به گزارش گروه روی خط رسانه های خبرگزاری برنا؛  ایرنا نوشت: مایک پمپئو وزیر امورخارجه از معدود سیاستمداران «حرف گوش کن!» کاخ سفید، روز جمعه 21 دی ماه از برگزاری نشستی بین‌المللی توسط این کشور در ماه آینده با محوریت ایران و خاورمیانه در ورشو لهستان خبر داد. نشستی در یک کشور اروپایی و برای مقابله با آنچه آن را تاثیرات منطقه‌ای ایران می خواند. 
وزیر خارجه آمریکا مدعی شده است که با تعدادی از کشورهای جهان در پی اثبات این موضوع هستند که ایران برای منطقه خاورمیانه تاثیر کارشکنانه دارد. این از عجایب نظام بین الملل در قرن بیست و یک است که ادعای کشوری که فرسنگ ها با منطقه خاورمیانه بُعد مسافت دارد، درباره کشوری که در قلب این منطقه است، در کشور دیگری که باز هم از خاورمیانه دور است، مورد بررسی قرار خواهد گرفت!
از حاضران در این نشست گرچه تاکنون نامی برده نشده اما حدس نام هایی که مشتاقانه در این نشست حضور خواهند یافت، چندان سخت نخواهد بود. از حاشیه نشین های خلیج فارس تا نتانیاهو، از تندروهای اروپایی تا نفس های به شمارافتاده منافقان و سلطنت طلبان به این نشست خواهند آمد تا نقش ایران را در خانه خود ارزیابی کنند. 

**ترامپ مشتاق مشت آهنین، نه دستکش مخملین
همانگونه که اشاره شد شیوه های اعمال خصومت آمریکا با مردم ایران، طی چهار دهه گذشته متنوع بوده و این شیوه ها در خط مشخصی که در یک انتها دستکش مخملین و در انتهای دیگر مشت آهنین قرار دارد تعریف می شود، بی آنکه سیاست های کلی این کشور تغییر یابد. دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ چهل و پنجمین رییس جمهوری آمریکا اما این خصومت ها را وارد فاز تازه ای کرده است و از ژانویه 2017 مشت آهنین ترامپ از پس دستکش مخملین اوباما بیرون آمده و در پی ضربه به ایران است. 
نمودهای این تلاش ها برای اثرگذاری منفی را می توان در تحریم های عملی و تبلیغات روانی مشاهده کرد که به ویژه پس از خروج آمریکا از توافق هسته ای با ایران افزایش یافته است. برگزاری نشست ها با عناوین مختلف اما با محتوای مشترک توطئه علیه ایران، از نمونه های این تبلیغات منفی است که در برخی کشورهای منطقه ای، اروپایی و آمریکایی و جملگی با محوریت آمریکا و عربستان سعودی برگزار می شود. 
تاریخچه نشست های کوچک و بزرگ، پنهان و آشکار و اغلب بی دستاورد آمریکا و متحد سعودی اش، گرچه به چهاردهه می رسد اما مرور کلی آن طی چهارسال گذشته نشان می دهد که تحریم های اقتصادی سخت، پروژه های ایران هراسانه میلیاردی و بلوکه کردن دارایی های ایران نتوانسته است در پیشبرد اهداف آمریکا گامی به جلو محسوب شود.
اکنون آمریکا تلاش می کند با تشریک مساعی و مشورت با دیگر دشمنان ایران به آنچه در حوزه دشمنی سخت و آشکار نائل نیامده؛ در حوزه فکر و استراتژی بدان دست یابد، هرچند شواهد نشان می دهد در این زمینه هم با همه طوفان های تبلیغاتی راه به جایی نبرده است. مروری به نشست های ده گانه زیر از سال 94 تاکنون نشان می دهد آمریکا و عربستان سعودی محور همه این نشست ها با بهانه های مختلف بوده اند. 
اتحادیه عرب طی پنج سال گذشته بیشترین تعداد نشست های ضد ایرانی را در کارنامه کاری خود ثبت کرده است. 19 دی 94، 17 اسفند 94، 2 مرداد 95، 28آبان 96، 7 آبان 97 و... نمونه ای از تاریخ هایی است که سران کشورهای عرب علیه ایران به جلسه نشستند و بیانه تند صادر کردند و موضع گرفتند. 
آن سوی اقیانوس هم نیویورک و واشنگتن به روال سال های گذشته میزبان دشمنان ایران، از سلطنت طلبان ناکام تا منافقان بودند و نشست هایی را با حضور مقامات و مسوولان کنونی و سابق کاخ سفید برگزار کردند. اول مرداد 97و 4 مهرماه سال جاری تنها نمونه هایی از نشست های برگزار شده علیه ایران در آمریکا است که در صدر رسانه های خبری و تحلیلی جهان قرار گرفته است.
آمریکا امیدوار است با تداوم این نشست ها و تنگ تر کردن کمربند تحریم ها علیه ایران به اعتقاد مقامات این کشور؛ کشورمان دچار فروپاشی شود. این میان گرچه نباید تاثیرات مستقیم این رویکرد علیه مردم و جامعه ایران را نادیده گرفت، اما میزان موفقیت چنین سناریوهایی در صحنه هایی چون ایران هم با اما و اگرهای بسیاری روبروست. 
نشست ماه آینده ورشو لهستان هم با وجود آنکه آمریکا از هم اکنون برای تاثیرگذاری آن برنامه ریزی کرده است، اما به نظر می رسد تکرار مکررات گذشته و بی تاثیر خواهد بود. اینکه اما چرا آمریکا به چنین تکرارهای بی تاثیری روی آورده است و اساسا چرا در پی اجماع سازی علیه ایران است، پرسش هایی است که شاید پاسخ آن ها در تاکتیک دوری ایران از تنش نهفته باشد. 
اگر آمریکا برای شوراندن جهان علیه ایران؛ طی دو دهه گذشته نیازمند توجیه و بهانه ای خاص نبوده است، اکنون اما این راهبرد با دشواری پیش می رود، دشمنی با ایران برای بسیاری از کشورها به استثنای آمریکا و عربستان و رژیم صهیونیستی هزینه دارد و شاید این هزینه بازدارنده نباشد اما کاهنده خصومت ها خواهد بود. 

**اروپا و دوگانه حقیقت و منفعت
دشمنی آمریکا با نظام جمهوری اسلامی، این دو کشور را در موقعیت هایی تقریبا واضح از منظر تعاملات بین المللی قرار داده است، ایران در منظومه دیپلماسی آمریکا جز خطوط قرمز و آمریکا در فضای روابط ایران به جهان، عامل دشمنی است. این میان اما برخی کشورها و دولت ها در ارتباط با این دو کشور به راحتی نمی توانند محل قرار گیری خود را در این مدل فضایی ایران-آمریکا مشخص کنند و در اصطلاح جایابی دقیقی در این منظومه ندارند. اتحادیه اروپا و کشورهای تاثیرگذار آن در دسته این دولت ها قرار می گیرند که با دوگانه حقیقت و منفعت میان ایران و آمریکا درمانده اند. 
اروپا به صورت منظم و مداوم داده هایی از حقانیت ایران و پایبندی این کشور بر تعهدات خود به ویژه در زمینه هسته ای دریافت می کند و به بی قاعده بودن موضع آمریکا در این زمینه مطمئن تر می شود. از دیگر سو قاره سبز به واسطه وابستگی های عمیق سیاسی و اقتصادی خود به آمریکا نمی تواند به راحتی چشم بر این وابستگی و منفعت حاصل از آن ببندد.
این شرایط دوگانه سبب می شود که اروپا از یک سو در پی ایجاد سازوکارهای تازه برای ارتباط مستقل با ایران باشد و از دیگر سو به دعوت آمریکا میزبان دشمنان جمهوری اسلامی در یکی از پایتخت های خود.
تداوم این رویکرد دوگانه اما به نفع هیچ کس نخواهد بود؛ نه ایران و نه آمریکا و اروپا، ایران سرانجام از این پیش کشیدن با دست و پس زدن با پا خسته خواهد شد و راه خود را از اروپا جدا خواهد کرد. آمریکا هم به تداوم سلطه فکری، سیاسی و اقتصادی خود بر اروپا و تهدید و تحدید استقلال این قاره ادامه خواهد داد و اروپا در این شرایط بازنده از منظر هر دو طرف خواهد بود. 
درباره تازه ترین نشست ضد ایرانی آمریکا در ورشو پایتخت لهستان، مسوولان بلندپایه اروپا تاکنون اظهارنظر صریحی نداشته اند بر همین اساس باید منتظر ماند و دید که اروپا در مسیر صیانت از استقلال خود، تا چه میزان پدر خواندگی آمریکا را نادیده خواهد گرفت. 

**در پی بهانه هایی ناتمام 
پس از خروج یک جانبه آمریکا از برجام؛ تاجر کاخ سفید در پی انواع بهانه هاست تا ایران را هم مجبور به برهم زدن بازی کند. تنها در این صورت است که می تواند، اجماع جهانی علیه ایران ایجاد و پروژه ایران هراسی خود در جهان را مجددا از سر گیرد. نشست های رنگارنگ چندسال گذشته هم با هدف یافتن چنین راه هایی از گذر خرد جمعی است. به نظر می رسد هم برجام و هم پایبندی به برجام، آمریکا را در حالت «آچمز» قرارداده که برای استراتژی سنجی و تاکتیک گذاری علیه ایران به تعدد برگزاری نشست های مشترک روی آورده است. گاهی با حضور پررنگ خود و گاهی با تقویت حضور دست نشاندگان منطقه ای خود.