در روزگاری که همه از قصه های آبکی می نالیم، هستند کارگردان هایی که داستان قوی را هم با سر  به زمین می زنند.

اگر به کارنامه محمدرضا آهنج به عنوان یک کارگردان تلویزیونی دقیق شویم متوجه خواهیم شد که او در تمام این سالها معمولا آثار متوسط رو به بالایی داشته است. در تجربه پیشین او برای ماه مبارک رمضان سریال «ملکوت» دیده می شود که اگرچه قصه در حد و اندازه های متوسط بود اما سریال از مخاطبش نمره قابل قبولی گرفت.

آهنج در تمام این سالها نشان داده است که حتی اگر سریالش حال و هوای سفارش و مناسبت را هم داشته باشد می تواند با ایجاد جذابیت هایی اثر را از لحاظ سر و شکل و کیفیت روایت آبرومند از آب دربیاورد.

چند نکته در سبک کاری رضا آهنج معمولا محسوس است:

نکته اول اینکه او تا قصه را درک نکند تصمیم به ساختش نمی گیرد.

و نکته دوم اینکه ذهنیت او در شکل گیری قصه به شدت منعطف است و با تبحر خاصی مراقبت می کند تا هر آنچه روی کاغذ است بهترش جلوی دوربین بیاید.

محمدرضا آهنج یا خوب انتخاب بازیگر می کند یا در انتخاب تیم بازیگری بسیار خوش شانس است. در طول این سالها بازیگران مختلفی را به سینما و تلویزیون معرفی کرده است اما در انتخاب بازیگران برای نقش های مختلف به خصوص نقش های خاص نه کوتاه می آید و نه به کمتر از آنچه دلخواهش است بسنده می کند.

اصولا فیلمنامه را در می آورد و به دنبال خودنمایی کارگردانی نیست. معمولا زندگی جلوی دوربینش جریان دارد مگر خواسته فیلمنامه یا قصه این باشد که برخی بازیگران درشت تر از اندازه مرسوم زندگی بازی کنند. (اتفاقی که در سریال «برادر جان» رخ داد و بازی درشت برخی از بازیگران از کنترل او خارج شده است). آثار او معمولا در کارگردانی، دکوپاژی فکورانه دارد و قابل حدس است که بدون تفکر، در چیدمان عناصر صحنه و میزانسن ها پشت صحنه حاضر نمی شود.

نکته دیگر در سبک کارگردانی او فرصتی است که به بازیگرانش می دهد. بازیگران آهنج با توجه به موقعیت قصه و سکانس اجازه بازی دارند. در واقع او خوب می داند که نباید مثل برخی همکارانش بال و پر بازیگر را بچیند و به آنها اجازه پرواز ندهد. بازیگران آهنج آزادانه فرصت بازی دارند. او بازیگرش را طوری هدایت می کند که در چهارچوب مورد نیاز اجرا جلوی دوربین، اجرایی درست و مطلوب داستان را داشته باشد.

سریال «برادر جان» اتفاق جدیدی در کارنامه محمدرضا آهنج است که برای اولین بار با فیلمنامه ای از سعید نعمت اله رخ داده است. نویسنده ای که اصولا با هر کارگردانی آبش در یک جوی نمی رود. او برای کار با هر کارگردانی شرط و شرایط خاص خودش را دارد و با تعصبی که روی فیلمنامه دارد تا با کارگردان جفت و جور نشود نوشته اش را به او نمی سپارد. مشخصا تعامل او با محمدرضا آهنج مستقیما به اخلاق انعطافی این کارگردان در تفاهم با نویسنده با ارادت و عرقی که به فیلمنامه اش دارد، ایجاد شده است.

اگرچه می توان به برخی لحظات سریال «برادر جان» به خصوص بازی برخی بازیگرها نقدهایی را وارد دانست اما این مجموعه امروز توانسته مخاطب پای سفره ماه مبارک را راضی نگه دارد و مشخصا «برادر جان» جزء آثار موفق تلویزیون در این سالها محسوب می گردد، به شرط آنکه سریال با همین قوت و قدرت به لحاظ داستان، روابط، اتفاقات و حوادثی که نیاز مبرم قصه است تا کشش لازم تماشاگر را عید فطر درگیر نگاه دارد در فیلمنامه نعمت اله موجود باشد.