«اشرف بروجردی»، فعال سیاسی اصلاح طلب، در مورد نامه صادق زیباکلام به سید محمد خاتمی رئیس دولت اصلاحات در مورد رویه و وضعیت اصلاح طلبان به خبرنگار سیاسی برنا گفت: قاعدتا باید درباره وضعیت اصلاح طلبان در برهه کنونی تمرکز کرد. اول اینکه اصلاح طلبان تقریبا در ارکان جامعه بین مردم ناشناخته نیستند و بسیاری از مردم خود را منتسب به اصلاح طلبان می دانند اما با تعریف خاصی که خودشان از اصلاحات دارند. معمولا تعریف همه این است که اصلاح طلبان مطابق با نیازهای امروز جامعه بتوانند، تحولی در درون خود داشته باشند و به سمت توسعه و تعالی جامعه حرکت کنند.

او افزود: اگر اصلاح طلبان را به عنوان یک سازمان و مجموعه سامان یافته در نظر بگیریم، آنها همچنان در بیان نظرات و دیدگاه هایشان تمایل دارند اصول خود را عرضه کنند و به اصطلاح در اختیار جامعه قرار دهند و به سمع و نظر مردم برسانند و اینکه برای همگان مسجل باشد که اصلاح طلبان، عدول از مواضع قبلی نکرده اند. ممکن است گفته شود که رویه اصلاح طلبان تغییر کرده یا متفاوت از گذشته است که همین موضوع خود نشانی از اصلاح طلبی است برای اینکه اصلاح طلبان باید متناسب با نیازهای جامعه حرکت کنند. بنابراین اگر رفتاری از اصلاح طلبان بروز می کند و یا کلامی بازگو می شود در حقیقت مطابق با مصالح، نیازهای جامعه و بهبود شرایط  و اعتلای جامعه است.

او ادامه داد: اصلاح طلبان به عنوان یک مجموعه نظام مند، اگر بخواهند تعریفی را از اصلاح طلبی عرضه کنند، همواره بر این نکته تاکید خواهند داشت که نظام جمهوری اسلامی ایران باید یک نظام پذیرفته شده برای آحاد مردم باشد و نظامی است که می تواند با همین چارچوبی که امروز در آن قرار گرفته است، در حقیقت حرف جدیدی را عرضه کند. البته نیاز است که در شکل و رفتاری که در مدیریت جامعه وجود دارد بازنگری صورت گیرد. این گونه نیست که اصلاح طلبان هیچ نقدی را بر جامعه مترتب نبینند و یا هیچ نقدی را بر دستگاه های اجرایی و مجموعه ساختار نظام وارد ندانند.  اصلاح طلبان معتقدند نظام جمهوری اسلامی در شرایط فعلی، نظامی است که قدرت تامین نیازهای جامعه را داشته و نیاز به تحول براساس نیازهای جامعه  و شرایط امروز را دارد. این موضوع، نقدی که در برخی قسمت ها وجود دارد را مصون نمی کند.

رئیس کتابخانه ملی ایران در پاسخ به این سوال که چرا شعارهای اصلاح طلبان به شعارهای اصولگرایان شبیه شده است، نیز بیان کرد: بنده ترجیح می دهم که عنوان کنم، بعضی از شعارهای اصولگرایان شبیه اصلاح طلبان شده است نه اینکه شعار اصلاح طلبان به شعار اصولگرایان شبیه باشد. زیرا تقریبا می توان گفت که چارچوب و مواضع اصلی اصلاح طلبان مواضعی مبتنی بر یک باور رشد یافته اجتماعی بوده و تغییر خاصی در چارچوب اتفاق نیفتاده است بلکه تغییر در تاکتیک و شیوه های عمل و رفتار رخ داده است که اصلاح طلبان  نیز این تغییر را می پذیرند. لازمه تحول و رشد هر جامعه نیز همین مقوله تغییر رو به تحول است اما چارچوب اصلی باید حفظ شود. چارچوب اصلاح طلبان همواره محفوظ بوده است. بحث اصلی اصلاح طلبان این بوده است که نظام باید حفظ شود و بهترین شیوه های روز را براساس تکنولوژی جدید و نیاز امروز جامعه بشر بتواند در جامعه شکل بدهد و در ارکان نظام تغییر ایجاد کند. همچنین باور اصلاح طلبان بر این است که مردم می توانند سخن آخر را بزنند. نیاز، اراده و خواست مردم باید مورد توجه باشد و ما به عنوان یک نظام حق نداریم مدعی باشیم که فقط ما هستیم که درک صحیحی از جامعه خود داریم.

اشرف بروجردی در پاسخ به این سوال که مردم چگونه می توانند به کارآمدی نظام کمک کنند نیز اظهار کرد: آحاد مردم به خوبی می توانند با رویکردها و رفتارهای خود به مدیران  و دست اندرکاران نظام تفهیم کنند به اینکه باید رفتار خود را تغییر دهند و همگان باید این تغییر را شاهد باشند تا بتوان رشد کرد. این خواست عمومی مردم باید مورد توجه قرار گیرد. بنده فکر نمی کنم که هیچ حکومتی به این باور برسد که همان شیوه ای که در ابتدا عمل، می کرده است تا ابد می تواند آن حکومت را کارآمد کند. کارآمدی نظام این است که بتواند کارکرد مناسبی از خود براساس نیاز جامعه ارائه و عرضه کند. بنابراین اصولگرایان چون یک چارچوب ذهنی انحصاری در خود دارند شاید تغییر را بسیار سخت بپذیرند. اگر اصولگرایان این تغییر را پذیرفته باشند می توانند همانند اصلاح طلبان اظهارنظر کنند واین  کار مثبتی است. بنده فکر می کنم که این موضوع می تواند یک تقریبی را بین همه گروه هایی که در ساختار جامعه نقش موثر دارند را ایجاد کند. بنابراین هرگز بین اصلاح طلب ها مقاومتی در مقابل تغییر در بین اصولگراها وجود ندارد بلکه اصلاح طلبان از تغییرات اصولگرایان استقبال می کنند اما اگر اصولگراها نیز در رویه ها و کارکرد باورهای خود این موضوع را در نظر بگیرند که اصلاح طلبان به عنوان یک واقعیت و یک بخش معظم جامعه، باید به عنوان یک مرجع قرار گرفته و مورد توجه باشند، این موضوع می تواند به تقریب دو دیدگاه کمک کند. کسانی که مدعی اند خود اصلاح طلبان و حرفهای آنها شبیه اصولگرایان شده، به نظرم عکس این قضیه رخ داده است.

این فعال سیاسی اصلاح طلب همچنین در مورد میزان استقبال مردم از حضور اصلاح طلبان در انتخابات مجلس نیز گفت: بنده فکر می کنم که این حضور، این باور را در جامعه ایجاد کند که از حق خود به عنوان یک رای استفاده کنند و پای صندوق حاضر شوند. اینکه مردم حضور پیدا نمی کنند و به  نوعی بیان صورت مسئله، به تنهایی کفایت نمی کند بلکه مهم این است که امثال آقای زیباکلام که چهره دانشگاهی دارند، بتوانند این باور را در جامعه ایجاد کنند که از حق خود برای حضور در پای صندوق رای و انتخاب نیروی مورد نظر خود استفاده کنند و این یک نکته است. نکته دوم این است که انتخابات آینده در حقیقت شاید یک آزمون بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران است که بداند در کجا قرار گرفته است. مشروط بر اینکه عوامل اثرگذار در شکل گیری یک انتخابات سالم، فعال بوده و مطابق با چارچوبی که برای آنها تعریف شده حرکت کنند.

او در پایان بیان کرد: مداخلات، مداخلات سوگیری، جناحی وحزبی نباشد و بیشتر  به سمت اصلاح جامعه و استفاده از ظرفیت های موجود برای مشارکت همه طیف های مختلف جامعه باید باشد. اگر همگان علاقه مندند که نظام جمهوری اسلامی همچنان محفوظ بماند که همگان نیز علاقه مند هستند و اگر همگان تمایل به اعتلای جامعه دارند باید از همه ظرفیت ها برای مشارکت گسترده مردم در انتخابات استفاده کنند. بنابراین نقش نخبگان جامعه در  جهت گیری، سوگیری جامعه  و همچنین ارائه طریق به جامعه برای حضور در پای صندوق رای بسیار مهم است.