به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا؛ کمتر از 7 ماه به انتخابات مجلس در اسفندماه 98 باقی مانده است. بسیاری از احزاب از جمله احزاب منتسب به دو جریان اصولگرا و اصلاح طلب فعالیت های انتخاباتی خود را به صورت جدی آغاز کرده اند. یکی از این احزاب، حزب جمهوریت اسلامی است که در ماه های اخیر به صورت رسمی فعالیت خود را آغاز کرده و در تهران و استانها حضوری فعال دارد. در این باره با حجت الاسلام و المسلمین «رسول منتجب نیا»، رئیس هیات موسس حزب جمهوریت ایران اسلامی، درباره زمینه های فعالیت در حزب، حضور زنان و اقلیت های مذهبی، مسئله رد صلاحیت ها  و نفی اعمال سلیقه شخصی در تایید صلاحیت ها و حضور جدی در انتخابات به جای تحریم و مشروط کردن آن با خبرنگار سیاسی برنا به گفت و گو نشست که در ادامه می خوانید:

شاخه بانوان حزب جمهوریت اسلامی تشکیل شده است

*به نظر می رسد حزب جمهوریت اسلامی در حوزه زنان، برنامه های خاصی را در نظر دارد. این برنامه ها در چه راستایی تدوین و تنظیم شده است؟ جزییات این برنامه ها و اهداف به چه صورت است؟

بحثی  مهمی که در  احزاب مطرح بوده این است که آیا در احزاب و تشکل ها تفکیک جنسیتی انجام شود یا خیر. به این معنا که شاخه یا واحدی به بانوان اختصاص داده شود یا  اینکه مرد و زن در واحدهای مختلف در کنار هم کار کنند. این بحث همواره مطرح بوده و  همچنان مطرح است و نظر واحدی هم وجود ندارد. برخی هم معتقدند که باید در تشکل ها یک جایگاه خاصی را به بانوان اختصاص دهیم که در آنجا اجتماع کنند تا بتوانند قابلیت های خود را نشان دهند، آزاد باشند و برنامه‌ریزی کنند. برخی معتقدند که چرا ما برای بانوان یک جایگاه ویژه‌ای قائل شویم که آنها را از آقایان متمایز کند.

در ارتباط با جوانان هم چنین بحثی وجود دارد اما عملا نیز چنین اتفاقی می‌افتد به این دلیل که خانم‌ها معتقد هستند اگر یک فضای اختصاصی را به آنها واگذار کنند بیشتر احساس مسئولیت می‌‌کنند تا این که بخواهند در کنار  آقایان کار کنند و چه بسا در اقلیت قرار بگیرند و با فضا و فرهنگی که هنوز در جامعه ما وجود دارد که اندیشه مردم سالاری به طور کلی از بین نرفته، حق آنها ضایع شود و نتوانند بدرخشند. ما هم در تشکلات خود به صورت عملی از این نظر تبعیت کردیم. بنابراین وقتی خود خانم‌ها ترجیح  می‌دهند بخشی را به آنها اختصاص دهیم و آنها بتوانند برنامه‌ریزی کنند به تعبیری سعی نکردیم کاسه داغ تر از آش باشیم و دخالت کنیم. لذا در احزاب و تشکلات دیگری که من بودم این کار را انجام دادیم. در حزب جمهوریت ایران اسلامی هم این بحث در جلسه ای مطرح شد ولی به نتیجه نرسیدیم و 2 نظر مقابل هم بودند. در نهایت جمع بندی این شد که فعلا شاخه بانوان تأسیس شود و کارهایی را به عهده آنها بگذارند تا بتوانند شایستگی و صلاحیت خودشان را به مرحله بروز برسانند.

حال اینکه حزب، چه وظایفی را بر عهده بانوان حزب می‌گذارد بستگی به قانون و مقرراتی دارد  که بر حزب حاکم است. از جمله قانون احزاب، اساسنامه و مرام‌نامه‌ای که در حزب به تصویب رسیده و در آینده به تصویب کنگره خواهد رسید. بخشی از آن هم مربوط به خلاقیت خود بانوان است که چگونه برنامه‌ریزی کنند. چراکه فضای حزب فضای بسیار گسترده ای برای انواع فعالیت‌ها است. در نظام جمهوری اسلامی، دیدگاه قانون گذاران قانون اساسی، خبرگان قانون اساسی و دولت‌ها و مسئولان برای احزاب، بستر بسیار مناسبی برای فعالیت است. بانوان می توانند در فعالیت های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و  علمی-پژوهشی کار کنند. به ویژه اینکه خانم‌ها که در این مسائل بسیار دقیق‌تر از آقایان عمل می کنند و کار را مسئولانه‌تر انجام می‌دهند. تجربه نیز اینگونه نشان داده است. من معتقدم زنان می‌توانند بخش وسیعی از رسالت‌های حزب را به عهده بگیرند و به ما بگویند چه اقداماتی انجام دهیم. یعنی ما در حزب گفتیم منتظر نمانید که من یا امثال بنده بگوییم شما چه اقدامی انجام دهید ما فضا را آماده و قانون مند و بستر را نیز فراهم می‌کنیم. اعضا باید به تولید فکر، برنامه و کادرسازی بپردازند. ما برنامه ها  را به مسئولان منتقل کنیم و از آن بهره‌برداری کنیم.

نگاه به احزاب در کشور ما، نگاه انتخاباتی است

*آیا حزب جمهوریت در حوزه زنان  می تواند در آینده وزیر زن معرفی کند؟ آیا معرفی زنان شایسته برای مسئولیت های گوناگون جزو برنامه های حزب جمهوریت است؟

نگاه بنده و  دوستان حزب جمهوریت به حزب، نگاه جدیدی است. نگاهی که در کشور ما نسبت به مسئله حزب و تحزب جا افتاده، نگاه ستاد انتخاباتی است. یک فردی کاریزما یا جبهه موجهی پا در میانی می کند و تعدادی از شخصیت ها و چهره‌های مطرح را جمع می‌کند و حزب تشکیل می دهد. این احزاب به ستاد انتخاباتی تبدیل و اغلب کسانی که وارد می‌شوند یا خودشان و یا نزدیکان و دوستان آنها، انگیزه ورود در انتخابات و کاندیدا شدن دارند. بنابراین هیچ گاه فرصت این که کادرسازی و برنامه‌ریزی کنند پیدا نمی‌کنند. نگاه ما به حزب اینگونه نیست. بدین گونه که حزب یک بستر قانونی است و یک جمعی وارد صحنه می‌شوند و این شهامت را از خود نشان می‌دهند که این بستر را توسعه دهند و از نیروهای جوان و مستعد دعوت کنند. بعضی از جوانان را از صفر آموزش دهند و به نوعی کادرهای حزبی را پرورش دهند. دوره‌های کارآموزی برای آنها برگزار کنند و از یک جوان فارغ التحصیل دانشگاه یک وزیر بالقوه بسازند.

تلاش داریم طی مدت چند سال، یک جوان صفر کیلومتر را تا حد وزارت پرورش دهیم

*آیا شاخه نوجوانان نیز در حزب جمهوریت دارند؟

در حال حاضر شاخه نوجوان ها نداریم و فعلا شاخه جوانان داریم. برای مثال، جوانی، مدرک لیسانس خود را گرفته و یا فوق لیسانس و بالاتر که هیچ تجربه‌ای ندارد و کار حزبی هم نکرده و هیچ جا هم مطرح نبوده است. به گونه ای که  هر جا برای کار می رود از او رزومه و تجربه می خواهند. وظیفه اولیه حزب جمهوریت اسلامی این است که این نیروها را شناسایی، جذب و سازماندهی کنیم و بعد به پرورش آنها  بپردازیم و اطلاعات لازم و تجربیات لازم را در اختیار آنها قرار دهیم، تا طی مدت چند سال یک جوان صفر کیلومتر را تا حد وزارت پرورش دهیم و اعلام کنیم ما چند وزیر آماده و کامل داریم که می‌توانیم برای مسئولیتهای گوناگون ارائه کنیم که کار بزرگی است. بنابراین اولین رسالت حزب، جذب و پرورش نیروها است. نیروهایی که مستعد هستند. توان نیروهایی که در سنین بالا هستند تحلیل رفته است و اگر سرمایه‌گذاری زیادی روی آنها صورت بگیرد بهره‌برداری کمتری خواهد شد آن هم اگر به فرض، توان داشته باشند.

رسالت دوم این حزب برنامه‌ریزی است. یکی از کارهای احزاب، برنامه‌ریزی برای مدیریت  کشور در بخش‌های مختلف است یعنی احزاب باید برای اداره امور اقتصادی کشور، برنامه داشته باشند. در کنار برنامه، کمیته‌ها و واحدهایی باشند، کارشناسان جمع شوند و تجربیات خود را منتقل کنند تا تبدیل به برنامه شود. به صورت جدی به این دو رسالت حزب باور داریم.  دنبال این هستیم چرا که این گونه حزب می‌تواند به ماهیت حزبی خود نزدیک شود و سبقه ستاد انتخاباتی پیدا نمی‌کند. من معتقدم اگر احزاب چنین کاری انجام دهند مردم هم با عشق و علاقه به طرف  آنها تمایل بیشتری پیدا می‌کنند و احزاب می‌توانند در جامعه بیشتر اثرگذار باشند.

*گفته بودید یک سوم حزب جمهوریت از اقلیت های مذهبی هستند چه اقلیت هایی حضور دارند و  ارزیابی شما درباره فراگیرشدن حزب چگونه است؟

هیات موسس ترکیبی از تعداد قابل توجهی جوانان به ویژه بانوان و قومیت‌های مختلف اعم از ترک و لر و کرد و بلوچ و فارس و عرب هستند که  همه  این هویت ها  و مذاهب مختلف را جمع کردیم که  اکثریت شیعه هستند. در حال حاضر 3 نفر، از اهل سنت جذب کردیم که فعال هستند و دارند کار می‌‌کنند که 2 نفر آنها از جوانان بلوچ هستند که یکی از آنها در سیستان و بلوچستان به عنوان جوان نمونه مطرح شده است. ما از 26 الی 27 نفر هیئت موسس بیش از نصفی از آن را از استان‌های مختلف و شهرهای مختلف انتخاب کردیم و فقط از پایتخت نشین‌ها استفاده نکردیم. لذا تا حدود زیادی هم حضور در جلسات دشوار است. برای مثال اگر فردی بخواهد از سیستان و بلوچستان در جلسات حزب شرکت کند و یا از خوزستان، خراسان جنوبی یا شمالی، به هر حال دشوار است اما به هر حال اعتقاد داریم که حزب باید برای فراگیر شدن از  مناطق جغرافیایی مختلف و هم از قومیت‌ها و مذاهب گوناگون استفاده کند.

رقبا علاقه مند هستند که اصلاح طلبان در انتخابات شرکت نکنند

*در میان گزینه های مشارکت در انتخابات اعم از تحریم کردن، مشروط کردن، حضور گسترده در انتخابات و یا در نهایت عبور از انتخابات، ارزیابی شما از این انتخابات چگونه است؟

همان زمانی که برخی دوستان، بحث مشروط کردن و یا تحریم کردن انتخابات را مطرح کردند، بنده گفتم سخن درستی نیست. اولا شرکت در انتخابات یا حضور در پای صندوق رای یک وظیفه بوده و به عنوان حق مسلم مردم است. مردم باید حق خود را طلب کنند و در نهایت حق  خود را بگیرند. حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند که حق گرفتنی است، دادنی نیست. بنابراین مردم باید تلاش کنند که حق خود را دریافت کنند. صحیح نیست که مردم از حق خود محروم شوند و چرا باید خود را از این حضور محروم کنیم.

ثانیا زمان مطرح کردن این گونه سخنان نیز زمان مناسبی نیست چرا که هشت الی نه ماه قبل از انتخابات اعلام می کنند که در انتخابات شرکت نمی کنیم یا شرکت ما مشروط است. اگر می گویند که شرکت نمی کنند باید بگویند که به چه معنا است. به عبارتی از همین حالا دهان خود را بسته اند. بنابراین فردی که انتخابات را تحریم کرده است حق ندارد درباره انتخابات نظر ارائه دهد. فردی می تواند در مورد انتخابات، نظر خود را ارائه دهد که برای حضور فعال، آمادگی دارد. به این دوستان گفتم که چرا با این گونه سخنان خود را به نوعی خلع سلاح می کنید. بلکه باید بگویید که ما می خواهیم فعالانه در انتخابات شرکت کنیم و از مسئولان نظام می خواهیم که به ما میدان دهند و مانع تراشی نکنند.

بنده هم نظریه تحریم انتخابات و عبور از انتخابات  و هم در نهایت نظریه مشروط کردن انتخابات را رد کردم. بنده به دوستان گفتم که اگر بگویید در انتخابات شرکت نمی کنیم و یا مشروط شرکت می کنیم تصور نکنید که رقبای شما فرش قرمز برای شما پهن می کنند چه بسا رقبا علاقه مند هستند که اصلاح طلبان شرکت نکنند و آنها در انتخابات پیروز شوند. بنابراین بنده اعتقاد دارم که حضور در انتخابات یک وظیفه ملی، دینی و همچنین حق مسلم مردم است. خوشبختانه بزرگان اصلاح طلب و اصولگرا همگی به این نتیجه رسیدند و در این باره نظر دادند و از حضور در انتخابات حمایت کردند و نظریه تحریم انتخابات را رد کردند.

مسئله ای که در اینجا مطرح است و همه باید درباره آن بیاندیشند این است که چه موانعی برای حضور گسترده مردم در انتخابات وجود دارد. دو مانع به نظر می رسد که محتمل است و همه باید برای حل آن تلاش کنند. یکی از این موانع؛ دلسردی مردم به دلیل مشکلات اقتصادی، وجود نابسامانی ها و یا ضعف عملکرد بعضی از دولتمردان و یا سایر مسئولان دیگر است که باید حل شود. آنچه که نمی توانند برای مردم انجام دهند را به صورت شفاف برای مردم مطرح کنند. مانع دیگرکه ممکن است برخی در مورد آن نگران باشند مسئله تایید صلاحیت ها است. بسیاری مشتاق حضور در انتخابات هستند بدین گونه یا می خواهند کاندیدا شوند و یا در پی این هستند که افراد شایسته را معرفی کنند اما اطمینان ندارند که تایید صلاحیت می شوند یا خیر.

اینکه باید یک فیلتری برای بررسی افراد وجود داشته باشد  که چه افرادی واجد شرایط قانونی و دارای صلاحیت هستند جای تعجب نیست و همه آن را می پذیرند. بنابراین هیچ کس منکر نیست که هر کسی نمی تواند کاندیدا شود. قانون نیز مشخص کرده که شرایط افراد برای حضور چیست. برای اینکه افراد ناباب و غیرشایسته وارد انتخابات نشوند قانون مشخص کرده که هیات های اجرایی از چهار مرجع قانونی اعم از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی، ثبت احوال و دادگستری و دستگاه قضائی، باید استعلام کنند. زمانی که این چهار مرجع استعلام کنند که از نظر آنها، کاندیداها مشکلی ندارند دستگاه های اجرایی و نظارتی باید این نظر را بپذیرند. عمدتا مشکلی که به وجود می آید این است فراتر از این چهار مرجع و چارچوب قانونی گاهی عمل شده است و گاهی سلیقه ها دخالت داده می شود و گاهی از منابعی غیر از این چهار مرجع در گذشته استفاده شده است. بنابراین این موضوع باعث نگرانی شده است. این مسئله را باید با رایزنی و یادآوری و تلاش همه مسئولان و نخبگان برطرف کنند تا این دغدغه و نگرانی وجود نداشته باشد. تا جایی که بنده اطلاع دارم دولتمردان و سایر دستگاه ها جلساتی را در این ارتباط برگزار کرده اند که بنده نیز در این جلسات حضور دارم. امیدواریم که این موانع برطرف شود تا شاهد انتخابات پرشور در اسفندماه 98 باشیم.

درصدی از مردم گرایش اصولگرایی دارند/ رقابت با دشمنی متفاوت است

*آقای خاتمی اخیرا گفتند که اصولگرایان همچنان اصلاح طلبان را رقیب شریف خود نمی دانند بلکه موی دماغ خود می دانند این در حالی است که تلاش های بسیاری برای کم کردن اختلافات در قالب گفتگوهای ملی در جریان است، آیا شما با این گفته آقای خاتمی موافقید؟

این تعبیر جالبی نیست. به هر حال چند مسئله در این جا مطرح است. اول اینکه باید حساب تندروها را از حساب عقلا و افراد معتدل جدا کنیم چه در اصلاح طلبان و اصولگرایان. همان گونه که در میان اصلاح طلبان افراد تندرویی حضور دارند در اصولگرایان هم افرادی هستند که اصلاح طلبان را چه بسا از دایره انقلاب و نظام خارج می دانند و تهمت هایی را همواره وارد می کنند. بنابراین حساب آنها جدا است. این افراد باید نصیحت، کنترل شوند یا تعدیل شوند. به هر حال اختلاف سلیقه داشتن موجب نمی شود که انسان نسبت به دوستان و افراد خدمتگذار، کینه و دشمنی داشته باشد و رقابت سیاسی غیر از عداوت و دشمنی است. بنابراین این دشمنی ها نهایت جهل انسان است که دو نفر با یکدیگر اختلاف سلیقه سیاسی داشته  باشند و با شمشیر به جان یکدیگر بیافتند و یا همدیگر را آماج حملات تند و تیز قرار دهند. این نهایت جهل و نادانی است. این افراد باید نصیحت شوند و باید به پای میز منطق بیایند.

همواره بین این دو جناح از بعد انقلاب رقابت بوده است و همواره یکی از این دو پیروز می شدند و یا هر دو پیروز می شدند و به تقسیم مسئولیت ها می پرداختند. نمی توان گفت که اصولگرایان در کشور وجود ندارند و این واقعیت انکارناپذیر است که درصدی از مردم گرایش اصولگرایی دارند و دیدگاه و نظر آنها قابل احترام است. واقعیت دیگر وجود اصلاح طلبان است که درصدی از مردم گرایش اصلاح طلبی دارند که نظر آنها نیز محترم است. این دو نظر در جامعه با یکدیگر تضارب و تبادل نظر می کنند و نظرات خود را برای جامعه ارائه می دهند. بنابراین در نهایت این مردم هستند که باید انتخاب کنند اصلاح طلبان را می پذیرند و یا اصولگرایان و یا اینکه هر دو را انتخاب می کنند. بنابراین چنین رقابتی باید بین این دو جریان وجود داشته باشد.

متاسفانه در این زمینه دچار ضعف فرهنگی هستیم و فعالیت سیاسی را با بداخلاقی و هتک حیثیت ها و با بیرون کردن رقیب از صحنه رقابت اشتباه می گیریم. رقابت با دشمنی متفاوت است. حتی دو برادر نیز ممکن است با یکدیگر اختلاف سلیقه داشته باشند و در کنار هم زندگی کنند. برای مثال زن و شوهر در تشکل ها حضور دارند که یک اهل سنت و یکی شیعه است. بنابراین افراد همان گونه که در مباحث دینی با یکدیگر سازگار هستند در حوزه سیاسی نیز به طریق اولی می توانند سازگار شوند. نمی توان گفت مرز اصلاح طلبی و اصولگرایی مرز میان ایمان و کفر است که اگر فردی اصولگرا است، کافر است و یا اگر فردی اصلاح طلب است مشرک است!! بنابراین این اتهاماتی که برخی از این دو جریان به یکدیگر وارد می کنند که از سر بی عقلی، بی تقوایی، جهل و نادانی است؛ وگرنه عقلای کشور و خردمندان هیچ گاه به دلیل اختلاف سلیقه به یکدیگر اتهام وارد نمی کنند. یکی از ایراداتی که در نزدیک انتخابات وجود دارد این است که برخی افراد تلاش می کنند که دیگری را تخریب و نفی کنند. استنباط ما این است که برخی برای مطرح کردن خود تلاش می کنند دیگران را حذف کنند و یا اتهاماتی وارد کنند و یا هتک حیثیت کنند.

هر دو جناح مدعی هستند که دین شناس هستند و دین را متناسب با شرایط روز تفسیر می کنند اما این اعتقادات و باورها باید در میدان رقابت مشخص شود که تا چه حد به اینها معتقد هستند. اگر هر کدام از این دو جناح تلاش کردند دیگری را تخریب کنند نه اصولگرا هستند و نه اصلاح طلب. بنابراین در یک جامعه سالم و دینی، رقابت و تضارب افکار یک امر ضروری و لازم است اما باید اخلاق و عقلانیت حاکم باشد. اصولگرا و اصلاح طلب برای اثبات خود دیگری را نفی نکند.

ما در حزب جمهوریت هنوز تصمیم نگرفتیم که از غیرمسلمان ها استفاده کنیم

*آیا اقلیت های مذهبی همچون زرتشتی ها و یا اقلیت هایی چون بهایی ها هم می توانند در حزب جمهوریت عضو باشند آیا برنامه ای در این باره دارید؟

وقتی گفته می شود اقلیت ها یا ادیان، منظور دین های رسمی است. بهاییت یک دین رسمی نیست بلکه فرقه ای سیاسی است که استعمار در یک مقطع زمانی، آن را  برای ایجاد اختلاف ایجاد کرده است. در اینجا منظور، ادیان مختلف از جمله یهودی ها، مسیحیان و زرتشتی ها هستند که هر کدام از این ها شاخه های مختلف که در کشور ما حضور دارند و در انتخابات نیز شرکت می کنند. ما در حزب جمهوریت هنوز تصمیم نگرفتیم که از غیرمسلمان ها استفاده کنیم. حزب جمهوریت اسلامی هر چند دارای واژه اسلامی است اما شاید در آینده به این جمع بندی برسیم که از ادیان دیگر نیز عضو بپذیریم. به هر حال در حال حاضر در هیئت موسس از مسلمانان شیعه و اهل سنت استفاده کردیم. این احتمال را منتفی نمی دانم که در آینده به جایی برسیم که از وجود ادیان دیگر استفاده کنیم و اعلام آمادگی کنیم چرا که این افراد جزو شهروندان کشور هستند و باید فعالیت سیاسی کنند. این ادیان هم می توانند تشکیلات داشته باشند و قانون اساسی به آنها میدان داده است و به صورت مستقل می توانند فعالیت کنند اما اینکه ما از آنها در حزب جمهوریت استفاده کنیم به آینده موکول کردیم.

از عنوان حزب جمهوری اسلامی، الگو نگرفتیم

*آیا در عنوان حزب جمهوریت اسلامی از نام حزب جمهوری اسلامی ایده گرفتید یا خیر؟ نام حزب جمهوریت را چه کسی یا کسانی پیشنهاد دادند؟

حزب جمهوری اسلامی از نام نظام جمهوری اسلامی ایده گرفته بود. همزمان با تاسیس جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب، حزب جمهوری اسلامی پیروز شد که نوعا اکثر چهره های محوری و شاخص انقلاب در آن حزب حضور داشتند. زمانی از مرحوم هاشمی رفسنجانی پرسیدم که آیا شما حزب را همزمان با پیروزی انقلاب تاسیس کردید؟ ایشان به بنده گفتند که ما قبل از انقلاب درصدد بودیم که حزب را تاسیس کنیم اما دوستان گفتند که از امام(ره) کسب تکلیف کنیم. از امام (ره) پرسیدیم و گفتند که اجازه دهید انقلاب به پیروزی برسد پس از پیروزی انقلاب، حزب تاسیس شود.

بنابراین حزب همزاد انقلاب و همزاد نظام جمهوری اسلامی، حزب جمهوری اسلامی است. فرایند انتخاب نام حزب جمهوریت اسلامی  این گونه بود که برای نامگذاری این حزب از علاقه مندان به این تشکیلات جدید نظرخواهی کردیم. مجموعه عظیمی در کشور بودند که به آنها وعده داده بودیم که درصدد تشکیل حزب هستیم. بنابراین در فضای مجازی از همه نظرخواهی کردیم. بیش از 30 عنوان و اسم برای حزب از سراسر کشور جمع شد. هیئت موسس را تشکیل دادیم اما نامی برای آن انتخاب نکردیم. در هیئت موسس این اسامی را به صورت آزادانه به رای گیری گذاشتیم. در میان این 30 عنوان، جمهوریت اسلامی جزو عناوینی بود که بیشترین رای را به دست آورد. این عنوان وقتی در جامعه مطرح شد وضعیت مطلوبی در جامعه برای خود به دست آورد. لذا ما همین نام را انتخاب کردیم. بنابراین ما از عنوان حزب جمهوری اسلامی، الگو نگرفتیم. اسلامیت را در کشور،  چه در قانون و مقررات به صورت تضمین شده داریم و ار فیلتر شورای نگهبان هم باید رد شود و همچنین فقها و علمای اسلام بر این اسلامیت نظارت می کنند اما چیزی که برای مردم جای نگران بوده، جمهوریت است یعنی بعد مردمی نظام. بدین معنا که مردم چگونه در نظام حضور داشته باشند. جایگاه مردم در نظام برای تعیین سرنوشت شان چگونه است. لذا ما بر جمهوریت تکیه کردیم البته نه جمهوریت مطلق بلکه جمهوریت بومی و ایران اسلامی در اینجا منظور بوده که با جمهوریت اروپا و آمریکا متفاوت است. جمهوریتی که در چارچوب قانون اساسی بوده و در کشور ایران اسلامی است. نام این حزب حساب شده و با توجه به نیاز روز و جامعه انتخاب شده است.