در حالی مخاطبان سریال های تلویزیونی در دو سه سال اخیر با افت محسوس مواجه شده است که بسیاری از سرمایه گذاران و تهیه کنندگان به دنبال تولید سریال در شبکه نمایش خانگی هستند با این وصف که بسیاری از سرمایه گذاران در بخش های خصوصی بیزینس تولید سریال در شبکه نمایش خانگی را به لحاظ بازگشت سرمایه و سودآوری به مراتب  بهتر از دیگر فعالیت های تولیدی می دانند.

این که بسیاری از کارگردانان صاحب نام  و موفق تلویزیون این روزها در  شبکه نمایش  خانگی مشغول هستند و یا تصمیم دارند به زودی در فضایی خارج از تلویزیون سریال سازی کنند نشان از  آن دارد که در  سال های اخیر شبکه نمایش خانگی جای خود را در میان مخاطبان باز کرده و عملا بخش عظیمی از مخاطبان سریال ها حاضر هستند حتی با پرداخت مبلغی مخاطب تولیدات خارج از سیما باشند. مسئله ای که تهدیدی جدی برای مدیران سیما است و نیاز است با یک آسیب شناسی جدی به این مقوله پرداخته شود که چرا نه تنها مخاطبان تلویزیون که بسیاری از کارگردانان بزرگ سیما از جمله سیروس مقدم، حسن فتحی و... اقبال بیشتری به  تولید سریال در شبکه نمایش خانگی دارند...

 

وضعیت اقتصادی سیما

وضعیت اقتصادی تلویزیون در سال های اخیر خیلی با مذاق امروز کارگردانان گران تلویزیون خوش نمی آید. چرا که تلویزیون نه در پرداخت شرایط مساعدی دارد و نه در  بحث کمّی حاضر است ارقامی را که مد نظر برخی کارگردانان است پرداخت کند.

بحث اختصاص اسپانسر به سریال های مختلف، نحوه حضور اسپانسرها در دل سریال ها، بازگشت پول پرداختی به حساب خزانه به تلویزیون و پروژه از سویی دیگر اجازه نمی دهد تا بسیاری از چهره های صاحب نام تلویزیون چه در مقام کارگردان و چه در مقام بازیگر و... علاقه مند باشند که در تلویزیون حضور فعال داشته باشند.

به هر حال در دو سه  سال اخیر بارها شاهد این بوده ایم که سریال های مختلف در طول مدت تصویربرداری به دلیل عدم پرداخت اقساط به موقع تعطیل شده اند و این تعطیلی  لطمات بسیاری به لحاظ کمی و کیفی بر کلیت اثر داشته و عملا تمرکز گروه تولید از نویسنده تا کارگردان و بازیگر در این شرایط سلب شده و این مسئله قطعا با رضایت اهالی تلویزیون مواجه نمی شود. می توان گفت بی پولی تلویزیون دردی است که نیازمند فکر بکر مدیران و حتی مسئولین دولتی است چرا که رسانه ملی به عنوان مورد اعتمادترین رسانه در دسترس مخاطب وظایف مهمی را در قبال مخاطبش دارد که نمی توان از آن به راحتی  عبور  کرد.

ممیزی های دست و پا گیر 

بسیاری از خانواده تلویزیون به خصوص نویسندگان و کارگردانان معتقد هستند چارچوب تلویزیون اجازه نمی دهد ما به سمت ژانرهای مختلف و موضوعات متفاوت اجتماعی برویم و همین مسئله دست ما را در تولید یک کار جذاب  و مخاطب پسند می بندد.

جالب است بسیاری از تهیه کنندگان و کارگردانان و حتی بازیگران معتقد هستند مخاطب حق دارد که سریال تلویزیون ملی را دنبال نمی کند چرا که نه داستان جدید و جذابی روایت می شود و نه سبک و سیاق جدیدی در نحوه پرداختن به موضوعات مختلف اجتماعی پیش روی ما گذاشته شده است. تا کی قرار است مخاطبان تلویزیون یک جنس قصه را با یک سبک و سیاق روایت دنبال کنند.

اگر به ساختار قصه ها در سال های اخیر دقت کرده باشید متوجه خواهید شد که عملا داستان جذاب و بکری دست مایه سریال های تلویزیون قرار نگرفته است و معمولا داستان ها به لحاظ خط و ربط اصلی و بن مایه درام تکراری و حرف جدی برای گفتن ندارند. بسیاری از مخاطبان باهوش سیما با  گذشت چند قسمت می توانند تا پایان ماجرا را حدس بزنند و این یک فاجعه برای صاحبان یک سریال محسوب  می شود. انگشت شمار هستند سریال هایی که می توانند مخاطبشان را تا پایان تشنه و پیگیر حفظ کنند و این مسئله آسیب مهم و موثری به وضعیت سریال سازی و جذب مخاطب می  زند. شاید دلیل عمده اقبال مردم به تولیدات شبکه نمایش خانگی از جمله سریال شهرزاد، شاهگوش و... همین روایت و ساختار متفاوت از آنچه در تلویزیون دیده است می باشد. جدا از این که قاعدتا دست باز نویسندگان و کارگردانان در پرداخت های مختلف، قصه گویی و حتی انتخاب ژانر و از سوی دیگر سبک و سیاق  پوشش و گریم در تولیدات نمایش خانگی قطعا در جهت مخاطب و دست به جیب شدن او موثر است.

این که دو ارگان موازی مثل وزارت ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سیما دو دیدگاه و چارچوب  متفاوت در صدور مجوز تولید و پخش یک اثر نمایشی دارد جای سوال دارد و می تواند چالشی جدی در این حوزه محسوب شود و در این راستا مدیران و سیاستگذاران تلویزیون می توانند با یک بازنگری هوشمندانه در چیدمان چارچوب و ممیزی ها مخاطبان رسانه ملی را به خصوص در عرصه سریال بازگردانند.

تجربه ساخت سریال هایی چون «میوه ممنوعه»، «تا ثریا»، «ساعت شنی» و... که پرداخت درستی از یک موضوع اجتماعی مهم در تلویزیون بود نشان از این دارد که هرگاه مدیران تلویزیون به خالقان آثار اجازه دهند و هرگاه دست نویسندگان در نگارش آثار قوی باز باشد قطعا نیروهایی کاربلد و آرتیست اطراف این تلویزیون وجود دارند که می توانند پرچم معتمدترین رسانه موجود را بالا نگه دارند.

در بخش پایانی می توان با ارائه راهکارهایی به بازگشت مخاطب انبوه تلویزیون نگاهی منطقی تر داشت:

الف) استقبال از سریال های موفق شبکه نمایش خانگی نشان از این دارد که مردم حتی حاضر هستند برای دیدن یک سریال ایرانی با حضور  بازیگران محبوبشان حتی دست به جیب شوند.

ب) استقبال از سریال ها در شبکه نمایش خانگی نشان از آن دارد که مخاطب ما سریال ایرانی را به سریال های سخیف ترک ترجیح می دهد.

ج) مخاطب ایرانی کماکان به اثر ایرانی اعتماد بیشتری دارد.

د) کماکان خانواده ایرانی معتقد است اگر قرار است یک سریال تلویزیونی در جمع اعضای خانواده به نمایش درآید بهتر است این نگاه با کیفیتی موازی با عرف، اخلاق و اعتقاد ایرانی باشد.

ه) سریال ایرانی با توجه به فضا و نوع روایت ایرانی اش قطعا در میان مخاطب ایرانی با استقبال بیشتری مواجه خواهد داشت.

و) قطع به یقین اگر  سریالی مرتبط با مفهوم و روابط ایرانی در داستان ها شکل بگیرد برای مخاطب ایرانی قابل باورتر خواهد بود و عملا این فاکتوری مهم در جذب مخاطب است.

نکته: بسیاری از سریال سازان ترک در پرداختن به قصه های سبک و سطحی شان به لایه هایی از سلیقه های شرقی نزدیک به نگاه ما، نیم نگاهی دارند و عملا یکی از دلایل موفقیت سریال های ترک در درگیر کردن معدودی از مخاطبان ایرانی نگاه دم دستی و کم عمقی است که به دور از چارچوب های اخلاقی در داستان ها لحاظ می شود تا با جلوه های بصری دور از عرف و شرع مخاطب را درگیر کند. اتفاقی که نمی توان آن را یک نگاه هنری قلمداد کرد.

تلویزیون به روزهای اوج برمی گردد اگر...

تلویزیون به روزهای اوج برمی گردد اگر قرار باشد به روز قواعد سریال سازی را رعایت کرده و حس رقابت با اول از همه شبکه نمایش داخلی خودمان و رسانه ها و مدیاهای موجود را حس کند.

به هر حال امروز تمام فضای مجازی، مدیاهای مختلف، سریال های تولید شده در اقصی نقاط دنیا در دسترس مخاطب ایرانی است، او حق انتخاب دارد و قطعا برای پر کردن فضای خالی زندگی اش به سراغ بهترین می رود و اگر بر این مبنا بخواهد انتخاب کند حتما مخاطب برخی از سریال های ضعیف تلویزیون داخلی نخواهد بود چرا که تلویزیون نیازمند یک خانه تکانی جدی در حوزه سریال سازی است چرا که این روزها مخاطبان تلویزیون با توقع بالاتری پای رسانه می نشینند.

قصه، کارگردانی، بازیگری، جلوه های بصری و حتی شارپ لس تولیدات سیما از سوی عام ترین مخاطبان تلویزیون مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. مخاطب امروز روی کشش قصه و پاره های دراماتیک و حتی گره های داستان نظر کارشناسی دارد و نمی توان او را با قصه های باسمه ای درگیر و پای جعبه جادویی نگه داشت. قطعا تلویزیون برای حفظ مخاطبش به خصوص در حوزه سریال باید رقابت را بیخ گوش خودش حس کند و مراقبت کند از اعتمادی که امروز، شاید بیش از قبل مخاطبش به او نشان می دهد. 

و حرف آخر این که تلویزیون امروز در جایگاهی قرار دارد که به لحاظ نیروی انسانی به سینما و شبکه نمایش خانگی هنرمند صادر می کند. هنرمندی که علاقه مند است در  رسانه مطبوعش جذب مخاطب کند اگر شرایط را مساعد ببیند.