ابتدا با این سوال گفت و گو را شروع می کنم که چرا و چی شد که سراغ نمایشنامه محمد یعقوبی رفتید؟

آیلین کیخایی: من ابتدای کارم با بازیگری فعالیتم را آغاز کردم بعد از آن سراغ شعر رفتم و در این زمینه فعالیت کردم اما این من را راضی نکرد و دوباره به بازیگری تئاتر برگشتم ولی آنطور که تصور می کردم و انتظار داشتم شرایط برایم جذاب نبود. پس از آن گرایشم را تغییر دادم و انتخاب کردم که با هزینه خودم مدتی کارگردانی را تجربه کنم. با نمایشنامه خوانی هم کارم را شروع کردم و به جایی رسیدم که به من لقب "مادر نمایشنامه خوانی تهران" را دادند. 

پس از آن با متن های محمد یعقوبی شروع کردم. نمایشنامه «دل سگ» تنها نمایشنامه ای بود که آن را نخواندم اصلا قبل از آن قرار بود متنی از چخوف را کار کنم و حتی بازیگرانم را هم انتخاب کرده بودم و گروهم را تشکیل دادم اما بعد از چند وقت احساس کردم این نمایشنامه از چجوف آنقدر که باید جذبم نمی کند. پس از آن با کیوان مشورت کردم و نمایشنامه «دل سگ» را انتخاب کردم. گروه را انتخاب کردیم واستارت کار را زدیم.

اول از همه بگو بازیگر نقش سگ را که اجرای بسیار خوب و فیزیکالی داشت، چطور انتخاب کردی؟

من خیلی درگیر انتخاب بازیگر این نقش بودم چراکه بازی در این نقش به بدن انعطاف پذیر نیاز داشت.

بدن و توانایی در تیپ سازی، لحن، بیان و...

یکی از دوستانمان ایمان اصفهانی را برای بازی در این نقش به ما معرفی کردند که متوجه شدیم در کاری بازی می کنند، بعد از آن که بازی او را دیدیم باهم صحبت کردیم و قرار شد نقش سگ را ایفا کند. زمانی که ایمان اصفهانی برای این نقش انتخاب شد تمرین ما به شکل جدی آغاز شد.

این روزها وضعیت اقتصادی تئاتر با تیم بازیگری و شرایط اجرا سنخیت پیدا کرده است با توجه به این وضعیت اقتصادی، چه تمهیداتی برای جلوگیری از ضرر مالی در نظر گرفتید؟

ابتدا ما به سالن ها فکر می کنیم. حدود دو سال و نیم است که در انتظار سالن استاد انتظامی هستم ولی متاسفانه همکاری نمی شود و این سالن به من تعلق نمی گیرد که البته برایم اهمیتی هم ندارد! پس از آن حدود دو سال در انتظار سالن تئاترشهر بودم که خوشبختانه توانستم نمایشم را روی صحنه ببرم. چندی بعد سالن مهرگان را به من معرفی کردند. به لحاظ مدیریتی سالن بسیار خوبی است و هماهنگ هستند. در واقع از اینکه در این سالن اجرا می کنیم تا این لحظه خوشحال هستم چون تقریبا همه شرایط لازم را برای ما ایجاد کرده اند.

06fcb342-8f72-4378-93a5-c9f60a17bea4

شما بازیگر خوبی هستید و در نمایش های قبلی این را ثابت کردید اما با توجه به اینکه همزمان با کارگردانی در این نمایش بازی هم می کنید، سخت نیست؟

چرا اتفاقا بسیار آزاد دهنده است و اصلا ایده آل من نیست. زمانی که کسی به من پیشنهاد بازی می دهد بسیار خوشحال می شوم اما زمانی که خودم کارگردانی می کنم واقعا اذیت می شوم.

خب چرا اینجا بازی می کنی؟

من مجبور شدم چراکه در هر دو پروژه برای نقشی که خودم ایفا کردم بازیگر داشتم. در کار قبلی ام متوجه شدیم که بیست روز اجرای ما جلوتر افتاده و بازیگر متن هایش را حفظ نبود. حفظ کردن دیالوگ ها، زمان و انرژی زیادی از همه ما می گرفت و چون خودم حفظ بودم قرار شد که آن نقش را ایفا کنم. در نمایش«دل سگ» نیز برای نقش دکتر برومنتال بازیگر داشتیم نقشی که اصلا ماهیتش مرد است ولی متاسفانه ادامه همکاری با آن بازیگر مقدور نبود و چون زمان کم بود و من متن را حفظ بودم نتیجه این شد که خودم بازی کنم.

مشاوره محمد یعقوبی در این پروژه به چه شکل انجام می شد؟

با توجه به اینکه او در حال حاضر ایران نیست تمرین های ما را یا به صورت ضبط شده یا اگر بیدار باشند به صورت آنلاین می بینند.

b481bcba-180c-44aa-add9-34700a6b826b

این نمایشنامه را با کارگردانی محمد یعقوبی قبلا روی صحنه دیده بودی؟

بله پانزده شب اجرای اولی نمایش «دل سگ» به عنوان عکاس حضور داشتم که بعد از آن به دلایلی بازیگر نتوانستند به صورت مداوم حضور داشته باشند و آقای یعقوبی به من پیشنهاد دادند و من هم پذیرفتم.

چقدر تحت تاثیر سبک کارگردانی محمد یعقوبی هستید؟

خیلی کم تاثیر می گیرم. شاید در مرحله نمایش نامه خوانی ها تاثیر می گذاشت و مسلم است که بهتر از من هستند اما تلاش می کنم مسیر خودم را بروم. مسیر ذهنی من بسیار متفاوت و فانتزی است.

از نظر من در این نمایش با این ذهنیت فانتزی به شدت موفق عمل کردید... نمایشنامه شما برگرفته از یک رمان روسی است که برای اجرای این نمایشنامه در اتمسفری ایرانی نیاز به خلاقیت داشتید در این زمینه چقدر از محمد یعقوبی کمک گرفتید؟

من رمان را خوانده بودم و می شناختم ولی زمانی که آقای یعقوبی نمایشنامه آن را روی صحنه بردند من تازه متوجه شدم که نمایشنامه اش وجود دارد تا قبل از آن تصور می کردم که رمان است یعنی پیشینه ذهنی نسبت به آن داشتم ولی پیشینه کارگردانی نداشتم و قطعا تجربیات محمد یعقوبی کمک زیادی به من کرد.

کیوان تو بگو که بازی برای همسرت لذت بخش است یا سخت؟

کیوان محمودنژاد: دوست دارم چون احساس می کنم در کاری که متعلق به خودم است بازی می کنم همانطور که تمام زندگیم را با همسرم شریکم. زمانی که آیلین از من می خواهد بازی کنم با جان و دل این کار را انجام می دهم. بارها با هم در این باره بحث کردیم اما وقتی با هم کار می کنیم دقیقا زندگی مان را سپری می کنیم.

در انتخاب نمایشنامه به آیلین کیخایی مشورت می دهی چون احتمالا تو هم باید در آن نقشی را ایفا کنی...!

نه واقعا به این شکل نیست که من حتما ایفاگر نقشی باشم. حدود چند سال پیش او نمایشنامه ای را نوشته بود با عنوان «مخاطب خاص» که من پیشنهاد دادم حمیدرضا پگاه بازی کند که اتفاقا اجرای موفقی هم بود. تصور می کنم از نظر ذهنی آنقدر بزرگ شدیم که مهم نیست من کجا باشم بلکه اتفاقی که می افتد مهم است.

ادامه دارد...