به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ «آن شب» یک فیلم هول آور با داستانی که شانه به شانه فیلم های ترسناک هالیوودی می زند.ژانری کمتر ساخته شده در ایران که ورود به آن ریسک پذیری را می طلبد چه از سوی کارگردان و چه بازیگری که می خواهد تجربه متفاوتی را به نمایش بگذارد. درونمایه ای از پنهانکاری و دروغ همراه با خماری و مستی و اعتیاد.این شالوده فیلمی است که می خواهد سنت شکن باشد.

دنیای نویی است. انگار هتل کالیفرنیاست که ورود در آن با خودت است اما بیرون رفتنش دست تو نیست. این ادامه همان دورهمی است. ادامه مافیاست. ادامه یک جاده است بدون جی پی اس.

همه چیز دست به دست هم داده اند که تو شب را به خانه نروی و راهی هتلی شوی که بناست جان به لبت کند.

آن شب سیاه است. در سیاهی آن دیگری هست و شبح گنگ و گم و یادآوری هایی که باید در مورد آن سخن بگویی. یک بازی است برای پرده دری با این تفاوت که اگر راست بگویی شب برایت روز می شود و اگر دروغ بگویی ترس بر وجودت مستولی می شود.

باید تاوان پنهانکاری هایمان را بدهیم. تقاص بچه های از دست رفته. این جنون تنها در یک شب و در یک هتل است که آنی می شود. شبی که رها بوده ای .

ریتم خوب. مکان یابی خوب. بازی های بهت زده و تعجب آور و موسیقی که به کمک همه می آید. همه چیز با هم چفت می شود. فضا هول آور می شود و چاره کار پایان پریشانحالی است. هتل تبدیل به اتاقک اعتراف می شود و فضای داستان به جای غرق شدن در سمبل های مسیحی، قدری بومی سازی شده است. با آنکه فیلم در ینگه دنیا ساخته شده است اما با حذف سمبل هاو نمادهای رایج و مرسوم فیلمهای ترسناک که غوطه ور در کالبد شیطانی و غلبه نهایی جنود رحمانی است، اینبار هنرپیشه فیلم است که با پایان تاثیر مواد،استحاله پیدا کرده و گرد توهم را از چهره می زداید. انگار تابلویی از دوریان گری را می بینیم.

فیلم عقوبتی است که دچارش شده این و نیازمند شناخت و کلنجار رفتن با این عقوبتیم. تنها راه فرار حرکت به جلوست و ما در یک چهاردیواری بزرگ گیر کرده ایم. ما رمز و رازهایی را می بینیم که نیازمند رمزگشایی اند. برخی را در فیلم می گشاییم و برخی برایمان لاینحل می ماند تا کابوس فیلم در زندگی روزمره مان ادامه یابد.

صحنه های وحشت آور هتل ،فیلمی را که آرام آرام شما را به ورطه ترس می کشاند، در زمان درست دلهره آور می کند و سعی می کند به شما بقبولاند که بایستی لایه های پنهانی این ترس و اضطراب را کشف کنید. میمیک شهاب حسینی اما هدایت گر شماست. 

نقشی متفاوت که با صحنه آرایی های درخشان و نورپردازی های مهیب شما را در مواجهه با موقعیت های جدید ترغیب به هراس می کند و بناگاه در بزنگاه و آستانه ترس ،این ضرباهنگ موسیقی است که دلهره را تشدید می کند و چیدمانهای فیلمنامه شما را ناخودآگاه غرقه در کابوس هتلی می کند که اگر صبحگاهش پایانی نویدبخش برای شهاب حسینی است به شما نیز قوت قلبی می دهد که آرامشی در راه است.

 

 

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: