سالهاست که سینما به شیوه‌های مختلف ستارگانی را در سال‌های متفاوت معرفی می‌کند و مرسوم است که در سینما مدام ستاره‌ها تغییر کند و این پتانسیل در کار برخی از کارگردانان وجود دارد که با ریسک سپردن نقش‌های اصلی به بازیگران جدید فرصتی را ایجاد می‌کنند که سینما بتواند از ستاره‌های تکراری فاصله بگیرد. تردیدی نیست که ماهیت سینما این نیاز را ایجاب می کند که مدام ستاره سازی کند و ستاره ها هم برای در بورس ماندن نیازمند این هستند که ابعاد مختلفی از توانمندی شان را رو کنند و درحقیقت ستاره ای می تواند در هر سینمایی ماندگار شود که:

اولا از تکراری شدن نقش هایش فاصله بگیرد.

ثانیا در انتخاب نقش هایش مراقبت های ویژه داشته باشد.

و ثالثا تکلیف خود را در حضور مستمر در آثار معروف به گیشه یا آرتیستی و هنری مشخص کند.

در حقیقت ستاره سینما جدا از اینکه باید استعداد به سالن کشاندن مخاطبان را داشته و در گیشه موثر باشد، بتواند سر و شکلی سیمرغ پسند و جشنواره ای نیز به تجربه هایش ببخشد و درحقیقت تنها عنوان بازیگر گیشه را با خود همراه نسازد.

اما نکته ای که بهانه این یادداشت شد آثار مبارکی است که این روزها ستاره سینما را تهدید می کند. چرا مبارک؟! چون حضور چهره هایی جوان، با استعداد که  به دور از عنوان و اقسام ادا و اصول های سینمایی بازیگری را از خاک صحنه تئاتر آموختند و همچون چندسال اخیر با قدرت و قوتی مثال زدنی پا به سینما گذاشتند تهدیدی ست که ستاره های سابق سینما را به این نکته گوشزد می کند که به زودی سینما همانطور که در کارگردانی دچار دگرزیستی محسوسی شده است در حوزه بازیگری نیز حرف های جدیدی برای گفتن دارد.

اگرچه چندسالی رنگ آبی چشم ها و قد و قواره مانکنی و صدای درشت منوتون ستاره ساز نمی شود و بازیگری دارای گرید و لِوِلی نزدیک به استانداردهای دنیا شده است اما چند بازیگر جوان به خصوص در سریال های نمایش خانگی از جمله «کرگدن» بازی هایی مثال زدنی را از خود به نمایش می گذارند.

اعتماد منوچهر هادی به مهدی کوشکی در سریال «دل» یا حضور بانیپال شومون در سریال «کرگدن» و البته بازی های خاص و متفاوت این سریال تلویزیونی، این تصور را ایجاد می کند که اگر کارگردانان و نویسندگان در نگارش نقش های جذاب توانمند نشان دهند قطعا این استعداد و توانمندی وجود دارد که بالاخره سینما از بازی های تصنعی، تک پلانی مصنوعی پر اَدا و اطوار نجات پیدا کند و بدین ترتیب دستمزدهای منطقی تر در جیب بازیگران مستعد کاربلدی برود که تنها به واسطه روابط و مرسومات گیشه انتخاب می شوند.

اعتماد اخیر برخی از سینماگران و تولیدکنندگان سریال برای نمایش خانگی به انتخاب ترکیبی ستاره ها بازیگران بااستعداد و مشاهده محصول این اعتماد خطری است که هر لحظه می تواند برای ستاره های تکراری زنگ خطر محسوب شود.

سینما و تلویزیون و حتی شبکه نمایش خانگی باید این اعتماد را زودتر از این حرف ها به چهره های جوان و فرصت طلب می داد که مجبور نباشند برای یک بازی ضعیف و مصنوعی به یک بازیگر به اصطلاح ستاره ده سال پیش در شبکه نمایش خانگی دستمزدی میلیاردی بدهند، طوری که بازیگر، گروه سازنده را به این جمله تهدید کند که روز پایانی قراردادم را درصورتی بازی می کنم که کلیه مبلغ دستمزدم را دریافت کرده باشم یا اینکه بعد از پایان قراردادم با همان دستمزد میلیاردی برای بازی در یک روز و حاضر شدن جلوی دوربین برای سکانس پایانی، 50 میلیون تومان معادل حقوق و دستمزد دوسال یک کارمند معمولی دریافتی داشته باشم و سپس سرصحنه آفیش بشوم.

اگرچه ستاره ها پول اسم و رسم و عنوانشان را می خورند اما با انتخاب هوشمندانه، بازیگران مستعدی که هر روز روی صحنه های تئاتر و در سالن های کم ظرفیت نمایش در تهران و برخی شهرستان ها می درخشند، می توان با یک تیر چند نشان زد. فراموش نکنیم چیدمان و به کارگیری بازیگران مستعد و کاربلد و معرفی و شکوفایی استعداد آنها هنری کم از فیلمسازی نیست.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: