یکی از آفات خبرنگاری که وقتی حادث می‌شود اغلب خبرنگاران از آن غافل هستند، استحاله "دغدغه‌ها" به "وظیفه" و "روتین" است. چارت سازمانی مجموعه‌هایی که در آن مشغولیم و فضای رقابتی این حرفه باعث غلبه حاشیه بر متن می‌شود و این روند رسالت خبرنگار را به تعویق می‌اندازد.

تیترجویی‌های بی‌مورد، حاشیه‌تراشی و رقابت برای دیده شدن هدف غایی این شغل نیست، قرار بر این نبوده است که خبرنگار به عنوان مهم‌ترین بخش بدنه خبررسانی به عموم، در گیر و دار حب و بغض‌ها قرار گیرد. روند رانده شدن به حاشیه چنان نامحسوس است که بسیاری، سالیان دراز در ژرفای آن دست و پا می‌زنند و همچنان نام خبرنگار را تضییع می‌کنند.

 وقتی که درخواستم برای انجام مصاحبه حضوری با یکی از اعضای کابینه دولت تدبیر و امید پذیرفته شد، همکارانم به عنوان پیشنهاد سوال‌های جنجالی فراوانی را مطرح کردند، سوالاتی که به قول آنها از آن تیتر داغ درمی‌آمد. در عرض گفتگوی چند دقیقه‌ای با همکاران، دلیل اصلی درخواستم برای مصاحبه، زیر تل متراکمی از پرسش‌های جنجالی مدفون شد. شب وقتی پرسش‌ها را مرور می‌کردم به پاسخ تلخی رسیدم و آن ته‌نشین شدن دغدغه‌هایی بود که من را به سوی این حرفه سوق داده بود.

شمس لنگرودی در مصاحبه‌ای می‌گوید: «در روزگار جوانی مثل هم‌سن‌وسالانم تصمیم داشتم دنیا را عوض کنم؛ فکر می‌کردم فرمان دنیا دست من است، اما توی یک چشم به هم زدن دنیا مرا عوض کرد...»

روز خبرنگار است، شاید این جمله متر و معیار خوبی برای سنجش خودمان باشد. در روز خبرنگار بهتر است در مسیر خودآگاهی تلنگری به خود بزنیم و میزان عملکردمان را در قبال مسئولیت خطیری که بر عهده‌مان گذاشته‌اند بسنجیم. بد نیست که در قامت خبرنگار خودمان را به چالش بکشیم، خودمان را با پرسش‌هایی بنیادین مواجه سازیم، آرزوهایمان را مرور کنیم و فاصله‌مان را تا دغدغه‌های قدیمی و جدیدمان تخمین بزنیم.