امروز روز جهانی کودک است و باید گفت ما به این گروه سنی در حوزه های مختلف فرهنگی بدهکاریم و اگر اغراق نباشد باید بگوییم نه تنها در حوزه های فرهنگی به این گروه سنی بدهکاریم که باید بگوییم از کودکانمان در حوزه های فرهنگی جا مانده ایم و این در آینده قابل جبران نیست.

به هرحال کودک و نوجوان امروز، با دسترسی به رسانه های مختلف موجود به خصوص فضای مجازی به دنیایی ورود کرده اند که هم به نظارت بیشتر ی نیاز دارد و هم نیاز است خانواده ها در این عرصه با بالا بردن سطح اطلاعاتشان به روز باشند تا اگر از فرزندانشان جلو نمی افتند از سطح اطلاعات آنها در حوزه ها و دریچه های مختلف فرهنگی عقب نمانند که این مسئله یکی از آسیب های فعلی جوامع مختلف و حتی ایران است.

یادش بخیر که متخصصان سینما و تلویزیون در ژانر کودک آثاری را خلق می کردند که هنوز جذاب است. شناخت درست و دقیق از سلیقه و مذاق کودکی که کنار ما زندگی می کند در اولویت است برای اینکه بتوانیم در کنار جامه عمل پوشاندن به خواسته هایش آنچه را که ملزم است بداند نیز گوشزد کنیم.

بی تردید رمز موفقیت تلویزیون و سینمای ما در ژانر کودک رابطه نزدیکی بود که برنامه سازان و فیلمسازان با کودکان و نوجوانان وقت داشتند و عدم موفقیت سینمای کودک در روزگار جاری دقیقا به همین دلیل برعکس برمی گردد که شناخت کودکان و نوجوانان امروز به مراتب سخت تر و متفاوت تر از ادوار گذشته است.

به نظر می رسد بهتر است امروز کارگردانان، سرمایه گذاران معدود علاقه مند به تولید اثر در این جهان را به جای مخاطب قرار دادن کودکان خانوادهها، مربیان مدارس و دیگر افرادی را که با این گروه سنی حساس مدام طرف هستند مخاطب قرار دهند و درحقیت فیلم های ژانر کودک هم برای خانواده های دارای کودک ساخته شود تا نحوه برخورد و حتی چالش با این گروه سنی را یاد بگیریم.

عدم توانمندی خانواده ها در برقراری دیالوگ با کودکان نگرانی امروز ماست که جای تعمق دارد. پرواضح است که برعکس گذشته که پدران و مادران در دامنه اطلاعات و موفقیت الگوی فرزندان بودند، امروز کودکان و نوجوانان از الگوهای خانواده شان به سرعت پیشی می گیرند و نمی توان تصور کرد که کودک امروز در خیلی از موارد کنکاش بیشتری نسبت به پدر و مادر خود و حتی مربیان مدارس دارد.

از سیستم آموزشی موجود که عبور کنیم و خانواده را به عنوان اولین نهاد اجتماعی و موثر در شکل گیری شخصیت کودکان مدنظر قرار دهیم به این نکته می رسیم که بالا بردن اطلاعات در برخورد با باید و نبایدهای کودکان یکی از مهم ترین ارکان و وظایف خانواده هاست که یا نادیده گرفته می شود یا توانمندی اش وجود ندارد.

امروز فرزندان ما به انواع و اقسام مدیا دسترسی دارند، قهرمان های دراماتیکی خود را از میان شخصیت های این آثار پیدا می کنند و با آنها احساس همزادپنداری دارند و استتیک و تکنیک آثار در دسترس شان قابل مقایسه با تولیدات داخلی نیست. در این شرایط چگونه قرار است ما بتوانیم با اندک توانمندی مان در قصه گویی، نگارش، ساخت و... با نمونه های موفق رقابت کنیم؟

کودک امروز دیر اعتماد می کند و شخصیت خودش را در انتخاب نظر تو دارد و عملا دسترسی به باور او با گذشته متفاوت است. مگر می شود کودکی را که به یک استدلال ذهنی رسیده است با آثاری که مملو از نصایح مستقیم و بی واسطه است راضی کرد؟! مگر می شود با تفکرات مندرس گذشته کودک امروز را درگیر مطالب آموزنده ای کرد که او درباره آنها از طرق دیگر به نتایج دیگر رسیده است؟!

حتما سیستم قصه گویی گذشته محله بهداشت، محله برو بیا، کلاه قرمزی ها و حتی انیمیشن های غیرایرانی جذاب آن دوره نمی تواند این روزها کارساز باشد و برای راضی نگه داشتن کودک امروز باید برای او فکر اساسی کنیم. در قدم اول باید کودک امروز را بشناسیم، به او فرصت انتخاب بدهیم، به قهرمان ذهنیت او احترام بگذاریم و برای رسیدن به مسیر قهرمانی با او همراه شویم. در حقیقت باید برای او فیلمسازی کنیم نه به نام او.

در طول یک جشنواره سینمایی با محوریت کودک به نظر می آید که در قدم اول باید به الفبای کودک امروز رسید و با دقت برای او فیلمسازی کرد. نیاز است کار در دست آنهایی باشد که همزمان با فیلمسازی با فرزندان خود در همین سن و سال در چالش روزانه باشند. فیلمسازِ سالها پیش نخواهد توانست کودک امروز را راضی کند مگر اینکه با تحقیق و تحلیل مفصل بداند قرار است با کدام گروه سنی وارد بحث و گفت و گو شود.

امید است جشنواره کودک محلی باشد برای فیلمسازی در ژانری که مخاطبانش به این راحتی ها لبخند رضایت نخواهند زد. نادیده نگیریم که امروز سریال ها و کمدی های سخیف سینما بیش از آثار مرتبط با کودکان و نوجوانان توانستند این گروه سنی را جذب کنند و فاجعه عظیم تر آن است که کودکان خودشان را در تولیداتی برای دیگر گروه سنی پیدا کنند.