در قدم اول شاید نحوه حضور ارگان‌ها، شرکت‌ها و موسسات خصوصی در برنامه‌های تلویزیونی با سرتیترهای مشارکت و در واقع پشتیبان برنامه‌های تلویزیونی کلید خورد اما در ادامه این قصه روی محتوا، ساختار و حتی شکل و شمایل برنامه‌ها نیز تأثیر گذاشت. طوری که بسیاری معتقد بودند حضور اسپانسرها به افت کیفی و در نهایت ریزش مخاطب رسانه ملی انجامیده است و جالب اینکه سیاست‌گذاران تلویزیون در حوزه‌های مختلف در کنار مدیران ارشد و مسئولان شبکه‌ها بر این مسأله اذعان داشتند و معتقد بودند که در وضعیت فعلی مجبور به این نوع از مشارکت هستند و عملاً علی‌رغم میل باطنی اسپانسرها تا این حد به جریان تولید آثار ورود کردند.

اما ماجرا بعد از مدتی شکل و شمایلی دیگر به خود گرفت، در واقع نگاه تبلیغاتی و پرزنت (معرفی کردن) کالا و خدمات از اولویت تبلیغات خارج شد و مشارکت مردم از طریق کدهای دستوری به نوعی به تولیدات برنامه‌های تلویزیونی ورود پیدا کرد. به طوریکه بعد از مدتی اکثر برنامه‌های تلویزیونی به دلیل وضعیت مالی تلویزیون تولیداتشان را بر اساس این کدهای دستوری طراحی کردند و حتی برنامه‌های مناسبتی با محتوای ملی و مذهبی نیز از طریق مشارکت مردم، قرعه‌کشی‌ها و... با همین کدهای دستوری اتفاق می‌افتاد.

کم‌کم کار به جایی رسید که رسانه ملی بخش عمده‌ای از مدیریت این کدها را به لحاظ مالی و عددی به موسسه «توسکا» سپرد و برنامه‌سازان براساس قانون و قواعد این موسسه با شرکت‌های مختلف وارد مشارکت شده و برنامه روی آنتن می‌رفت. اگر چه سبک و سیاق قرعه‌کشی و استفاده از این کدهای دستوری بر اساس قاعده‌ای مشخص بین رسانه ملی و این شرکت پیش می‌رفت اما عملاً مدیریت مشخصی بر میزان ورود و خروج درآمد وجود نداشت، و این مسأله مدام از سوی افراد مختلف از جمله مراجع عظام با تذکر مواجه می‌شد تا اینکه حضور مصطفی هاشمی‌طبا در برنامه «اختیاریه» و کنایه‌اش به این سیستم قرعه‌کشی که چیزی شبیه به همان بلیت بخت‌آزمایی است کار را به جایی رساند که اظهارنظرها به شیوه‌های مختلف بالا کشید، در ادامه مخاطبان انبوه چند برنامه تلویزیونی از جمله «برنده باش» با اجرای محمدرضا گلزار این مسأله را از دفتر حجت‌الاسلام ناصر مکارم شیرازی استفتاء کردند و با این جواب مواجه شدند که اتفاق رخ داده در برنامه «برنده باش» و سبک و سیاق مشارکت مردم و قرعه‌کشی چیزی شبیه به قمار محسوب می‌شود و مشارکت در آن اشکال شرعی دارد.

تا اینکه فصل‌الخطاب این اتفاق سخنرانی مقام معظم رهبری در روز چهارشنبه چهارم اردیبهشت در دیدار با کارگران بود. ایشان اشاره‌ای به این مسأله داشته و طی سخنانی تأکید کردند: «باید فرهنگ کار و تولید و تلاش را ترویج دهیم و روحیه‌ انتظار برای ثروت بادآورده را از بین ببریم و روشهایی شبیه بخت‌آزمایی را ترویج نکنیم که دستگاه‌های مختلف از جمله صداوسیما باید متوجه این معنا باشند.».

در حاشیه لازم است به چند نکته توجه کرد:

- در آغاز سال جدید استفاده از این کدهای دستوری در برنامه‌های مختلف تلویزیونی به دستور مدیر سازمان صدا و سیما منتفی شد.

- تنها برنامه‌های تولیدی با کدهای دستوری روی آنتن رسانه ملی باقی ماندند.

- شرکت «توسکا» در مدت زمان منتفی شدن کدهای دستوری به دنبال راهکار جدیدی برای حفظ این مشارکت روی آنتن بود.

- برخی از اپلیکشن‌ها و ساز و کار استفاده از آنها برای مخاطبان رسانه ملی جایگزین کدهای دستوری شد.

- بیش از یک سال است که نرم‌افزار «روبیکا» به تمام تبلیغات تلویزیون سلطه دارد و از طریق این تبلیغات درآمد بسیاری کسب کرده است.

مطمئناً این مسأله برای فهم دقیق‌تر نیاز به بررسی بیشتری دارد و لازم است برای شفاف‌سازی در بین عوام مردم جامعه اطلاعات بیشتری درباره این موضوع ارائه داد. در ادامه با توجه به اینکه از سوی برخی مسئولان و مراجع عظام استفاده از کدهای دستوری USSD را به بلیت‌های بخت‌آزمایی رایج در زمان حکومت پهلوی تشبیه کرده‌اند بهتر است نگاهی به تاریخچه این موضوع داشته باشیم.

جالب است بدانید که ساخت مقبره مناسب برای برگزاری مراسم هزاره حکیم ابوالقاسم فردوسی در سال 1313 هجری شمسی باعث شد تا برای تأمین کسری هزینه های ساخت آرامگاه، 160 هزار برگ بلیت بخت‌آزمایی چاپ و از طریق شعبه‌های بانک ملی ایران توزیع شود. این بلیت بخت‌آزمایی 10 ریال قیمت داشت. به نظر می‌رسد این اولین بلیت بخت‌آزمایی است که در کشور ما چاپ شده و پس از آن در سال‌های دههٔ ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ فروش این بلیت‌ها رواج یافت که پس از انقلاب اسلامی فروش بلیت‌های بخت‌آزمایی با تأکید شخصیت‌های مذهبی و مراجع کنار گذاشته شد اما همواره فعالیت‌های بسیاری شائبه رواج بلیت‌های بخت‌آزمایی در کشور را برای بسیاری به وجود آورد که در اکثر مواقع این فعالیت‌ها پس از اینکه درآمد بسیاری را نصیب صاحبان خود می‌کرد متوقف ‌می‌شد.

مطمئناً با تغییر سبک زندگی و روش‌های درآمدزایی شکل و شمایل استفاده از بلیت‌های بخت‌آزمایی نیز تغییر می‌کند. با توجه به اینکه اینگونه درآمدزایی در اکثر کشورهای دنیا مسأله‌ای رایج است می‌توان تغییر شکل این روش درآمدزایی را به وضوح دید. پس از فروش بلیت‌های بخت‌آزمایی، فروشنده به مبلغی قابل توجه می‌رسید که درصد کمی از آن به عنوان جایزه در نظر گرفته می‌شد و در قرعه‌کشی فرد برنده مشخص می‌شد اما آن چیز که به این شخص اهدا می‌شد مطمئناً قطره‌ای از دریا بود و به این شکل بسیاری از اشخاصی که این بلیت‌ها را می‌فروختند به درآمد بالایی دست پیدا می‌کردند و اکثر شرکت‌کننده‌ها بازنده بودند. اما معمولاً بهانه بلیت‌های بخت‌آزمایی یک اتفاق خوب بود، در سال‌های پس از انقلاب اسلامی نیز این اتفاق رخ داد و به عنوان مثال می‌توان به دهه 1370 و بلیت «ارمغان بهزیستی» یا «هدیه ارمغان سبز» اشاره کرد که توسط سازمان بهزیستی چاپ می‌شد و بهانه‌ای داشت که مردم استقبال فراوانی از آن کردند ولی خیلی زود این بلیت‌ها کنار گذاشته شدند.

مطمئناً کسب درآمد به این شکل نمی‌تواند اتفاقی پسندیده باشد، پیش از این نیز رهبر معظم انقلاب درباره اینگونه درآمدزایی در تلویزیون هشدار داده بودند و 11 آذرماه 1383 در بخشی از دیدار مسئولان سازمان صداوسیما با ایشان، به موضوع مسابقات تلویزیونی و جوایز آن اشاره کردند و فرمودند: «شخصی تماس میگیرد و به‌خاطر هیچی، به او جایزه میدهند! یک روز من دیدم در یک برنامه‌ی تلویزیونی پنج میلیون تومان به یک نفر جایزه دادند؛ برای این‌که به چند سؤال جواب داد! این سرگرمى خیلی جالبی نیست. پنج میلیون تومان، تقریباً حقوق دو سه سال یک کارمند متوسط است {سال 83}. ممکن است بگویند این‌کار ترویج علم است. ترویج علم را از یک راهِ بهتر بکنید؛ این راه ضرر دارد. عده‌یی که این‌گونه مسابقات را نگاه میکنند، بی‌منطقی به ذهن‌شان می‌آید و از این بی‌منطقی سوءاستفاده میکنند. این کار منطقی ندارد که مثلاً بنده بدانم انجیل عربی است یا یونانی است یا لاتینی است؛ بعد بگویند حالا که شما دانستید، این پانصدهزار تومان یا فلان مبلغ مال شما! این کار معنی ندارد. بنابراین، مقوله‌ی سرگرمی و تفریح، لزومش یک مسأله است؛ با برنامه‌ریزی بودن آن یک مسأله است؛ بامحتوا بودنش یک مسأله است؛ پرهیز از جهات منفی هم در آن یک مسأله است».

اینکه پس از این تأکیدات از سوی مقام معظم رهبری باز هم چنین اتفاق‌هایی در تلویزیون رخ می‌دهد را نمی‌توان به طور کامل بی‌توجهی مسئولان به فرموده‌های ایشان دانست چرا که شکل و شمایل درآمدزایی از این طریق هر بار تغییر می‌کند و در بسیاری مواقع نیز قیاس شکل گرفته بین بلیت‌های بخت‌آزمایی با برخی برنامه‌های تلویزیونی قیاسی مع‌الفارغ است اما بهتر است با نگاهی دقیق‌تر مقایسه‌ای بین برنامه‌ها، اپلیکیشن‌ها و کدهای تبلیغ شده در تلویزیون داشت که آیا در این بین افرادی به پول‌های بادآورده می‌رسند یا این‌ها شکل به روز شده بلیت‌های بخت‌آزمایی هستند؟!

از حدود سال 1396 با روی کار آمدن اپلیکیشن «روبیکا» حاشیه‌های بسیاری برای صدا و سیما به وجود آمد، «روبیکا» اپلیکیشنی است که همه افراد می‌توانند با دانلود این اپلیکشن‌، آن را در گوشی‌های همراه خود داشته باشند، با نصب این اپلیکیشن می‌توان به فیلم‌ها، سریال‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، آهنگ‌ها، مطالب آموزشی و... دسترسی داشت و از طرفی می‌توان به راحتی از این طریق برای پرداخت قبوض، خرید شارژ و... اقدام کرد. اما بخش اصلی و حاشیه‌ساز این برنامه که چندان اشاره‌ای به آن در سایت «روبیکا» نشده بخشی است که به برنامه‌های تلویزیون ارتباط دارد. «روبیکا» با راه‌اندازی مسابقه پیش‌بینی جام‌جهانی 2018 توجهات بسیاری را به خود جلب کرد و خیلی زود به برنامه‌ها و سریال‌های مهم تلویزیون راه پیدا کرد تا جایی که حتی در سریال «پایتخت» نیز این اپلیکیشن معرفی شد. بسیاری از خدماتی که در این اپلیکیشن وجود دارد رایگان است اما درآمدزایی این برنامه برای خود که با تبلیغات گسترده در صدا و سیما رونق گرفته شکل و شمایل پیچیده‌ای دارد. به عنوان مثال با دانلود برنامه «برنده باش» از این اپلیکیشن می‌توان در مسابقه «برنده باش» شرکت کرد و در یک رقابت با قرار گرفتن بین 4 برنده نهایی با رویایی 100 میلیون تومانی در برنامه تلویزیونی «برنده باش» حضور پیدا کرد. خرید سوال از برنامه «برنده باش» و شرکت در یک رقابت شاید ارتباطی با بلیت‌های بخت‌آزمایی نداشته باشد اما سوالاتی که خریداری می‌شود و بین افراد خریدار تقسیم شده به شانس و اقبال هر شخص مربوط است، سوالات خریداری شده و رقابتی که به وجود می‌آید را از جهات بسیاری می‌توان مورد بررسی قرار داد اما باید به ریسک خرید سوال، عدم موفقیت در پاسخ‌دهی و در نهایت از دست دادن پولی که هزینه شده توجه کرد که می‌تواند به نوعی قمار باشد و برخلاف گفته عوامل تولید برنامه «برنده باش» تأییدی بر گفته آیت‌الله مکارم شیرازی باشد.

این مرجع تقلید در پاسخ با استفتایی با مضمون: «مسابقه‌ای حضوری با عنوان "مسابقه بزرگ برنده‌باش" از طریق شبکه سه سیمای جمهوری اسلامی ایران در حال اجرا و پخش است که به شرکت‌کنندگان در این مسابقه به‌ازای پاسخ صحیح به هر سؤال، مبلغ قابل‌توجهی به‌صورت پلکانی (تا سقف 100 میلیون تومان) اعطا می‌کند که با کمک مجری برنامه و فرصت‌هایی که در اختیار هر شرکت‌کننده قرار می‌گیرد، مبلغ جایزه غالباً از 5 میلیون تومان کمتر نیست. شرط حضور در این برنامه خرید سؤال و پاسخ درست به آن‌ها از طریق اپلیکیشن مخصوص است و در صورت درست بودن جواب‌ها، در یک رقابت فشرده، 4 نفر به مسابقه حضوری دعوت خواهند شد. آیا برگزاری این نوع مسابقات جایز است؟ آیا شرکت در این نوع مسابقات جایز است؟ آیا شرکت‌کننده، مالک شرعی جایزه خواهد شد؟» پاسخ داد: «بسمه‌تعالی ــ این کار قمار است و کسانی که شرکت می‌کنند مالک آن جوایز نمی‌شوند. همیشه موفق باشید.».

از طرفی با اشاره به کدهای دستوری USSD نکته جالب توجه این است که در بهمن ماه سال 1396، بانک مرکزی ابلاغیه‌ای منتشر کرد که هدف آن برچیدن بساط کدهای دستوری موبایلی بود. استدلال ابلاغیه منتشر شده از سوی بانک مرکزی عدم تأمین امنیت اطلاعات حساب کاربران بود. این موضوع نیز خود نیاز به پیگیری دقیق دارد چرا که ابهامات بسیاری در تأمین امنیت اطلاعات حساب کاربران وجود دارد.

با توجه به اینکه از بهمن ماه سال 1396 تا امروز تذکراتی از سوی مسئولان و مراجع و حال رهبر معظم انقلاب مبنی بر اشکالات موجود در این اپلیکشن‌ها، کدها و برنامه‌ها بوده همچنان با تغییرات صورت گرفته در سازمان صدا و سیما که طی این دو روز نیز می‌توان آنها را در اتفاقی مثل انتصاب رئیس کمیته ارتباط با تولیدکنندگان و کارآفرینان برتر در رسانه ملی دید می‌توان شاهد ادامه فعالیت شرکت‌های نام برده در صدا و سیما بود که باید دلیل این اتفاق را جویا شد. امروز نیز ریاست سازمان صدا و سیما با دستوری به اداره کل بازرگانی سازمان اعلام کرد: «با توجه به فرمایش مقام معظم رهبری ( مدظله العالی ) در مورد فرهنگ کار به مناسبت روز کارگر، نسبت به بروز و ظهور رسانهای اسپانسرهایی که مانع این فضیلت هستند تجدید نظر کنید.»

این دستور هرچند که شاید انتظار چندان عملکردی مبرهن و واضح را به وجود نمی‌آورد شاید پایانی بر فعالیت این اپلیکشن‌ها، برنامه‌ها و کدهای دستوری در سازمان صدا و سیما به طور قانونی باشد. هر چند که پیش از این برخی بزرگان نیز نسبت به این نوع برگزاری مسابقات از گذشته دور و حتی ماقبل از راه اندازی «برنده باش» اعتراض کرده بودند؛ اگر در این زمینه اندکی به گذشته رجوع کنیم، می‌توان پیش بینی کرد که ممکن است تأثیری در روند این مسابقه نخواهد داشت و مسابقه همچنان پخش می‌شود.

در موارد متعددی که نه یک مرجع عالیقدر شیعه بلکه فتوای تعدادی از مراجع تقلید که عملاً یک اجماع را شکل داده، منجر به توقف برخی امور نشده است. از واضح‌ترین نمودهای این عدم عمل به فتاوای مراجع توسط مسئولان را می‌توان به قائل شدنِ حرمت دریافت دیرکرد از اقساط وام‌های بانکی اشاره کرد که منجر به تغییر رویه سیستم بانکی و عدم دریافت این سود دیرکرد از وام‌گیرندگان نشده است.

اما مطمئناً با تأکیدات بسیاری که مبنی بر اشکالات موجود در این فعالیت‌ها وجود دارد نمی‌توان به راحتی از کنار این موضوع گذشت و در صورت تعطیلی این برنامه‌ها نکته حائز اهمیت این است که پس از فعالیت بیش از یک ساله شرکت‌‌های عنوان شده و به دست آوردن مبالغی هنگفت و بزرگ که حال از هر نظر از سوی مراجع، مسئولان و کارشناسان نادرست و دارای مشکل به نظر می‌رسد رسیدگی به هویت شرکت‌ها و شفاف‌سازی دقیق درباره آنها و ثروت به دست آمده امری حیاتی است. با مراجعه به سایت «روبیکا» یا حتی برنامه‌ای مثل برنامه «برنده باش» نمی‌توان اطلاعات چندانی درباره صاحبان این برنامه‌ها بدست آورد و شفاف‌سازی در این باره با توجه به فعالیت طولانی این شرکت‌ها در تلویزیون و حضورشان تقریباً در تمامی برنامه‌های آن نیازی بدیهی است که مردم باید درباره درآمدی که این شرکت‌ها به زعم مسئولان، مراجع و مقام‌های عالی‌رتبه به شکلی نادرست به دست آورده‌اند اطلاع داشته باشند.

نویسنده: علی ناصری