولتی عوض شد و احساس متفاوت بودن شکل گرفت که باید اشاره داشت درحال حاضر مدارس دولتی از نیروهای متخصص بهره میبرد که میتواند در روند رشد دانش آموزان کارسازتر باشد.

علیرضا فرجی _ فعال فرهنگی

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: