شاید برایتان جالب باشد که بدانید حتی مخاطبان عام چه در سینما و چه در تلویزیون علاقه‌مند هستند بدانند چه فاکتورهایی در صدور مجوز پروانه ساخت یک فیلم سینمایی یا مجوز تولید یک سریال تلویزیونی موثر است.

در حقیقت گاهی بی‌رمقی تولیدات در سینما و حتی تلویزیون این سوال را برای همه ایجاد می‌کند که فاکتورهای موثر در اخذ مجوز یک اثر سینمایی یا تلویزیونی چیست؟

پر واضح است که هر اثر سینمایی برای اینکه وارد بحث تولید بشود نیازمند است تا فیلمنامه را قبل از ساخت، ارائه و مجوزهای ساخت آن کار را دریافت نماید. درحقیقت صدور پروانه ساخت در سینما مجوزی است که وزارت ارشاد برای کلید خوردن یک فیلم سینمایی صادر می کند و در رسانه ملی نیز ماجرا بدین منوال است که تهیه کنندگان یا نویسندگان طرح ابتدایی فیملنامه را با یکی از شبکه های تلویزیونی یا مرکز سیمافیلم طرح می کنند و در مراحل بعدی سیناپس و فیلمنامه تایید تا فاز تولید شکل بگیرد.

تمام آثار نمایشی چه در سینما چه در تلویزیون بعد از تایید کارشناسان، مجوز تولید می گیرند. در این شرایط بد نیست مسئولین صدور پروانه ساخت در سینما و مسئولین تصویب فیلمنامه سریال ها در تلویزیون، آیتم های مدنظر در تصویب هر کار را برای ساخت رسانه ای کنند. در واقع مخاطبان علاقه مند هستند بدانند فیلم‌های سینمایی با چه تعریفی در سینما مجوز ساخت می‌گیرند و سریال ها در شبکه‌های مختلف سیما و حتی در مناسبت های مختلف با چه قاعده و مبنایی مصوب می شوند که برخی از آثار قوی و قابل دفاع و برخی دیگر فاقد هرگونه ارزش هنری و نمایشی هستند.

بدیهی است کارشناسان زبده و کاربلد در رسانه ملی در بحث تصویب فیلمنامه‌ها فعالیت می‌کنند. این سوال پیش می آید که آیا آثار ارائه شده به عنوان فیلمنامه آنقدر ضعیف هستند که از میان آنها این گزینه ها بهترین بودند یا اینکه برخی از فیلمنامه ها تنها به واسطه نویسندگان و تهیه کنندگان و کارگردانان نامدارشان اجازه ساخت می گیرند؟

یا در سینما که تا این حد حساسیت و ممیزی و خطوط قرمز، محسوس است چرا باید برخی از آثار فاقد هرگونه ساختار دراماتیک جذاب یا محتوا و سوژه ی ارزشمند باشند که به این راحتی پروانه ساخت برای آنها صادر گردد.

آیا تنها نگاه اقتصادی  باعث می شود تا برای رونق گیشه سینما آثار مختلف بتوانند مجوز تولید بگیرند؟

با این توصیف باید گفت سینما به عنوان یکی از ارکان مهم فرهنگی هر کشور نیازمند این است که در بحث محتوا و به خصوص ادبیات و دیالوگ، ماهیت ایرانی‌اش را حفظ کند چراکه این مدیوم خاص و ویژه در سینمای دنیا دارای جایگاه و تعریفی است که مراقبت از آن برعهده مسئولین فعلی و آینده است.

فراموش نکنیم سینمای ایران در دنیا دارای شناسنامه‌ای قابل دفاع و بحث است و نگهبانی از آن امری خطیر برعهده مسئولین فرهنگی کشور است.

اگر فیلم‌های درحال اکران هر دوره از سینمای کشور را کنار هم بگذاریم خواهیم دید برخی از آثار که اتفاقا رکوردهای فروش را می‌زنند اساسا حرفی برای گفتن ندارند و حتی ملزومات مورد نیاز یک ژانر را نیز رعایت نمی کنند. بنابراین بررسی کیفی و محتوایی آثار و اینکه قرار نیست به هر قیمتی گیشه سینما رکورد دار باشد، بایستی مدنظر مسئولین سینمایی کشور باشد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: