به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا،  بنابراین برای نگاه دقیق به اهمیت رسانه های برون مرزی و شفاف شدن قدرت تاثیرگذاری آنها در تامین نیازهای کشور، با محمد پارسا نجفی فعال رسانه و تحلیلگر مسائل بین الملل، به گفتگو نشستیم. وی با سابقه بیست سال فعالیت در عرصه رسانه و آشنایی به زبان های عربی و انگلیسی دارای آثار بسیاری در خصوص اهمیت استراتژیک رسانه های برون مرزی در تامین امنیت، ارزآوری، رشد اقتصادی و تبادل فرهنگی کشور است، ازاین رو به سوالات ما درباره چرایی و اثرگذاری شبکه های برون مرزی مانند پرس تی وی پاسخ داده که با هم می خوانیم: 

چرا بر اهمیت راهبردی رسانه های برون مرزی تاکید دارید؟ 

رسانه برون مرزی نوعی ابزار مکمل برای فعالیت هایی است که هدف آنها تامین اهداف تعریف شده در وسعت ملی است. در هر بخشی و با هر نیتی. برای مثال در ابعاد اقتصادی این رسانه ها می توانند در جذب گردشگر خارجی، سرمایه گذاری بین المللی، بازار مشترک منطقه ای و ... منشا اثر باشند که حداقل تاثیر آن افزایش میزان صادرات بلندمدت است. 

این تامین منافع در مورد حفظ امنیت کشور بسیار محسوس است، چرا که می تواند به درون کشوری که نیرویی متخاصم دارد به صورت نرم نفوذ کند و با ادبیات متفاوت اهداف گوناگونی را پوشش دهد که در مجموع می تواند به تحقق هدف سیاسی یا اقتصادی منجر شود.

چرا تصور می کنید برنامه های رسانه ای در مقایسه با سایر روش ها و ابزارها موفق تر است؟

در دنیای امروز، ابزارهای سخت هم اثر کمتری دارند و هم هزینه و خسارت بیشتری برای هر دو طرف ماجرا، اما رسانه اثرگذاری ماندگارتر با برد بسیار بیشتری دارد. 

برای مثال در قرن های گذشته انگلیس علیرغم داشتن قدرت نظامی قوی، به وسیله سلاح رسانه توانسته بود بیشتر جنگ ها را قبل از شروع پیروز شود، یعنی بیشتر از آنکه از سلاح و سرباز استفاده کنند از تبلیغات و رسانه برای پیگیری اهدافش سود جست و گاه کشورها را بدون درگیری به چنگ می آورد. 

در این مورد می توانید به تاریخ نگاه کنید که همین امپراطوری، با تهدید و تطمیع و تحمیق توانست سیاست های خود را جامه عمل بپوشاند اما امپراطوری اسپانیا که در  زمانی قوی ترین قدرت نظامی محسوب می شد و کشورهای زیادی را اشغال کرده بود به سرعت مضمحل شد. 

لندن همیشه از رسانه های روز استفاده کرده و حتی در میان مردم کشورهای دشمن هم برای خود نیرویی دست و پا می کند اما اسپانیا فاقد بهره مندی از رسانه بود. 

اکنون هم کشورهای غربی از رسانه برای پیشبرد برنامه های خود استفاده می کنند که نمونه های آن را در ونزوئلا و سوریه می بینیم. 

کشورهای که مثال زدید همه امپراطوری و استعمارگر بودند اما ایران که ابرقدرت نیست پس چه نیازی به رسانه برون مرزی مانند پرس تی وی دارد؟

از آنجا که ما مخالف اشغالگری و استکبار هستیم و از طرف دیگر در معرض انواع تهدید امنیتی و تحریم اقتصادی قرار داریم بیشتر از هر کشوری به رسانه های برون مرزی نیازمندیم تا بتوانیم دیگران را از حقایق مرتبط با خود آگاه کنیم.

 هم منافع اقتصادی به حق خود را تامین کنیم و شرکای تجاری بیشتری به دست آوریم، هم مقابله با تهدید دشمن را از خط مقدم به عمق راهبردی درون جوامع غربی منتقل کنیم. به قول حافظ که خود مرد رسانه بود «بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد»  

منظورتان این است که مردم آمریکا باید در برابر تجاوزگری دولت خود در کشورهای دیگر ایستادگی کنند یه نظرتان این فکر قابلیت اجرایی دارد؟

دولت های غربی هم به رای مردم و هم به پول مالیات آنها نیاز دارند. اگر مردم آمریکا و همه کشورهای غربی از حقایق آگاه شوند قطعا در اقدامات دولت شان تاثیرگذار خواهند بود البته لازمه این امر، آگاه شدن مردم است. تظاهرات مکرر مردم آمریکا در مخالفت با جنگ ویتنام یا شرکت نکردن دولت های اروپایی در جنگ مارس 2003 عراق نمونه هایی از این موارد هستند. اگر امروز آمریکا علنی وارد جنگ یمن نمی شود یا تاکنون به ونزوئلا حمله مستقیم نظامی نکرده است به دلیل همین مخالفت عمومی مردم آن کشورهاست. 

 به همان صورت که طرح های «نقشه راه» در دهه قبل و «معامله قرن» در حال حاضر به شکست منتهی شده است. همان اندازه که آمریکا در متقاعد کردن مردم کشورش برای حمله به کوبا ناکام شده و این جزیره کوچک  و کم جمعیت بیش از نیم قرن زیر پای آمریکا با آن ابرقدرت مخالفت می کند. در نتیجه به این صورت نیست که دولت های غربی هر چه بخواهند انجام پذیر باشد. بلکه آنها ابتدا باید مردم کشور خود را با ایده های شان همراه کنند و نوعی مشروعیت سیاسی با روکش انسانی برای آن بسازند. 

اگر غیر از این بود خود دولت های غربی نیازی به هزینه کردن در رسانه های جهانی نداشتند حال آنکه می بینید در بحران سوریه بیشتر از مسائل نظامی در تبلیغات رسانه ای فعالیت می کنند. 

ولی رسانه های آمریکا و اروپا بسیار قوی تر از رسانه های برون مرزی ما هستند .

بله. دولت های غربی علاوه بر رسانه های جهانی خود در ابعاد داخلی هم برای متقاعد کردن مردم خود بسیار فعال هستند و برای آن، هزینه می کنند و هم بهانه تراشی. یکی از کارکردهای شبکه هایی مانند پرس تی وی همین انتقال صحیح اخبار به مردم غرب است.

تخریب عمدی برج های نیویورک در یازده سپتامبر 2001 یکی از این بهانه ها بود. به وفور می توانید نمونه های دیگری را ببینید؛ ادعای تولید و آماده استفاده بودن سلاح های کشتار جمعی عراق در سال 2003 در حالیکه این سلاح ها نابود شده بود، تلاش کلاه سفیدها در سوریه دقیقا با ادعایی مشابه، انعکاس رسانه ای شدید حمله به بندر پرل هاربر در جنگ دوم جهانی ، غرق کردن یک یدک کش در خلیج تونکن ویتنام و صدها مورد دیگر که همه بهانه ای شد برای جنگ های بزرگ و خونین که خسارت بهانه اولیه در کل ماجرا حساب هم نمی شود، اما برای به هیجان آوردن مردم بسیار تاثیرگذار بوده است. نقش رسانه های برون مرزی این است که پرده از حقایق بردارد و حقایق را افشا کند تا مردم آگاه شوند.

پس رسانه می تواند هم مردم را بفریبد هم آنها را از فریب ها آگاه کنند و بیدار نگه دارند. در مورد مثال عراق زمانی که صدام از سلاح شیمیایی علیه ایران و حتی شهرهای عراقی مانند حلبچه در سال های 1365 تا 1367 استفاده کرد هیچ رسانه ای و مقام مهم غربی واکنشی نشان نداد و رسانه های غربی ساکت بودند اما 15 سال بعد که درصدد اشغال عراق بودند رسانه های غربی آنچنان تبلیغات کردند که گویی صدام در حال استفاده است.  

در این شرایط رسانه های برون مرزی چگونه می توانند مانع از وقوع حوادث هولناک مانند جنگ در جهان شوند؟ 

آسیب هایی که هر کشور در جنگ متحمل می شود به حدی وسیع است که آن کشور پیروز هم هزینه های جانی و مالی جبران ناپذیری را باید پرداخت کنند و خسارت ها را با یک اعلان پیروزی و حتی غنائم مادی نمی توان تسویه کرد. آسیب جنگ همیشه و هر آن به مراتب بیشتر از منافع آن برای ملت ها بوده و خواهد بود مگر در یک مورد و آن هم دفع یک خطر بزرگ حتمی با آسیب های  به شدت ویرانگر است. 

معمولا کاخ سفید با تبلیغات رسانه های غربی اول مردم آمریکا سپس کل غرب و در نهایت همه بشریت را از این نکته می ترساند که ناگهان قرار است یک دشمن بسیار خطرناک حملاتی هولناک را به آنها ترتیب دهد. این مساله برنامه همه دولت های آن کشور بوده است. ویتنام، یوگسلاوی، عراق دوران صدام، لیبی، کره شمالی. 

اگر دقت کرده باشید هیچ یک از این کشورهای قربانی آمریکا، قدرت هدف قرار دادن خاک آمریکا را نداشته اند اما واشنگتن به همه آنها حمله کرده است؛ برخی با جنگ های طولانی و پر هزینه مانند ویتنام و عراق و برخی با حملات شدید موشکی مانند سوریه و یوگسلاوی. مسخره تر آنکه همه این کشورها در شرایطی بوده اند که اقتصادی ویران و ارتشی از هم گیسخته داشته اند. 

به عبارت دیگر هدف غارت و نابودی آن کشور بوده نه دفع خطر و تهدید بالفعل علیه مردم آمریکا. این نکته بسیار مهمی است که مردم کشور مهاجم معمولا از آن بی اطلاع هستند. اینجاست که شبکه های برون مرزی می توانند مردم کشورهای دیگر به ویژه غربی ها را آگاه کنند.  

آیا منطقی است، ایران که درگیر چالش اقتصادی است بخشی از نقدینگی خود را برای تقویت رسانه های برون مرزی هزینه می کند؟

در اصل داشتن ابزاری با تاثیرگذاری منطقه ای یا جهانی نوعی سرمایه گذاری است که اگر درست برنامه ریزی و استفاده شود می تواند برای همه بخش های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی کشور مفید باشد. به حدی که بیش از هزینه هایش، درآمدزا شود. 

از این رو امیدوارم ایران رسانه هایش را تقویت کند و هر چه می تواند بر کمیت و کیفیت آنها بیافزاید زیرا شرایط یک کشور هرچه سخت تر باشد نیازش به داشتن زبانی گویا برای بیان شرایط خود به دنیا و جذب مخاطب به منظور هم آوایی مردم دیگر کشورها با حقایق، بیشتر می شود. 

تصور کنید در منطقه مهمی مانند خلیج فارس به دلیل حمله آمریکا به کشوری جریان تجارت قطع شود، قطعا مردم بسیاری در جهان به ویژه در اروپا و آمریکا با آن درگیر می شوند و خسارت های جانی و مادی در بلند مدت تقسیم می شود. – حتی برای کشور پیروز در میدان هم خسارت ها چشمگیر است_ و این نکته ای است که اگر مردم دنیا در زمان خود بدانند حتما برای پیشگیری از آن تلاش خواهند کرد. به ویژه آنکه بدانند آن مشکلات در اثر تجاوز قدرتی فرامنطقه ای مانند آمریکا آن هم به بهانه های واهی و بدون دلیل منطقی و فقط برای کسب سود برخی شرکت های غربی انجام شده است. 

به بیان بهتر آن زمان که با یک ترفند ساده قدرتی برای تجاوز طلبی خود به کشور ضعیف تر بهانه تراشی می کرد گذشته است چرا که دیگران هم رسانه های برون مرزی دارند و این قدرت دیگر فقط در اختیار ابرقدرت ها نیست.  

در مسائل اقتصادی یا فرهنگی این رسانه ها چه مزیتی برای کشور دارند؟

برای تجارت یا سرمایه گذاری مشترک لازم است مردم دیگر کشورها با قابلیت و توانایی های اقتصادی و صنعتی یا حتی نیازهای کشور ما آشنا شوند تا بتوانند دیدگاهی واقعی تر از کشورمان داشته باشند. آن هم برای کشوری که انبوهی از رسانه های جهانی سعی دارند ایران را فاقد هر نوع ظواهر تمدنی نشان دهند و بر شترسواری مردم در شهرهای شان تاکید دارند. 

انبوه فرصت های گردشگری، ساخت نیروگاه های انرژی های نو تا سرمایه گذاری های مشترک و سودآور در پروژه هایی مانند پتروشیمی و معادن بی پایان ایران نکته ای است که باید در شبکه های خبری و فضای مجازی برای همه کشورها از ملت های همسایه تا کشورهای غربی به صورت مکرر تبلیغ شود.

 

 

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: