سینمایی که امروز تنوعی در آن محسوس نیست و ژانر کمدی (آن هم یک کمدی کم رمق که در ذیل بررسی خواهد شد) نمی تواند حاصل امروزِ این سینما باشد. اگر به خانواده سینمای ایران شناسنامه وار نگاه کنیم نمی توان نمره قبولی به میراث خوارانِ عباس کیارستمی ها و...داد.

سینمای تک ژانر امروز محصول یک نگاه صنعتی است که ریشه در اقتصاد ما دارد اما مگر می شود با دلار و ریال فرهنگ یک مملکت را فاکتور کرد؟

اگر امروز سرمایه گذاران حاضر نیستند برای ژانرهای ملودرام، عاشقانه، پلیسی، تاریخی و... دست به جیب بشوند و سینمای رنگارنگی نداریم. در حال حاضر اصولا کمدی ها می فروشند و این موضوع تنها به تغییر مذاق سلیقه مخاطب بر نمی گردد. فاکتورهای متنوعی در این مسئله دخیل هستند.

اینکه تماشاگر امروز نیازمند خنده است و برای گذراندن وقت در سالن های تاریک سینما تنها به دنبال بهانه ای است که غم روزش را فراموش کند، دلیل کمی نیست برای اینکه کمدی کارها این روزها بازارشان داغ باشد اما بی شک گونه های دیگر سینما نیز باید بتوانند مخاطب شان را درگیر کنند. در واقع اگر سبک و سیاق قصه گویی با فرمول درست و استانداردی در سینما پا بگیرد تماشاگر سینما در هر ژانری می تواند از زندگی اش فاصله بگیرد و دقایقی با قصه ای از دنیای اطرافش زمان سر کند.

قطعا هنرمندان در نقاشی سلیقه مخاطب موثر هستند در واقع سینمانویس امروز می تواند سلیقه مخاطب عام را با خود به هر سویی بکشاند. پس جدا از حوزه اقتصادی نیاز است از زوایای دیگر سینمای امروز در بحث سلیقه مخاطب مورد بررسی قرار گیرد.

اگر سینمای کمدی انعکاسی از لایه های اجتماع باشد و در واقع با فرمول های کلاسیک یک اتفاق کمیک به دنبال نقد و بررسی رفتارها، برخوردها و دودوتا چهارتاهای زندگی باشیم بی شک با ایجاد سوال و چرایی های زندگی از سلیقه مخاطب نیز مراقبت می کنیم. در حقیقت به هر قیمت خنداندن مخاطب فقط برای انتفاع اقتصادی هدف غاعی سرمایه گذاران و تهیه کنندگان سینما نمی شود و عملا خدشه ای به سلیقه ی مخاطب سینما وارد نمی شود.

در بخش بعدی این یادداشت سینمای کمدی را از نگاه سینمای بدنه و عامه پسند (محتوا و اجرا) مورد بررسی قرار می دهیم.