کامبوزیا پرتوی، کارگردان، در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا درباره لزوم حضور دو مشاور روانشناس و جامعه‌شناس در کنار نویسنده و گروه کارگردانی هنگام نگارش فیلمنامه و یا تولید اثر نمایشی اظهار داشت: در گذشته حضور روانشناس و جامعه‌شناس به نظر گروه تولید باز می‌گشت اما امروزه یکی از اصول و حضور روانشناس و جامعه‌شناس یکی از ضروریات است به‌طور مثال برای صدور پروانه ساخت حضور مشاور انتظامی و ... را اجباری می دانند و اگر از مشاوران در گروه فیلمسازی بهره نگیریم پروانه برای آن فیلمنامه صادر نمی شود و الان جزو لازمه های کار شده است.

او در ادامه افزود: نویسندگان هم باید ضرورت وجود و مشورت گرفتن از روانشناس و جامعه‌شناس را احساس کنند و آن را مهم بدانند و زمانی که نویسنده بداند که در این مقطع سواد و آگاهی نسبت به یک موضوعی ندارد آن زمان باید از افراد آگاه به آن موضوع کمک بگیرد البته این فقط در بحث استفاده و مشورت از روانشناس و جامعه شناس نیست بلکه در هر زمینه ای که انتخاب می کنیم تا درمورد آن فیلم بسیازیم باید وجود داشته باشد و این تنها نباید به دلیل اصرار و اجبار وزارت ارشاد باشد بلکه باید احساس نیاز فیلمساز هم در آن دخالت داشته باشد و بداند که در مورد هر موضوعی به طور قطع و کامل آگاهی ندارد در نتیجه باید از متخصصان آن حوزه کمک بگیرد.

نویسنده موضوعی که به آن تسلط دارد را می‌نویسد/ باید برای هر موضوعی از مشاور مخصوص استفاده کرد

محمد محمودسلطانی، فیلمنامه نویس، در گفت‌وگو با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ درباره لزوم حضور دو مشاور روانشناس و جامعه شناس در کنار نویسنده و گروه کارگردانی هنگام نگارش فیلمنامه و یا تولید اثر نمایشی اظهار داشت: حضور یک مشاور روانشناس و یا جامعه بستگی به این دارد که چه موضوعی را انتخاب کنیم وقصه ما در کدام بستر روایت شود و این منوط به این است که ما چه میزان پژوهش و شناخت از موضوع، فضا و شخصیت ها داشته باشیم.

او در ادامه افزود: پاسخ به این سوال گسترده است از این منظر که شاید ژانر یک فیلمنامه فانتزی و تخیلی باشد که احتیاجی به پژوهش و شناخت نباشد. در پاسخ به این سوال شما که فیلمنامه هایی که برگرفته از آسیب های اجتماعی و موضوعات جامعه است چه میزان نویسنده باید در فهمیدن حقیقت، واقعیت و نسبت به آن نوشته تحقیق و پژوهش کند؟ به عقیده من این به چند دسته تقسیم می شود اول اینکه ما یک پژوهش و و تحقیق میدانی داریم که اهمیت بالایی دارد اگر ما بخواهیم به داستان شخصیتی که به مواد مخدر اعتیاد دارد بپردازیم موظف هستیم که این افراد را به هر نحوی مورد پژوهش قرار دهیم و طبیعتا باید به این افراد نزدیک شویم و چگونگی گرفتار شدن آن ها را به دام اعتیاد را بفهمیم و حتی ممکن است آن شخص به ما قصه ای دهد تا این اندازه که آن شخصیت در ذهن ما رنگ واقعیت را به خود بگیرد.

این فیلمنامه نویس در مورد مراحل لازم برای نگارش فیلمنامه اظهار داشت: مهمترین مرحله نگارش فیلمنامه تحقیقات میدانی است که ممکن است در این مرحله کم  و کاستی‌هایی صورت گیرد مرحله دیگر تحقیق و پژوهش است که اصولا با تحقیقات کتابخانه‌ای، اینترنت و جستجو کردن صورت می‌گیرد و مهمتر از آن مشاوره گرفتن است به طور مثال اگر بخواهم درمورد دو بچه ده ساله داستانی بنویسم و درمورد احوالات آن ها بدانم که دنیای یک بچه ده ساله چگونه است با اینکه من هم در دوره ای ده ساله بودم اما عالم و شرایط ده سالگی من با شرایط یک بچه ده ساله در زمان امروز متفاوت است پس از کارشناسان متفاوتی در هنگام نگارش فیلمنامه کمک می‌گیریم به طور مثال باید در مورد کشف دنیای یک بچه ده ساله از روانکاو کمک گرفت.

او در پایان خاطرنشان کرد: اگر نویسندگان سفارشی نویس نباشند به سراغ موضوعی برای نگارش می روند که به آن موضوع تسلط لازم و کافی را داشته باشند و یا حتی با آن موضوع زیست کرده باشند و یا به زیست اطرافیان‌شنان ربط دارد و برای آن نویسنده دغدغه ایجاد کرده است در صورت نگارش یک دغدغه شخصی نویسنده از جامعه شناس کمک می گیرد و یا از دیگران درمورد تجربیات مشابه آن ها پرسش می کند باتوجه به موضوع شیوه تحقیقی مدنظر را انتخاب می کند و دست به نگارش می زند.

فیلمنامه بی شباهت به زندگی مخاطبان نباشد

محمد کاظم‌زاده، روانشناس، در گفت‌وگو باخبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ درباره لزوم حضور دو مشاور روانشناس و جامعه شناس در کنار نویسنده و گروه کارگردانی هنگام نگارش فیلمنامه و یا تولید اثر نمایشی اظهار داشت: تمام عوامل اثرگذار اعم از هنر و هفت مدل جلوه هنر و تمامی فرآیندهای آموزشی و فرآیندهایی که یک هنجار یا یک قاعده رفتاری را به دیگران منتقل کند و باید ها و نبایدهایی را تعین کند و اثر گذاری در لایه های متفاوتی ادراکی انسان ها داشته باشد باید 3 نکته را دارا باشد تا موفقیت‌آمیز عمل کند.

او در مورد این نکات گفت: نکته اول با جزئیات زندگی واقعی مخاطب همراه و همخوانی داشته باشد بدین معنی که اگر اسم کاراکترهای فیلم شباهت به اسم های زندگیش داشته باشد و اگر خصوصیت‌های زندگی شخصیت‌های فیلم شبیه شخصیت‌های داخل زندگی خودش باشد آن را به واقعیت زندگی خودش نزدیک‌تر می‌بیند و راحت‌تر می‌تواند آن را بپذیرد درنتیجه لازم است تا فیلمساز و نویسنده حتما جزئیات زندگی مخاطب را در فیلم‌های خود بگنجاند. نکته دوم باید بیان جلوه های ادراکی و هیجانی مخاطب به درستی صورت بگیرد به طور مثال همین بحران کرونایی که رخ داده است و یا مسائل اقتصادی و... اگر فردی که می خواهد اثرگذار باشد بتواند جلوه های ادراکی یعنی آن چه که در فهم و ذهن مخاطب شکل می گیرد را رصد کند و بتواند آن را به نحوی بیان کند دومین فاکتور اثر گذاری خود را رقم زده به طور مثال عموم افراد در مقابله با بحران شیوع ویروس کرونا چه اضطراب ها، تشویش ها و دغدغه هایی را تجربه می کنند و عموم افراد در مقابل این برش از تاریخ چگونه فکر می کنند و چه کسانی را مقصر می دانند و توجه به چه جلوه‌گذاری دارند اگر یک نویسنده و فیلمساز بتواند به این نکات دقت کند فوق العاده اثر گار خواهد بود. سومین نکته که بسیار حائز اهمیت است همراهی هیجان و هنر است بدین معنی که با مسائل هنری یک فرآیندی را رقم بزنیم که هیجان های اصیل انسان ها فعال شود؛ هیجانی مانند شادابی، غم، ترس، خشم ،احساس ارزشمندی و... اگر بتوانیم هیجان های مخاطبان را به صورت جدی فعال کنیم تا بایک داستان، نمایش و فرآیند همراه شود اثر گذارترین حالت آن فرآیند را می توانیم رقم بزنیم.

او در پایان خاطر نشان کرد: در فرآیند فیلمسازی بهتر است که جامعه شناس و روانشناس حضور داشته باشد البته که علم جامعه شناسی و روانشناسی با محتوای زندگی مردم فاصله دارد مگر اینکه حلقه های مفقودی را آن جامعه شناس و روانشناس با توانایی پژوهشی و بالینی خودش بتواند این حلقه ها را به همدیگر متصل کند اگر چنین کاری انجام دهد آن روانشناس و جامعه شناس می تواند موثر باشد اما اگر بخواهد محتویات تئوری که در کتاب های دانشگاهی به آن پرداخته شده است را در جلوه های نویسندگی و یا فیلم منعکس کند نمی تواند کارایی داشته باشد چرا که فاصله آن چه که در مطالب بین دانشجویان و استاد در دانشگاه رد و بدل می شود با واقیعت زندگی بسیار متفاوت است پس حس و حال و شخصیت و تشخص پژوهشگری است که می تواند موثر باشد.

فیلمنامه نویس باید آگاهی داشته باشد

سهیل رضایی روانشناس، در گفت و گو باخبرنگار گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا؛ درباره لزوم حضور دو مشاور روانشناس و جامعه شناس در کنار نویسنده و گروه کارگردانی هنگام نگارش فیلمنامه و یا تولید اثر نمایشی اظهار داشت: زمانی که فیلمنامه نویس درک شخصی نداشته باشد حضور یک مشاور اتفاق به خصوصی را ایجاد نمی کند مانند این است که یک فردی دو شماور زبان فرانسه در کنارش باشد اما خودش هیچ اطلاعاتی از زبان فرانسه نداشته باشد و اصلا این زبان را بلد نباشد این باعث چه کمکی می شود؟

او در ادامه افزود: زمانی شما می توانید از مشاور بهره ببرید که از حداقل ها اطلاعات و آگاهی داشته باشید و نسبت به آن تسلط داشته باشید تا زمانی که مشاور به شما مشورت می دهد متوجه شوید که کجا راهگشای شما است و کجا به شما اطلاعات غلط را منتقل می کند. به طور مثال سعید روستایی از گذشته ای فیلمسازی می کند که به آن تسلط متنی دارد چرا که درواقع خاطره گویی انجام می دهد نه اینکه متنی را بسازد که به عقیده من پس از گذشت دو یا سه متن موضوع کمرنگ می شود و قدرت قبلی خود را ندارد و برخی از کارگردانان ما این ویژگی را داشتند.

رضایی خاطرنشان کرد: ما سینمایی داریم که با حس شهودی کارگردان و فیلمنامه نویس نوشته می شود که برخی اوقات بعضی از فیلم ها خوب از آب در می آیند و برخی اوقات هم خوب نیستند و برخی از آن فیلم هایی که خوب هستند طی سالیان بعد نمونه های کپی زیادی از آن ها به نمایش گذاشته می شود. باید در جامعه جست و جو کنند و خوب بادقت مشاهده کنند و بدانند مسئله اجتماعی در جریان زمانی فعلی چیست.

خبرنگار: مینا سجادی

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: