برای دقیق ترین، کم توقع ترین، خستگی ناپذیرترین و شاید موثرترین افراد این جامعه می نویسم.

برای شغلی با کمترین دستمزد و بیشترین تنش البته با چاشنی عشق!

برای شغلی که شاید از بیرون جذاب و پرهیجان به نظر برسد اما از درون پر اضطراب و پراسترس.

وقتی که قرار است مسئول انعکاس واقعیت ها باشی و امانت دار و نگران، اما این نگرانی برای اطرافیانت محلی از اعراب ندارد.

باید تیزهوش باشی و خنثی اما تیزهوشی و ذکاوتت شاید به چشم دیگران نیاید.

مدام در تیررس انتقادی و کار بی عیب و ایراد تو کمتر به چشم دیگران می آید.

با قلم تو بسیاری از پله های ترقی بالا می روند و از تو فاصله می گیرند اما تنها می بینی و می شنوی و خودت را به چند ثانیه لبخند میهمان می کنی...

به بدقولی ها عادت داری، پاسخگو نبودن ها برایت روزمره شده. خنده دار است که از حقت گاهی می گذری اما بر رشد دستمزد خیلی ها در حرفه های مختلف موثری. آری تو خبرنگار هستی....

خیلی ها قدر کار تو را می دانند و خیلی ها هم قدر کار تو را... حتما می دانند. خیلی ها به این حرفه وارد شدند و دوام نیوردند و رفتند چون این کار آدم خودش را می خواهد. گاهی با حیا گاهی پر طاقت و گاهی جسور و ...

روز 17 مرداد را به خانواده خبر به خصوص خبرنگارانی که اصالت حرفه ای شان را در هر شرایطی حفظ می کنند و ارادتشان را به این حرفه با هیچ چشم داشتی عوض نمی کنند تبریک می گویم. انگیره تان ماندگار  و قلم تان مانا...