تماشاگرها که روی سکو بودند وقتی دوندگی اش را تماشا می‌کردند با همان لهجه ی آبادانی شان به هم می‌گفتند: به سید عباس قسم اگه ئی فونی دوتا شُش داشته باشه؟ بابا چقدر می دَوِه ئی؟ اصن خستشم نمی شه.

حتی وقتی تو فرودگاه مهرآباد پای پرواز آبادان با مهندس حکمت مدیرعامل وقت صنعت نفت صحبت می کردم، با اطمینان خاص و عجیبی می گفت، این فصل ببینید که چه خریدی کردیم و چه راست می‌گفت.

او آمد و یازده را بر تنش کرد. یادم می آید که باشگاه برای خواستنش متحمل مشقات فروانی شد. با اصرار مدیر رسانه ای وقت باشگاه(خلیلی نیا) و غلام پیروانی سرمربی آن روزهای صنعت نفت باعث شد باشگاه پای او بایستد تا زرد طلایی را برای آن فصل تنش کند.

اوایل خیلی ها نگاه خوشبینانه ای به حضورش نداشتند؛ پسر سیاهپوست بد اخلاق کم حرف که دستکش هم توی دستش می‌کرد، سخت می شد تو دل همه جا برود.

اما جوان تازه نفس نوک حمله ی صنعت نفت آبادان آرام، آرام شروع کرد به گلزنی. او می دوید و گل می زد و هیجان می بخشید به سکوها.

حالا دیگر شماره ی 11 آبادانی ها ترس و لرز بر اندام تمام رقبایش انداخته بود. امیدهای آقای گل فصل 90_91 لیگ برتر کشور حالا یه گلزن گردن کلفت و چقر را پیش روی خود داشتند.

آنقدر تعصبی بود که وقتی در حین بازی با فولاد خوزستان در اهواز دچار آسیب دیدگی شد و شاهد بودم که خون از دهانش بیرون می ریخت، باز با غیرت تلاش می‌کرد به بازی ادامه دهد.

او که به پسر دوست داشتنی آبادانی ها ملقب شده بود، فقط به فوتبال فکر می‌کرد و گل زدن. حتی وقتی در بازی با تراکتور سازی در تبریز یکی از مدافعین ملی پوش تیم رقیب حرف های رکیک و نژاد پرستانه به او زد، خم به ابرو نیاورد.

فراموش نمی کنم وقتی با هواداران آبادانی میهمان پلاک 3047 بوارده شمالی شده بودیم تا قدردانی بشود از زحمت هایش، نمی‌توانست اشک‌هایش و احساسش را از برخی ناملایمات پنهان کند. آنجا بود که فهمیدیم بچه شیعه‌ی آفریقایی صنعت نفت چقدر دل نازک و احساسی است.

قطعا اگر در آن سال‌ها و در دیدارهای آخر کمی کاستای پرتغالی که جانشین پیروانی شده بود و اعتقاد چندانی به بازی او و لئون پاچاچیان نداشت، کمی مهربانانه تر برخورد می‌کرد و نیمکت نشینی را عایدش نمی‌کرد، با اختلاف آقای گل لیگ برتر می شد.

او برای ما 20 گل زد و نمره ی 20 گرفت. همان سال از ایران رفت، چون گفته بود اگر از نفت جدا شوم در ایران نمی مانم، هر چند از پرسپولیس و استقلال پیشنهاد دارم. او به اندازه ی حرفش مردانگی کرد و در ایران نماند!!!

گلزن آبادانی ها امروز ابدی شده است. او برای ما حماسه ساخت و خاطره سازی کرد. او در یاد و در قلب تمام آبادانی ها و تیفوسی های صنعت نفت خواهد ماند. فونیکه سی؛ 11 دوست داشتنی.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: