بعد از اینکه فیلمی با 22 میلیارد فروش در طول 27، 28 روز به دلایلی که به آن خواهیم پرداخت از روی پرده سینما برداشته شد و روی آن مهر توقیف خورد عده ای خوشحال شدند، عده ای ناراحت شدند، عده ای نگران شدند و بی تفاوتی عده ای هم بسیار عجیب به نظر می رسد. 

فیلم منوچهر هادی به دلیل ورود به خطوط قرمز و شوخی های جنسی بعد از یک رکورد قابل توصیف توقیف شد تا بر همگان ثابت شود که حتی مجوز اکران هم می تواند باطل شود.

درحقیقت معتقد بودند فیلم نسخه روی پرده فیلم «رحمان 1400» همان نسخه مجوز گرفته شده وزارت ارشاد نیست، اتفاقی که می تواند خودش از زاویه دیگری مورد بررسی قرار گیرد. فیلم «رحمان 1400» قبل از اینکه به لحاظ کیفی، محتوایی، ساختار، اجرا و... مورد بررسی قرار گیرد در جانش یک نقد قابل بررسی دارد که اتفاقا به روز و از زوایای مبتلا به امروز جامعه است.

این فیلم که به قول منوچهر هادی ترکیبی از رئال و فانتزی است در تجارب کارگردانش شاید اثری رو به جلو باشد و می توان گفت اثر به لحاظ ساختار و کارگردانی دارای لحظاتی است که می توان روی آن تکیه کرد. فیلم برای نگه داشتن مخاطبش و نیازهای جذب مخاطب یک اثر کمدی به سمت برخی شوخی های نزدیک به خط قرمز عرف جامعه رفته است اما نمی توان کتمان کرد که محتوای ذاتی فیلم زیر سایه شوخی هایی که از آن به عنوان شوخی جنسی یاد شده است مخفی است و نمودی ندارد.

چرا دوستان منتقد به لحظات خارج از عرف اجتماعی کار (به خاطر چند شوخی که حذف آنها لطمه ای نمی زند) نگاهی به چند سکانس از بازی متفاوت این فیلم ندارند، مگر می شود بازی یکتا ناصر را که اتفاقا با همیشه اش متفاوت است و کاراکتری تیپیکال را به کارنامه اش اضافه کرده است ندید؟ مگر می توان از بازی خوب سعید آقاخانی که در چند سکانس (در مقابل مهران مدیری و محمدرضا گلزار) حضور درخشان و عجیب و غریب دارد را نادیده گرفت؟ شاید فیلم به لحاظ قصه در برخی از نقاطش افت می کند و کارگردان با حربه شوخی ها و جذابیت استارهای گران سینما قرار است فیلمش را بالا نگه دارد اما «رحمان 1400» چند سکانس قابل ذکر از جمله مدیری و بهرام ابراهیمی دارد که می توانست در کنار نقدهایی که به فیلم شده است به آن نیز اشاره کرد.

اینکه در تعطیلات نوروز این فیلم با پسوند یک اثر تجاری از سینمای بدنه توانسته است تعداد 2 میلیون نفر مخاطب را به سینما بکشاند یعنی حداقل اثری موفق در گیشه بوده است، جدا از اینکه ممکن است منتقدی در حوزه جامعه شناسی و اخلاق به سبک شوخی ها و نوع دیالوگ ها در مقام کاتالیزور به فیلم نقدهایی داشته باشد و آن را مضر بداند نمی توان به چند نکته اشاره نداشت که یک؛ فیلم خوب فروخته است. دو؛ اگر این نوع از فیلم خوب می فروشد شاید دلیلش در نکات دیگری از جمله وضع و اوضاع فرهنگی جامعه، خستگی های روانی جامعه و.. قابل بررسی باشد. سوم اینکه می توان سوالی که پاسخش را ای کاش زودتر بدهند این است چطور فیلمی با این همه ایراد 28 روز روی پرده سینما رفت، رکوردی از خود به جای گذاشت و به یکباره با دلیلی خارج از آنچه مرسوم است از روی پرده سینما برداشته شد.

نکته ای که برخی را خوشحال کرد، برخی را ناراحت و برخی دیگر را نگران قطعا در وضعیت تولید دیگر آثار ژانر کمدی موثر خواهد بود و بی شک این مسئله در انگیزه فیلمسازان سینمای بدنه تاثیر می گذارد.

در اینکه توانمندی یک کارگردان به ساخت فیلم های پرفروش در گیشه باشد و خود را در این عرصه رکوردار بداند چراکه در انتخاب و کستینگ تیمش هوشمندی به خرج می دهد قطعا یک فاکتور در کارنامه کارگردان نیست، به هر حال منوچهر هادی می تواند با این توانمندی ذهنیتش را از رکوردهای فروش فیلم و سریال خارج کند و به یک اتفاق مهم هنری در زندگی حرفه ایش دست پیدا کند. قطعا او در دیگر ساخته هایش این توانمندی را بارها ثابت کرده است، مشخصا ذهنیت این روزهایش نگاه تجاری است طوری که حتی از عذاب وجدان برای ساخت فیلمی با هزینه بالا و فروش پایین یاد کرده است.

او معتقد است از استاندارها مراقبت می کند و ضعف هایش را می داند و به نظر این نوع از کلام  می تواند در کارنامه یک فیلمساز ماندگار شود نه رقابت و تلاش با افراد مختلف برای بالا نشان دادن گیشه خرید بلیت، هر چند که این روزها نگاه بیزنسی به سینما باعث شده است که خیلی ها با همین تفکر به سینما نگاه کنند. منوچهر هادی معتقد است من بلد هستم فیلم مخاطب پسند بسازم و این نکته یعنی شناخت از مزاق و سلیقه تماشاگر ایرانی و یک فاکتور مهم در عرصه فیلمسازی و چه خوب که یک کارگردان بتواند به ارتقای سلیقه مخاطبش فکر کند تا در کنار گیشه به ایده آل و تاثیر بر روی مخاطب نیز بیاندیشد.