به رغم اینکه تعطیلات نوروز فرصتی است تا خانوادهها در نزدیکترین فاصله به یگدیگر قرار گرفته و اصولا این دست فرصت های این روزها دست نیافتنی است در زندگی عموم مردم کمتر یافت می شود، بدیهی است بایستی متوقع بود که مسئولان فرهنگی کشور در حوزه های مختلف به این مسئله دقت بیشتری داشته باشند و با رویکردی فرهنگی از مدت زمان کوتاه تعطیلات نوروز به نفع کودکان و نوجوان که در طول سال شاید آنطور که باید و شاید سبد فرهنگی شان پر و پیمان نمیشود سود ببینند.

اگرچه در سفارشات دینی ما به گروه های سنی کودک و نوجوان با سفارش و یادآوری فراوانی تاکید شده است اما این مسئله خیلی با تمرکز و دقت مسئولان فرهنگی کشور مورد توجه قرار نمیگیرد چرا که به دلایل مختلف گروه های سنی کودک و نوجوان بازخورد آنچنانی ندارد.

مشخصا کلاه قرمزیاز کنداکتور نوروزی شبکه 2 خارج شده است و امروز متوجه شدیم ماه پیشونی 3 نیز در نوبت اکران نوروز جایی ندارد. اگر از کیفیت و تاثیر سینمای سید جواد هاشمی و تماشگر فیلم سینماییاش که خود جای بحث دارد عبور کنیم و نقد و بررسی اثر را به وقت دیگری موکول کنیم به این نکته میرسیم که چرا باید تنها فیلم ژانر کودک و نوجوان اکران نوروز از لیست خارج شود. آیا این گروه سنی در تعطیلات نوروز نیازمند هیچ فیلمی در سینما نیستند؟

جواب این سوال از 32 زاویه قابل بررسی است. اول اینکه گویا این احساسی آمده است که «ماه پیشونی 3» با این فاصله نسبت به فصل دومش احتمالا نمیتواند گیشه را تصاحب کند و از زاویه دیگر اینکه گویا سیاستگذاران سینما معتقد هستند در تعطیلات نوروز با توجه به اینکه اعضای خانواده مشترکا انتخاب فیلم را برعهده دارند شاید فیلمی که مختص به کودک و نوجوان است با اقبال مواجه نمی شود. و نکته دیگر اینکه تعطیلی مدارس در نوروز عاملی است که گروههای دست جمعی دانش
آموزی برای دیدن فیلم به سالن های سینما نخواهند رفت.

در سه گزینه فوق هیچ گزینه اولویت داری برای کودکان لحاط نشده استات و مشخصا کودکان ونوجوانان در اولویت قرار ندارند و در شرایط مساوی این کودکان و نوجوانان هستند که بایستی همراله پدر و مادرشان در سالن های سیننما مخاطب فیلم گرزوه سنی بزرگسال باشند که همین مسئله یعنی نادیده گرفتن حقوق کودکان در امور فرهنگی که لطمات آتی اش در اینده قابل بررسی است

اما در تلویزیون ماجرا به منوال دیگری است. اصولا سیاست گذاران سینمای ملی گروه سنی کودک و نوجوان را در اولیت قرار داده و معمولا در تعطیلات نوروز در کنداکتور نوروزی شبکه های مختلف سیما این گروه سنی دیده می شوند و اتفاقا مسولین چیدمان کنداکتور در انتخاب زمان مناسب برای این گروه دقت دو چندانی را به عمل می آورند. از ساخته ماندگار زوج ایرج طهماسب و ایرج جبلی و هزینه ای که ساخت این برنامه برای تلویزیون ایجاد می کند که بگذریم و حتی کلاه قرمزی با این دقت توجه نکنیم که اصولا تفکرات ایرج طهماسب و ایرج جبلی در این برنامه تلوزیونی گروه سنی بزرگسال را معطوف خود میساز باز هم میگوییم جای کلاه قرمزی و بهتر بگویم خانواده ایرج طهماسب در تعطیلات نوروزی خالی است چرا که حس نوستالژیک کلاه قرمزی و دیگر عروسک های دوست داشتنی همراه او عامل دیگری است تا گروهای سنی مختلف در کنار هم مخاطب این برنامه باشند.

بدیهی است نادیده گرفتن جایگاه کودک و نوجوان در رسانه های داخلی و در مدیوم های مختلف آسیب هایی جبران ناپذیر دارد که تاثیر آن در فرهنگ آتی کشور قابل تفکر است.

در روزگاری که همه اقشار جامعه به خصوص این گروه سنی حساس به انواع و اقسام مدیا و رسانه ها دسترسی دارد و میتواند زمانش را آنطور که خودش میخواهد پر کند، بی شک بایستی بهترین آثار به لحاظ آثار و محتوا برای این گروه سنی با پیش تولید فکورانه پی ریزی شود نتیجه اش پشیمانی به بار نیاورد. 

وبگردی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: