در روزهایی که قرار است سریال «هم گناه» به کارگردانی مصطفی کیایی جایگزین سریال «مانکن» به کارگردانی حسین سهیلی زاده شود و از سوی دیگر «خواب زده» سیروس مقدم با اقبال چندانی در شبکه نمایش خانگی مواجه نشده است، ذکر چند نکته منطقی است که با تحقیق در تولیدات منتشر شده در این حوزه می تواند به افزایش کیفیت آثار کمک کند.

سریال «مانکن» به کارگردانی حسین سهیلی زاده و با بازی محمدرضا فروتن، نازنین بیاتی، مریلا زارعی، امیرحسین آرمان، فرزاد فرزین، حسین پاکدل، الهام پاوه نژاد در شبکه نمایش خانگی با اقبال مخاطبان مواجه شد و اتفاقا با شناختی که سهیلی زاده از این ژانر خاص داشته و اصولا در سریال های تلویزیونی اش با همین شیوه توانسته است نظر مخاطب را جلب کند، اما گویا شبکه نمایش خانگی در حوزه هنری نگاهی بیزنسی نیز دارد و مشخصا این احساس به وجود می آید که از جایی سریال ها بی دلیل کش دار و گاهی بی قصه پیش می روند.

سریال «دل» به کارگردانی منوچهر هادی بعد از گذشت 10_12 قسمت که هیچ خط و ربط جدیدی جز دختری که در شب عروسی اش به یکباره نیست شده و در ادامه هیچ اتفاق دیگری که بازگشای این راز باشد رخ نمی دهد، حالا در قسمت جدید پازل دیگری رو می شود تا بعد از چند هفته تماشاگر با او سرفصل جدیدی در سریال مواجه شود و این کشش کلید بخورد که شخصیت "رستا" در قسمت دوم سریال چگونه چالش اصلی داستان را رقم زده است. باید دید منوچهر هادی در ادامه چه تاکتیکی برای نگه داشتن مخاطبش دارد و این تاکتیک چگونه در جلب اعتماد مخاطب موثر است.

سریال «مانکن» اما با فراز و نشیب های بسیاری همراه بود. در برخی لحظات سریال هیچ حرفی برای گفتن نداشت و به جرات می توان گفت بعد از ملاقات "سلمان" پدر  کاوه با پدر "کتایون" با بازی مریلا زارعی، عملا سریال همه آنچه نیاز بود به تماشاگر بدهد تا به خط پایان برسد، رخ داد و در ادامه همه اتفاقات در حد معمولی و قابل پیش بینی پیش رفت تا سریال چند قسمت اضافی داشته باشد. هرچند که کارگردان تلاش داشت با ملتهب کردن موقعیت و تراژدی سازی بیهوده قصه را به مسیری بکشد که عملا تماشاگر این احساس را نداشته باشد که از ادامه سریال چیزی عایدش نشده است.

در روزهایی که سریال های شبکه نمایش خانگی در اوج هستند و بی شک مخاطبان نسبت به دنبال کردن این آثار اقبال بیشتری از تولیدات تلویزیونی دارند، بدیهی است نگاه اقتصادی سمی برای افت کیفی و آبدار شدن قصه ها باشد و در هر قسمت شاهد لحظاتی باشیم که هیچ اتفاق دراماتیکی رخ نمی دهد و در برخی از سریال ها با ساخت کلیپ هایی با صدای خواننده تیتراژ عملا ترمز مخاطب ار از پیگیری قصه بکشیم و از این مسیر به زمان بخشیدن  بیشتر به سریال سود ببریم.

پُرواضح است که موفقیت اقتصادی سریال ها در شبکه نمایش خانگی ارتباط مستقیمی با اعتماد مخاطبان، که اینجا می توان از آن به عنوان مشتری یاد کرد، وجود دارد و عملا برخی از نویسندگان، تهیه کنندگان و کارگردانان با زمان دادن به قصه ها بدون طراحی لازم به کلیات اثر لطمه می زنند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: