به گزارش خبرگزای برنا تهران، فراز صادقی مقدم _ فعال سیاسی اصلاح طلب در یاداشتی نوشت، اصلاح از درون تشکیلات، نقد و به روز رسانی شیوه های سیاست ورزی از اصول مهم جهان بینی فکری جریان اصلاحات در ایران بوده است، اصولی که این جریان طی دو دهه گذشته تلاش کرد تا در سایه آن ها حیات سیاسی اثر گذاری را تجربه کند .

اتوپیا یا آرمان شهری که اصلاحات در طی سال های ۷۶ تا ۸۴ در پی ساخت و پرداخت آن بود بعد ها به پاشنه آشیل این جریان تبدیل شد و اصلاح طلبان به دلیل تمرکز بیش از حد بر آزادی های مدنی ، جامعه سیاسی توسعه نیافته و دموکراسی مورد انتقاد و حتی هجمه قرار گرفتند و متهم شدند که عدالت اقتصادی و دغدغه های معیشتی را فراموش کرده و مسیری جز خواست توده های جامعه را در پیش گرفته اند .

طی دو دهه گذشته اصلاحات برای جبران چنین تمرکزی تلاش کرد که به همه توده ها و اقشار توجه کند اما این تنها اتفاقی نبود که اصلاحات با آن روبرو بود ، شکست در انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال هشتاد و چهار نتیجه تشتط رای این جریان بود که موجب از دست رفتن قوه مجریه و در پی آن قوه مقننه گردید .

این شکست ضرورت نقد از درون و بازیابی و بازخوانی سیستماتیک برخی اصول را پر رنگ تر کرد .

طیف های سیاسی در نظام های مردم سالار برای بهبود اثر گذاری خود در صحنه های اجتماعی نیازمند نقد ، اصلاح و تغییر هستند که عموم جامعه با انتقاد و مطالبه گری می توانند به بهبود این روند کمک شایانی کنند .

 جریان اصلاح طلبی همواره در راستای واکاوی ساختاری اندیشه های خود ، به اصلاح و نقد از درون متناسب با فضای سیاسی و اجتماعی جامعه معتقد بوده است و از این رو باورمندی اصلاح طلبان به تغییر تدریجی ، بدون خشونت و قانون مدارانه از ویژگی اصلاح طلبان گردیده است .

 آنچه در این میان به عنوان محور مهم تغییر از درون و اصلاح ساختار های سیاسی اهمیت ویژه می یابد هماهنگی با جامعه است .

تاریخ سیاست در ایران نشان داده که پیروزی های متوالی جریان های سیاسی و اقبال عمومی مردم به آن می تواند بالقوه خطری برای تضعیف آن طیف باشد چیزی که در شرایط جامعه فعلی به سهولت قابل درک است .

اصلاح طلبان در سه انتخابات ریاست جمهوری دوره های یازدهم و دوازدهم ، مجلس شورای اسلامی و حتی شورای اسلامی شهر توانستند با بهره گیری از تجربیات گذشته و تکیه بر محبوبیت رهبر خود فاتح پاستور ، بهارستان و بهشت باشند لیکن به منظور حفظ این دستاورد ها در آینده با چالش هایی روبرو خواهد شد که اگر برای شناخت ، حل و رفع آن تلاشی صورت نپذیرد منجر به کاهش اقبال مردمی و به دنبال آن کم رنگ شدن قدرت سیاسی  در عرصه اجتماعی خواهد گردید .

به طور مثال در جریان اتفاقات اخیر در ساختمان بهشت اگر بی پرده و بدون تعارف با مردم سخن گفته نشود و شفاف سازی صورت نپذیرد شاهد آن خواهیم بود که اعتماد عمومی به طور قابل توجهی نسبت به عملکرد شورای شهر فعلی تقلیل خواهد یافت .

در ضمن توجه به این نکته ضروریست که در حال حاضر اصلاح طلبان در مظان اتهام به الیگارشیک عمل کردن هستند و به دنبال آن مورد عتاب عموم جامعه به جهت ناکارآمدی در حوزه  اقتصادی و عدم تحقق وعده های سیاسی می باشند و  تمامی این عوامل پیشگفت  می تواند قدرت سیاسی جریان اصلاح طلبی و اعتدال گرایی را به نقطه انقطاع تبدیل کند و کشور را مجددا به سمت دوره ی جدیدی از التهاب مدیریتی سوق بدهد .

در خاتمه باید اذعان داشت قطعا بدون درک نیاز ها ، خواسته ها و دغدغه های فرهنگی  ، اقتصادی و سیاسی نسل های مختلف کشور  نمی توان برای حفظ دستاورد های حاصله موفق بود لذا برنامه ریزی صحیح و مستمر در راستای اصلاح ساختار های مورد نیاز جامعه امری اجتناب ناپذیر است .