در بخش اول این یادداشت به بررسی تولیدات سینمای کمدی و میزان فروش این آثار در گیشه و موفقیت نسبی آن در مقایسه با تولیدات جدی و درام پرداختیم. در این مطلب تولیدات سینمایی کمدی را از زاویه سناریو و فیلمنامه مورد بررسی قرار می‌دهیم.

اگر از یکی دو اثر عمیق و دارای سبک و سیاق در ژانر کمدی این روزهای سینما فاکتور بگیریم، مابقی تولیدات هیچ حرفی برای گفتن ندارند و بدون تعارف می‌توان گفت کار از کمدی سخیف پا فراتر گذاشته و عملا هیچ اتفاق سرگرم‌کننده، آموزش‌دهنده، خنده‌دار و... در کل یک اثر سینمایی 90 دقیقه رخ نمی‌دهد. قصه‌ها نه تنها بدون مغز و محتوا هستند که حتی فرمول‌های ابتدایی نشاندن لبخند بر لبان مخاطب را هم در ذاتشان ندارند.

در حقیقت یک شوخی دورهمی که شاید در  برخی لحظات پتانسیل ایجاد  کوچکترین خنده‌ای را هم نداشته باشد، به یک فیلم سیاسی تبدیل شده و این فیلم قرار است به واسطه حضور دو سه بازیگر چند ده میلیونی تماشاگر را به  سینما کشانده و یک کاسبی فرهنگی اتفاق بیفتد.

در این که اقتصاد این سینما و چرخ این صنعت فرهنگی بایستی بچرخد هیچ بحثی نیست اما اینکه ما به واسطه نام یکی دو بازیگر موفق کمدی مخاطب را به سینما بکشانیم و او را دچار هزینه‌ای کنیم و ناراضی به منزل بفرستیم خطری است که می‌تواند به سینمای کمدی لطمه بزند.

با این وضع که اعتماد تماشاگر سینما در تیررس هدف برخی از فیلمسازان نابخرد قرار گرفته و آن‌ها برای کشاندن تماشاگر به سالن‌ها از ابتدایی‌ترین حربه‌های موجود استفاده می‌کنند بی شک نتیجه حاصل اتفاقی نیست که به نفع سینما باشد. سلب اعتماد از تماشاگر سینما خطری است که اگر جدی گرفته نشود دودش به چشم همه این خانواده فرهنگی می‌رود و در حقیقت کوتاه آمدن در مقابل این بیماری اپیدمی این روزها شاید کار را از عمل جراحی به سنگ قبر  بکشاند.

سینمای کمدی در کشور ما دارای سوابق درخشانی نیز هست که همان فرمول‌ها می‌تواند سال‌ها بنمایه قصه‌های نو و بهروز شود و تماشاگر سینما جدا از سرگرمی و گذراندن لحظاتی مفرح با دست پر راهی خانه شود. بی‌شک سینمای پرفروش کمدی نیازمند محتوا و کمی حرف حساب نیز هست که اگر این اتفاق رخ ندهد نه تنها کار سینما که کار طنازان ژانر کمدی هم به ناکجاآباد می‌کشد.

در بخش بعدی تولید آثار کمدی سینما را از منظر بازیگری بررسی خواهیم کرد.