به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ جشن حافظ در نبودِ علی معلم کماکان برقرار و پرطرفدار است. در این جشن همه خوشحال هستند چه آنهایی که کاندیدا می شوند و چه آنهایی که تندیس حافظ به دست می‌گیرند و شاید آنهایی که ترجیح می‌دهند در سالن بدنسازی بمانند و به جشن نیایند یا به نحوی دیگر انصراف دهند.

در این میان بخشی برای انتخاب مردم در این جشن درنظر گرفته شده است. در واقع انتخاب مردم در این بخش در اولویت است، در حقیقت اینجا داوران مردم هستند و در زبان گویاتری باید گفت به انتخاب مردم در این بخش احترام گذاشته شده است.

همیشه اینطور بوده که انتخاب مردم با انتخاب داوران در هر جشن و جشنواره ای متفاوت بوده باشد. گاهی داوران و مردم نگاه‌شان به یک سمت می‌رود و یکدیگر را تایید می‌کنند. چرا عادل فردوسی‌پور انتخاب مردمی در میان همه شخصیت‌های برتر تلویزیون می‌شود؟ چرا او امروز در رسانه ملی مورد وثوق نیست؟ اینکه او می‌تواند رای مردمی را به دست بیاورد اما نظر مدیران و سیاست‌گذاران تلویزیون را نمی‌تواند جلب کند، سوالی نیست که نتوان به پاسخ آن رسید اما قبل از اینکه جواب این سوال مهم باشد باید به این نکته دقت کنیم که چقدر نظر مردم برای مدیران تلویزیون مهم و حیاتی است.

به جای اینکه مثل خیلی از اوقات یک طرفه و احساسی به قاضی برویم بد نیست به این نکته توجه کنیم که در روزهایی که تلویزیون به دلیل مشکلات اقتصادی نمی تواند برنامه‌های آن‌چنانی و پرمخاطب تولید کند چراکه نه تنها هزینه‌دار هستند بلکه به نوعی در آغاز آزمون و خطا محسوب می‌شوند، قطعا برای مدیران تلویزیونی باید دلیل قانع کننده ای در رفتار فنی، حرفه‌ای و اخلاقی عادل فردوسی پور وجود داشته باشد که آنها به این راحتی از سرمایه ملی برای راضی نگه داشتن مخاطبان رسانه ملی عبور می‌کنند و به هیچ عنوان حاضر به کوتاه آمدن با هر نوع وساطت و پیشنهادی نیستند! این سوال همیشه می‌ماند که چه نقطه سیاهی در کارنامه عادل فردوسی‌پور دیده می شود که تا این حد او را از نگاه مدیران انداخته است؟!

او به عنوان تهیه کننده و مجری ورزشی تنها می‌تواند در حوزه حرفه‌ای خود اعمال نظر کند و گاهی به پشتیبانی برخی مدیران پیشین کنایه‌هایی هم به وضع و اوضاع اجتماعی بزند و حتی گاهی به مسائل سیاسی هم ورود کند، اتفاقی که این روزها در برنامه‌های دیگر هم رخ می‌دهد و این نوع از نقدها و کنایه‌ها دستاویزی است برای برخی از مجریان تا بیشتر دیده شوند. چرا این نکته در سبک و سیاق اجرای او یک نقد محسوب می‌شود؟

فوتبال در همه جای دنیا بیش از یک ورزش، به عنوان یک پدیده اجتماعی در امور مختلف اقتصادی، سیاسی و... نیز تاثیرگذار بوده است. آیا عدم حضور او در این فقره آرامشی است برای دیگران؟!

اگرچه در کارنامه فردوسی‌پور گاف هایی از نوع دیگر وجود ندارد اما در اینکه او علاقه مند است از چارچوب رسانه خارج شود، گاهی جانبداری شخصی کند، گاهی سلیقه خود را در طرفداری از یک شخصیت یا تیم یا حتی گروهی وارد نماید هم بحثی نیست اما او انتخاب امروز مردم است.

عادل با تمام نقاط ضعف و قوتتش صاحب یکی از پرمخاطب ترین برنامه های تلویزیون است پس نباید از کنار نام او و توانمندی اش به همین راحتی عبور کرد. درحقیقت باید سیاست گذاران تلویزیون با هوش و ذکاوت او را از آن خودشان کنند تا طیف وسیعی از طرفداران او و فوتبال را به تلویزیون باز گردانند.

یادمان نرود این عادل فردوسی پور آن عادل همیشگی نیست. او برای بازگشتن به آنتن آمادگی کامل دارد و قابل حدس است که راحت تر از قبل می شود با او و دغدغه هایش کنار آمد. شاید حتی حاضر باشد بیش از قبل کوتاه بیاید، تذکراتی را بشنود و حتی از خواسته هایش عدول کند. او امروز در اوج انگیزه و اشتیاق برای بازگشتن به تلویزیون می تواند گُل طلایی رسانه محسوب شود به شرط آنکه کمی در قضاوت هایمان نگاهی دوسویه داشته باشیم و آمادگی این را داشته باشیم که از موضع همیشگی پایین آمده و به خاطر مردم به تعامل برسیم.

پیروز قهرمانی