اتفاقات اخیر در حوزه ملتهب مدیترانه شرقی و تعرض هوایی اسرائیل و امریکا به خاک سوریه صرف نظر از روح جنگ طلبی امریکا و اسرائیل، بیان کننده یک اتفاق خاص ژئوپلیتیکی است.

امریکا و اسرائیل تمرکز فکری خودشان را از دست دادند و شدیدا گرفتار آشفتگی ذهنی اندو با کوچکترین تلنگری عصبی و پرخاشگر می شوند.

در این میان به نظر می رسد از هم گسیختگی رفتاری دولت اسرائیل و تصمیمات عجولانه آنان در منطقه ناشی از دو عامل اساسی است:

۱. به باور پذیری احتمال فروپاشی و عواقب وحشتناک آن برای صهیونیست ها.

۲. ناتوانی مطلق در حل معضلات امنیتی و تهدیدزا نسبت به آنچه در پیرامون آنان اتفاق می افتد. مثل: قدرت نظامی گروههای مقاومت و عدم فروپاشی سوریه.

چنین روندی که دولت و ارتش اسرائیل احساس می کنند، آنان را شبیه درنده زخمی نموده که در ظاهر با نعره کشیدن و پنجه انداختن به صورت دیگران سعی در قوی نشان دادن خود دارند، اما در باطن بر عمق زخم بزرگ در وجودشان واقفند که این زخم آنان را به مرگ بیشتر نزدیک می سازد تا درمان.

چه بسا که خود امریکایی ها پیشگام مرگ زود هنگام اسرائیل باشند.