دو روز پیش بود که هایکو ماس دست رئیس اینستکس را گرفت و به ایران آمد، امروز هم نخست وزیر ژاپن مسافر تهران است، در شب های ماه رمضان یکبار ناگهانی وزیر خارجه عمان آمد و یکبار هم سرزده وزیر خارجه قطر افطار را در تهران با ظریف خورد.

هیچ زمانی تا این حد در دیپلماسی دست بالا را نداشتیم، از روزی که روحانی بار سفر بست و راهی عراق شد تا آن دیدار تاریخی را انجام دهد، تا همین امروز و تا پنجشنبه این هفته که باز روحانی مسافر است تا برای شرکت در اجلاس شانگهای و سیکا به قرقیزستان و تاجیکستان برود، ایران قطب دیپلماسی جهان بود و است و احتمالا تا ۱۸ تیرماه هم که ضرب الاجل ۶۰ روزه ایران به پایان می رسد این اتفاق ادامه خواهد داشت.

برگردیم به اواخر دهه ۸۰ و ایام دولت دهم، پرونده ایران به شورای امنیت رفته بود، اروپا و آمریکا یک طرف، حتی روسیه و چین هم از رفتارهای دولت وقت دلخوشی نداشتند و دسته جمعی تصمیم به تحریم های همه جانبه گرفتند، ایران تقریبا تنها مانده بود، البته که حامیانی داشت ولی نه آنقدر قدرتمند که بتوانند لااقل صدای ایران را به گوش جهان برسانند.

دولت های یازدهم و دوازدهم اما در دیپلماسی فعال تر و هوشمندانه تر حرکت می کنند، دستگاه دیپلماسی در این دولت می داند کجا باید فریاد بزند، کجا باید امتیاز بگیرد، کجا باید جهان را پشت سر خود بیاورد و کجا باید از امتیازاتش استفاده کند. علیرغم همه بی مهری هایی که به حسن روحانی و دستگاه دیپلماسی او در این چند سال شد اما آنها چنان مدبرانه در دیپلماسی حرکت کردند که امروز عمان، عراق، قطر، کویت، کشورهای اروپایی و حتی برخی کشورهای جنوب شرق آسیا به دنبال ایجاد رابطه ای نزدیکتر و ایفای نقش میانجی در تنش های ما بین ایران و آمریکا هستند و شگفت آور اینکه امروز آمریکا مجبور است اقدامات خودش را در گوشه گوشه دنیا توجیه کند نه ایران و دنیاست که علیرغم همه توجیهات ترامپ و دارودسته اش، حق را به ایران می دهد.

این دیپلماسی قابل تقدیر است، اقلا مردم امروز می بینند که روحانی، ظریف، عراقچی، تخت روانچی و سایر مردان عرصه دیپلماسی دولت، همه تلاششان را به کار گرفته اند تا حقی از ملت ضایع نشود، دنبال ماجراجویی نیستند، حرف های تنش زا نمی زنند و عزت، حکمت و مصلحت مردم و جمهوری اسلامی را حفظ می کنند. باید قدر چنین دیپلماسی را دانست حتی اگر عده ای در همین رسانه های خودی چشم دیدنشان را نداشته باشند!