چقدر زود گذشت همین دوسال پیش بود که در کمال تعجب شدم خبرنگار! تا بشوم زبان گویا و چشم تیز جامعه.

من خبرنگارم که فقط از دارایی دنیا، یک روز را به نامش گذاشتند تا به آن ذوق کند. اما خب داشتن روز چاره درد جامعه خبری نیست، داشتن اعتبار است که خبرنگار را سر ذوق می آورد. 

محسوب شدیم جزو مشاغل سخت اما فقط اسما! مشکلاتمان همچنان پا برجاست. 

من خبرنگارم و باید به دنبال درد دل جامعه و مردم بروم اما، در پی درد دل جامعه خبری چه کسی خواهد رفت. سماجت و کنجکاوی ام به مزاج آدم ها خوش نمی آید. 

من خبرنگار هستم، قشر مظلوم، صدای یک جامعه و بی صدای خودش! من خبرنگارم آن هم از نوع دخترانه که با ظرافت تمام، قدرتمند  و مظلومانه در این عرصه گام برمیدارد. 

نگویم که چقدر تحقیر شدم، توبیخ شدم، فقط خدا از صبرمان خبر دارد. 

باید به امیدی بپردازم که هرچه کنکاش میکنم دروجودم آن را نمی یابم. 

شده ام خبرنگار تا بشوم زبان غم مردم، زبان مشکلات مردم، که بشوم زبان دفاع از بی عدالتی ها.

چند کلامی ساده بگویم حال جامعه خبری خوب نیست. اگر بخواهم از کاغذ بگویم که اوضاع خراب است. اگر از کم لطفی ها بگویم که هرچه بنویسم حق مطلب ادا نمی شود. اگر هم از بی مهری ها بگویم که ..... اصلا کاش کسی برایمان می نوشت. 

ممنون که از دارایی دنیا فقط یک روز را به ناممان کرده اید.

هرسال در استانه روزمان آنقدر فعالیت داریم که دیگر نایی نمی ماند. دیدار ها در این روزها قوت میگیرد از دیدار با مسئولین گرفته تا دیدار با مردم هایی که هنوز نگاهشان به جامعه خبری خوب است. دیدارها خوب است و عکس ها خوب تر، عکس هایی که قاب می شوند در گوشه خاطراتمان.

در بین این دیدار ها گوشه ای لنگ می زند و آن هم دیدار با حضرت ولی این سرزمین است. باشد که برسد روزی، که در استانه  تحویل گرفتنمان، دیداری تدارک دیده شود با ایشان.

هر سال دریغ تر از پارسال....

جمله ای از ارزویم اگر بگویم این است که روزهایمان نیازمند است، نیازمند اخباری با چند خط شادی، لبخند، دلمان تنگ شده برای یک تیتر خبر خوش؛  برسد روزی تیتر یکمان شود "پسر فاطمه مهدی(عج)آمد" و تمام. 

خبرنگار: محبوبه رستمی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: