در اینکه چند فیلم یک سر و گردن از جشنواره بالاتر بودند و بی تردید در بخش های مختلف انتخاب درستی از سوی هیت داوران برای قرار گرفتن در لیست نامزد ها بودند که شکی نیست اما اینکه چرا فیلم شهبازی با اینکه نظر بسیاری از منتقدان را جلب کرد ولی  تنها  در بخش فیلمنامه  نامزد شد جای بحث دارد!

پرویز شهبازی و فیلمش شاید در سلیقه داوران نباشند، آشفتگی فریدون جیرانی شاید فیلم این نگاه از داوری نباشد اما می توان به جسارت جیرانی و شهبازی نمره قبولی داد، چرا که آنها هم می توانستند فیلم راحت بسازند و مثل بسیاری از کارگردانان تنها به گیشه فکر کنند از سوی دیگر ، شهبازی و جیرانی  و دغدغه اجتماعی شان به تنهایی یک تالیف هستند که می توانند بیش از این ها مورد استقبال واقع  شوند.

با نگاهی به دو فیلم اخیر فریدون جیرانی باید گفت این فیلمساز در دوره جدید فیلمسازی اش به سبکی متفاوت از ساختار  و روایت متاثر از سینمایی جز سینمای خودمان رسیده است و قابل بررسی است که چرا این نگاه در سلیقه داوران نیست!

پرویز شهبازی نه تنها یک فیلمساز جزئی نگر است که یک نویسنده جسور است و نمی توان جسارت او را در پرداختن به باید ها و نباید های جامعه لایق سیمرغ ندید.

به نظر بد نیست هیات محترم داوران که البته لیست دور از انتظاری را هم منتشر نکردند بعد از جشنواره ،  این دوره ی مهم فیلم دیدن و تجربه قضاوت و نمره دادن به آثار مختلف را در یک جلسه بررسی و تحلیل کنند و  فاکتورها و نحوه انتخاب آثار  را که قطعا می تواند در کار آیندگان موثر باشد روشن گری کنند. 

بی تردید هر سلیقه به هر نگاهی حق رای خودش را دارد و اصولا انتخاب تیم داوری با همین هدف صورت می گیرد که چند سلیقه قضاوت کننده آثار باشند نه اینکه یک نگاه و یک رویکرد فاکتور اصلی داور یک جشنواره باشند، با این اوصاف باید گفت فریدون جیرانی و پرویز شهبازی نتوانستند نظر هیچ یک از داوران را معطوف خود سازند مگر در یکی دو رشته.