با نگاهی اجمالی و تحقیقات به عمل آمده در خصوص جذب تماشاگر و فروش فیلم های در حال اکران از ابتدای امسال به سرعت به این نتیجه می رسیم که سینمای کمدی با فاصله بسیار توانسته سینمای جدی در ژانرهای مختلف (عاشقانه، جنگی، پلیسی، سیاسی و...) را شکست دهد.

تحقیقات نشان داده است که تماشاگران سینمای امروز به دنبال ایجاد لحظاتی مفرح برای خود و خانواده شان هستند و ترجیح می دهند اگر قرار است فیلمی جدی  را در  هر گونه و ژانر ببینند در خانه و از طریق ورود فیلم به نمایش خانگی مخاطب باشند.

با توجه به این که پیکنیک خانوادگی دیدن یک فیلم سینمایی برای یک خانواده متوسط چهار نفره عددی نزدیک به 100 هزار تومان (بدون در نظر گرفتن زمان، هزینه حمل و نقل، هزینه پذیرایی و...) تمام می شود. بدیهی است خانواده ها برای برنامه ریزی یک عصر دورهمی تماشای یک فیلم کمدی را در برنامه داشته باشند. این در حالی است که در روزگاری حجم وسیعی از مخاطب سینمای ایران برمی گشت به تولیدات ملودرام و عاشقانه که این روزها به سختی می توان نمونه ای از آن را جستجو کرد.

از سویی دیگر بررسی اوضاع و احوال اجتماعی و خستگی روزانه مردم از وضعیت اقتصادی و اجتماعی  جامعه نشان از این دارد که لبخند از ته دل حلقه مفقوده جامعه امروز است و مخاطب ایرانی برای دقایقی هم که شده به شکل  صوری  و ظاهری هم حتی علاقه مند است تا در  سبد روزانه خود و خانواده اش این لحظات را همراه با امید و آرامش فارغ از هرگونه سیاهی و نخوت ایجاد کند. با این وضع منطقی است که تصور کنیم سینمای کمدی  این روزها با اعداد و ارقام نجومی بر جان گیشه می تازد و قاعدتا صاحبان  اقتصاد سینما، سرمایه گذاران و تهیه کنندگان مشتاق هستند تا برای این ژانر پرمخاطب دست به جیب بشوند و با این نگاه اصولا قلم نویسندگان نیز فضای عاشقانه سینما را فراموش  کرده و نگارش تولیدات کمدی حتی گاهی پر از لوده بازی و گاه کمدی های کلامی سخیف بدون نگاهی به الگوهای کلاسیک سینمای کمدی دنیا،  پرده نقره ای سینما را به خود اختصاص می دهد.

در بخش بعدی به هزینه های تولید آثار کمدی سینما نسبت به گونه های دیگر فیلمسازی اشاره خواهیم داشت.