منطقه خلیج‌فارس به‌رغم برخی نشانه‌ها که حاکی از کاهش تنش‌ها بود، آیا دوباره به نقطه‌جوش نزدیک شده است؟ در این‌باره تردید نمی‌توان کرد.

حملات شنبه‌گذشته به پالایشگاه «بقیق» و میدان نفتی «حقل خریص» در عمق‌خاک عربستان، برای نخستین‌بار دامنه بحران در منطقه را تا بازار جهانی نفت گسترش داد. جامعه جهانی این‌بار به شکلی ملموس‌ متوجه خطری شده که دامنه آن در وهله نخست، جان اقتصاد آسیب‌پذیر جهانی را تهدید کند.

 در نخستین ساعات پس از حملاتی که حوثی‌های یمن مسئولیت آن را در تأسیسات نفتی عربستان پذیرفتند، بهای نفت خام در بازار جهانی 10 تا 20‌درصد افزایش یافت. کارشناسان پیش‌بینی می‌کنند که در صورت ناتوانی سعودی‌ها در جبران اختلال تولید روزانه 5میلیون و هفتصد هزار بشکه نفت خود در تأسیسات هدف قرار گرفته، قیمت این ماده حیاتی برای اقتصاد جهان به آستانه 90‌دلار در هر بشکه جهش می‌یابد. اصلی‌ترین زیان‌کنندگان این وضع‌، علاوه بر تولید‌کنندگان، مصرف‌کنندگان اروپایی و آسیایی نفت خواهند بود. 

حملات شنبه گذشته(14‌سپتامبر) به تأسیسات نفتی عربستان می‌تواند در اندازه یک متغیر عمل کرده و سبب تحولی تأثیر‌گذار در صحنه پر‌تنش منطقه شود. این تحول می‌تواند به بالا گرفتن احتمال وقوع درگیری نظامی انجامیده و یا تشویق رویکردها به ایجاد اراده‌ای محکم برای بازگشت به گفت‌وگوها و توافق‌های تازه باشد. هر دو احتمال به نتایج ارزیابی‌هایی بستگی دارد که اکنون هریک از طرف‌های مربوط به بحران منطقه از اوضاع و موقعیت یکدیگر در وضع کنونی خواهند داشت. «دونالد ترامپ» زیرکانه توپ را به زمین سعودی‌ها انداخته است. او از مقام‌های این کشور خواسته که مسئول حملات اخیر را معرفی کنند. رئیس جمهوری امریکا با این‌کار دو هدف را دنبال می‌کند؛ نخست کاستن از فشارها به کاخ سفید برای عکس‌العمل فوری به حملات شنبه گذشته و دوم، ارزیابی جرأت ریاض در واکنشی که در آینده نشان خواهد داد. از سوی دیگر، ترامپ به‌دقت در حال رصد رفتار دولت‌های اروپایی ـ آسیایی در این‌باره است. آیا به ویژه اروپا به همسویی با واشنگتن در رویکرهای منطقه‌ای ترغیب می‌شود؟ دولت ترامپ همواره کوشیده اروپائیان را در اجرای ابتکارهای مستقل از سیاست‌ یکجانبه‌گرای واشنگتن برای مهار و حل و فصل بحران منطقه، مأیوس کند. 

نبض اقتصاد جهانی، واکنش دولت‌هایی خواهد بود که در اروپا و آسیا با دقت، نزدیک شدن بحران منطقه را به نقطه جوش رصد می‌کنند. پیامد حملات شنبه گذشته با آنچه کاخ سفید در دستور کار تبلیغاتی خود قرار داده ، بی‌تردید بر روابط تهران و ریاض که طی هفته‌های اخیر نشانه‌هایی از کاهش تنش در آن بروز یافته بود، تأثیر خواهد گذاشت. علاوه براین، واشنگتن از فرصت ایجاد شده برای تسهیل در فروش نفت خود بهره می‌برد و این، همانی است که برای قدرت‌های اقتصادی از حیث منافع استراتژیک پسندیده نیست.

تهران نیز درحال ارزیابی اوضاعی است که افراطیون در حال تحمیل آن به سیاست‌ و اقتصاد ایران هستند. ترامپ در توئیت تازه خود، مواضع گذشته‌اش را تکذیب کرده و مدعی شده که مذاکرات بدون پیش شرط با ایران نخواهد داشت. او رسانه‌ها را متهم کرده و نوشته است: « اخبار جعلی می‌گویند که من تمایل دارم با ایران بدون پیش شرط دیدار کنم. این یک شرح غلط است.» چنین اظهاراتی نشان از تمایل ترامپ به تشدید تنش با تهران دارد و در این راستا می‌کوشد همه توجهات را در پی حملات شنبه گذشته به ایران معطوف کند؛ کاری که حالا دستگاه دیپلماسی ایران باید در خنثی کردن آن تلاش کند. 

منطقه خلیج فارس وضع ویژه‌ای یافته است. همه طرف‌ها دست بر ماشه، در انتظار نتایج آخرین ارزیابی‌ها از اوضاع هستند. آیا هنوز دیپلماسی می‌تواند راه برون رفت از اوضاع جاری را هموار ‌کند؟ روزهای آینده به این پرسش پاسخ خواهد داد.