در روز پایانی جشنواره فیلم فجر و در سینمای منتسب به رسانه (پردیس سینمایی ملت) فیلم سینمایی «خورشید» به کارگردانی مجید مجیدی اکران شد که اگر در قرعه کشی زمان اکران در جای خودش دیده می‌شد شاید یکی از پر سر و صداترین اتفاقات جشنواره محسوب می شد که البته در 10 بخش نامزد سیمرغ شد و در چندین بخش هم می توانست نامزد باشد که نشد.

شاید در سالهای اخیر سینمای مجید مجیدی مخاطبان را خیلی راضی نکند و توجه صرف او به علایق و سلیقه شخصی اش در فیلمسازی با مذاق و سلیقه امروز مخاطبان متفاوت باشد. نکته ای که فیلم سینمایی «خورشید» را با دیگر ساخته های پر سر و صدای مجیدی در دو جبهه متفاوت قرار می داد پرداختن به موضوعی بود که شاید دغدغه مشترک کارگردان و مردم هر کشوری در هرجای دنیا باشد.

«خورشید» یک داستان بین المللی با کارگردانی در حد آثار درجه یک دنیا دارد که به نظر جدا از این یادداشت می توان از چند منظر؛

فیلمنامه

کارگردانی

بازیگری

طراحی صحنه

فیلمبرداری

حتی موسیقی و...

آن را با بحثی جدی به تحلیل بنشینیم.

داستان متفاوت فیلم «خورشید» در پرداختن به کودکان کار با منظری بدون قضاوت با رعایت تمام قواعد رئالیته و واقع گرایی نشان از این داشت که مجیدی در ساخت این فیلم اولا صبوری کرده است دوما با تدبیر پیش رفته است و در درجه دیگر مراقبت کرده است تا امضای کارگردان «رنگ خدا» دوباره با شکل و شمایلی قابل دفاع پای این فیلم بخورد.

بازی گرفتن از چند کودک و نوجوان که حتما کار راحتی نیست و قطع به یقین  نمایش جذاب بازی بچه ها در این فیلم نشان از این دارد که کارگردان در هدایت و نزدیک کردن بازیگری که در این عرصه هیچ تجربه ای ندارد، دکترا دارد. در لحظاتی از بازی های بچه ها در این فیلم شاهد درخشان ترین و جذاب ترین صحنه های بازیگری بودیم که حتما محصول شناخت درست کارگردان از روحیات و روان این گروه سنی و البته صبوری در گرفتن بهترین پلان ها از بهترین و موثرترین ری اکشن ها از این بازیگران است.

در بسیاری از لحظات فیلم که شاید نمودی مستندگونه به خود می گرفت، مشخصا کارگردان حتی بازیگران حرفه ای اش را به سمت نوع و جنس بازی بازیگران کودک و نوجوانش سوق داده است و این هدایت به یک دست شدن و قابل باور شدن کلیت داستان کمک بسیاری کرده است.

کافی است یک بار با تمرکز کامل مخاطب فیلم «خورشید» باشید تا متوجه شوید که این فیلم نه در بحث بازیگری و نه در بحث دکوپاژ و کارگردانی و حتی فیلمبرداری کار سختی بوده است و مشخصا کارگردان به دنبال تثبیت قصه شخصیت هایش از هیچ یک از لحظات فیلمش به راحتی عبور نکرده است.

از لحظات احساسی فیلم «خورشید» گرفته تا موقعیت های انتقادی و تحلیلی فیلم بدون هیچ فشار و تاکیدی قابل باور است. مخاطب راحت رابطه مادر  وفرزند را می پذیرد و اتفاقات رخ داده در مدرسه «خورشید» در ارتباط با کاراکتر مدیر و ناظم مدرسه بسیار از جامعه گرفته شده است.

شخصیتی را که علی نصیریان در این فیلم بازی می کند،  می شناسیم و این کاراکتر خاکستری به سرعت از بازیگرش فاصله می گیرد تا در مقابل باور تماشاگر دچار خدشه نشود.

تقریبا همه بازیگران فیلم براساس استایل و تیپ و فیزیک صورت و لحن با دقت و وسواس بسیاری از میان کاربلدان بازیگری و نابازیگران انتخاب شدهاند و این هماهنگی جلوی دوربین مجیدی حتما کار راحتی نبوده است.

فیلم به لحاظ فنی در حوزه موسیقی و طراحی صحنه و البته قاب بندی ها و سختی های فیلمبرداری قابل بررسی است اما سوژه اصلی و راهکاری که مجیدی در پی ریزی قصه اش و شناختی که از موقعیت ماجرا و داستان دارد، کار را به جایی می کشاند که هم تماشاگر را به لحاظ عاطفی درگیر می کند هم تماشاگر متخصص را درگیر سختی های کار در کارگردانی می نماید.

به هر حال جسارت کارگردان در پیدا کردن داستانی جذاب از زندگی کودکان کار، مسیر زندگی شان و البته انواع برخوردی که روی چند و چون شکل گیری شخصیت های آنها در روند زندگی اتفاق می افتد، امری است که مجید مجیدی با تمام ریزبینی و مهارت از پس آن برآمده است.

شاید اگر بخواهیم از بازی تک تک بازیگران این فیلم با دقت و توجه یاد کنیم جدا از بچه ها که هرکدام در حد یک ستاره سینما می درخشند، باید از بازی مثلث طلایی مجیدی، علی نصیریان، جواد عزتی و طناز طباطبایی یاد کنیم که هرکدام در چند سکانس کوتاه مُهره هایی جدید از توانمندی شان را روی صفحه فیلم سینمایی «خورشید» چیدند.

علی نصیریان شاید در تمام ادوار بازیگری اش نقشی با این قواره تجربه نکرده باشد و جواد عزتی از یک نقش معمولی، شخصیتی قابل بحث و بررسی ساخته است و طناز طباطبایی ثابت می‌کند برای ستاره ماندن کافی است یک تک سکانس طلایی فرصت داشته باشی تا اتفاقی که برای «شنای پروانه» رخ داد برای مادر فیلم مجید مجیدی هم تکرار شود.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: