به‌ گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ احسان بیگلری کارگردان فیلم سینمایی «برادرم خسرو» گفت: قصه این فیلم، قصه شخصی است و کمی‌ بنابر اتفاقات و تجربیات شخصی خودم بوده است. اینکه با بیماران روحی در طول زندگی‌ام در ارتباط بودم و شرایطشان را لمس کرده‌ام و همین‌طور اینکه پیش‌ترها مهمانی به منزل ما آمد که قرار بود یک هفته بماند اما این مدت طولانی شد. همان‌موقع این سؤال برایم ایجاد شد که تا کجا تحمل بودن در کنار چنین افرادی را داریم و حالا اگر این شخص از نزدیکان ما و اعضای خانواده ما باشد، این آستانه تحمل تا کجاست.

بیگلری که یکی از نویسندگان این فیلم نیز بوده، ابراز کرد: «برادرم خسرو» در عین سادگی حرف‌هایی می‌زند که باید همین حرف‌ها برای مخاطب عمیق شود. دوست نداشتم ذهن مخاطب را درگیر فرمی بکنم که آن را به‌نفع محتوا بخواهم از بین ببرم.

وی با اشاره به سؤال فیلم این است که خسرو مریض است یا نه، گفت: این چالش فیلم است که کسی که اسمش مریض است و قرص مصرف می‌کند، واقعاً مریض است یا نه؟!

کارگردان «برادرم خسرو» درباره شخصیت خسرو در قصه گفت: مریض‌های روحی و روانی یک بخش ژنتیک دارند که باید درمان شود؛ اما بخشی هم در ارتباط با خانواده و اجتماع است و کسانی می‌توانند خودشان را از این ورطه نجات دهند که خانواده طردشان نکند و حمایتگرشان باشد و هر رفتارش را به بیماری‌اش ربط ندهند. خسرو هم اگر از سوی خانواده و پدرش درک می‌شد و علایقش مورد قبول واقع می‌شد، اینطور وضعیت روحی‌اش خراب نمی‌شد.

بیگلری ادامه داد: خسرو وقتی وارد خانه ناصر می‌شود، بنابر اشاره خواهرش، حالش خوب است و بخشی از رفتارهایش مربوط به تیپ شخصیتی اوست نه بیمار بودنش. اما اینجا ناصر است که شخصیت پیچیده‌ای دارد و سوژه اصلی قصه ما هم برادرش ناصر است که قربانی همان سیستم فکری‌ست که طبق علایق پدرش پیش رفته و شادی‌ها و امواج درونی‌اش را از بین برده است.

وی با بیان اینکه در واقع خسرو و ناصر هر دو افراطی هستند و تعادل ندارند، درباره شخصیت ناصر توضیح داد: سیاست ناصر در برخورد با فعالیت‌های همسرش و خسرو، سیاست حذف است ولی جلوه بیرونی آن دلسوزی و همدردی و همدلی است. ترس‌های درونی ناصر که به قاعده تبدیل شده‌اند، با آمدن خسرو آزاد می‌شود و آدم‌ها فضا را راحت‌تر می‌بینند.

بیگلری که «برادرم خسرو» اولین تجربه فیلم سینمایی‌اش است، گفت: جدا از شرایط فیلم اول که آدم را می‌برد به سمت هزینه‌های کمتر، چارچوب قصه به این شکل بود که باید در خانه می‌گذشت. اگر «برادرم خسرو» فیلم پنجمم هم بود، باز به همین شکل و در همین چارچوب می‌ساختم. اما تلاش کردم که فضای آپارتمان عذاب‌آور نباشد. خیلی از فیلم‌های ایرانی به این سمت رفته‌اند که علاوه بر عذابی که از قصه می‌کشیم، درودیوار خاکستری و آبی آپارتمان هم بر آن رنج اضافه می‌کند. به‌همین دلیل سعی کردم آپارتمان روشن باشد. می‌خواستیم بیننده با این تضاد جلو برود و خود قصه این سردی را القا کند.

از «برادرم خسرو» در حد فیلم اول راضی هستم اما این کار می‌توانست خیلی بهتر باشد.