به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، جمشیدی در ابتدا گفت: امیدوارم در این روزها و شرایط خیلی خوب باشیم. چند ساعتی بیشتر تا سال تحویل نمانده و می خواهم آرزو و دعا کنم که هرچه زودتر این روزها بگذرد و دوباره سلامتی و آرامش به سرزمینمان زندگی هایمان برگردد. همانطور که تاریخ و تقویم دارد تغییر می کند و طبیعت متحول می شود زندگی ما هم متحول شود.

داشته هایمان را شکر نمی کنیم

وی در پاسخ به ضیا که به آرامشی که پیش از کرونا داشتیم و قدر آن را نمی دانستیم اشاره می کرد، اظهار کرد: من فکر می کنم اکثریت ما شکر نمی کنیم. داشته هایمان را شکر نمی کنیم. امکان ندارد ما در روز وقتی را بگذاریم برای چیزهایی که در زندگی مان داریم و بابت داشتنشان حالمان خوب است شکر کنیم. از همه مهم تر سلامتی است.

وی اذعان کرد: وقتی بچه و خانواده ام سالم هستند خیلی مهم است. وقتی نداریم چرا یادش می افتیم. یکی از بزرگترین مشکلات ما آدمها است که وقتی چیزی را نداریم یاد آن می افتیم. چه خوب است وقتی را در روز شکرگذار باشیم. من خودم اگر ریا نباشد این کار را انجام می دهم و برای این قضیه تمرین می کنم. زمانی که از خواب بیدار می شوم و هنوز سیستم عاملم بالا نیامده، برای همه داشته هایم شکر می کنم. اینگونه روزم را خیلی خوب شروع می کنم و انرژی مثبت دارم و اثرش را در زندگی ام دیده ام. این شکرگذاری را به بچه هایمان یاد بدهیم تا به خاطر داشته هایشان شکر کنند و به خاطر نداشته هایشان غر نزنند و دنبال مقصر نگردند.

بازیگر «دورهمی» یادآور شد: از من بازیگر که ذهنیت بیننده از من فضای کمدی است توقع این حرفها نمی رود اما واقعا ما هم یک چیزهایی داریم که برایمان ارزش است و آنها را دوست داریم. خود ما آدمها می توانیم در شکل زندگی مان تاثیر داشته باشیم.

در ادامه ضیا نیز به خاطره اش از حادثه منا در سفر حج اشاره و دعا کرد خدا در این روزها به بچه ها رحم کند.

جمشیدی با اشاره به توکل و دعا یادآور شد: ما باید یک چیزهایی را رعایت کنیم. من اصلا اخبار گوش نمی دهم، قبل از این هم گوش نمی دادم و حالم را بد می کند. اما باید مسائل بهداشتی را رعایت کنیم. تا جایی که می توانیم در خانه بمانیم و بعد از همه این ها توکل کنیم. اگر اتفاقی برای یکی از اعضای خانواده ام بیفتد حداقل وجدان من راحت است که تلاشم را کرده ام.

یک سال را فدای یک عمر نکنیم

کسانی که سفر می روند دلایل بیخودو غیرمنطقی دارند

وی درباره سفر گفت: قرار بود بروم اما نمی روم. واقعا حس کردم این اتفاق باید بیفتد. ما یک سال را فدای یک عمر نکنیم پیش پای خودمان را نبینیم. من امروز اتفاقی چیزی دیدم و متوجه شدم یک تعدادی هنوز که هنوز است دارند سفر می روند و وقتی با آنها گپ می زدم دلایلشان خیلی دلایل بیخودی بود. صادقانه. یک وقت چیز ضروری بود. اما طرف می گفت مادرزنم اصرار کرده بیا. اگر به این خانواده علاقه دارید نروید. یک سری شغل ها مجبورند بیرون بیایند. تعارف نداریم. من به نوبه خودم دلم می خواهد از کادر درمانی کشورم تشکر کنم. دمشان گرم. حداقل به این عزیزان رحم کنیم. خیلی هایشان برای اینکه به خانواده شان آسیبی وارد نشود خیلی وقت است خانه نرفته اند. آنها هم دل دارند عید است و آنها می خواهند پیش خانواده هایشان باشند به آنها و خودمان رحم کنیم. یک سری منطق ها و دلایل را نمی فهمم و آدم حرص می خورد.

زیرابم در «دورهمی» خورد

جمشیدی درباره قسمتی از «دورهمی» که خودش مهمان آن بود، توضیح داد: آقای مدیری در این قسمت گفتند سروش زیراب همه را زد. حتی سیامک انصاری که ما با هم  25 سال رفیق بودیم زیرابش خورد. این سری خودم زیراب خودم را هم زدم! این سری بحث دعوت کردن و نکردن نبود. سری قبل هم این صحبت شده بود که فضای برنامه به شکل فعلی اش باشد ولی ما باز بخش نمایشی را ادامه دادیم اما این سری اینکه فضای برنامه تاکشو باشد و استندآپ را خود آقای مدیری اجرا کند و بخش نمایشی نباشد قطعی شد.

قرار است در یک سریال 90 قسمتی بازی کنم 

وی درباره کارهای تازه اش گفت: این روزها یک سریال تلویزیونی در حال پیش تولید است که در 90 قسمت تولید خواهد شد و بعد از مشکل کرونا شروع خواهد شد. البته قرارداد من برای مهر ماه بود. من از شهریور پارسال که فیلم سینمایی «زیر نظر» ساخته مجید صالحی را کار کردم دیگر یک سال و نیم است که کار نکرده ام. اتفاقات کاری افتاد. یک کاری را من قرارداد نبستم و شد و یک کاری را قرارداد بستم و نشد. اسم نمی برم چون اتفاق خوبی نیست اما هنوز منتظریم آن کاری که نشد بشود.

جمشیدی یادآور شد: خودم هم صادقانه خیلی وسواس به خرج دادم. یک سری فیلمنامه ها را خواندم و دوست نداشتم. تکرار در فضای سینما و تلویزیون خیلی وجود دارد و من زیر بار نمی روم. یک سال و نیم است من دارم خودشناسی می کنم. شاید حرف عجیب و غریبی باشد ولی ما خیلی وقت برای خودمان کم می گذاریم و من این را در این یک سال و نیم فهمیده ام. ما خیلی وقتها به خودمان و نقطه ضعفهایمان نگاه نمی کنیم و همه مشکلات را تقصیر دیگران می دانیم. اما هراتفاقی در زندگی مان افتاده خودمان مقصریم. من یک سال و نیم پیش مهمان خندوانه بودم و حالا پس از این مدت خیلی سعی کرده ام روی خودم کار کنم و دیگر وقت اتفاق بدی برایم بیفتد دنبال مقصر نمی گردم و وقتم را صرف حل کردنش می کنم. اینطور دارم خیلی راحت تر زندگی می کنم.

هنوز مستاجرم و این ماه سر سالم بود اما صاحبخانه ام هوایم را داشت

جمشیدی همچنین با اشاره به مصاحبه ای که در آن گفته بود پراید دارد و پراید لاکچری تلقی شده بود، گفت: من هنوز مستاجرم دم صاحبخانه ام گرم که قرار بود فروردین بلند شوم و دم او گرم که گذاشت بمانم. چون حالا دیگر بازدید هم نمی گذارند و می گویند نکند آلوده باشی. دم صاحبخانه هایی که هوای مستاجرانشان را دارند گرم. نگاهی که از بیرون به ما می شود عجیب است. من روزی 10 تا دایرکت در اینستاگرام دارم که می گویند پول دستی می خواهیم! همه هم یک ماهه برمی گردانند. ولی واقعا نمی دانم چنین تفکری نسبت به ما می شود. فحش خورمان هم که ملس است.

این بازیگر ادامه داد: یک چیزهایی آدم را اذیت می کند، من یک سال و نیم است کار نکرده ام و کسی حالم را نپرسیده است اما کافی است یک کلمه در همین برنامه بگویی که مشکل درست بشود و به مذاق عده ای خوش نیاید توی صفحه ات می ریزند و بد و بیراه می گویند. ما هم زندگی و خانواده داریم. مطمئن باشید وقتی این حرفها را می زنید اولین چیز انرژی آن به زندگی خودتان برمی گردد.

یک وقت هایی می خواهم صفحه اینستاگرامم را بنندم و یک ریال از آن درآمد نداشته ام

جمشیدی اذعان کرد: این روزها با هم مهربان تر باشیم و هوای هم را داشته باشیم. مگر ما از خوب بودن بدی دیده ایم که بدی می کنیم؟ یک وقت هایی به خودم می گویم صفحه را ببند و آرامش داشته باش اما به احترام کسانی که دوستم دارند نگهش داشته ام. من در صفحه ام یک هزار تومانی درآمد نداشته ام. هرچیزی هم گذاشته ام برای این نبوده که از خودم تعریف کنم و برای حال خوب مردم بوده است اما هزار و یک برداشت دیگر می شود.

مردم فکر می کنند من خود قیمتم!

وی درباره بامزه ترین برخوردش با مردم گفت: آنقدر مردم به من لطف دارند و همیشه محبت داشته اند اما شکل و فرم برخوردها متفاوت است. هرکسی بسته به نگاهی که دارد برخورد می کند. یکی از کارگردان ها سر اجرای ما آمد و گفت در تصویر قدت بلندتر به نظر می رسید و من برای نقشی در نظرت داشتم اما پشیمان شدم. درباره مردم هم از ما که کار کمدی می کنیم در بیرون هم توقع دارند همینطوری باشیم، چه از لحاظ برخورد چه بامزه بودن چه حتی نوع پوشش! برخی فکر می کنند مهران مدیری اصل جنس را پیدا کرده و گذاشته!

وی ادامه داد: در تئاتری به عنوان مهمان تماشاچی بودم و یکی از مخاطبان برگشت و مرا دید و به کنار دستی اش گفت این چقدر تمیز است! من هم شنیدم. خیلی وقت ها باید از مردم عذر بخواهم. یا می خواهند عکس بگیرندو فکر می کنند بدون خنده اگر عکس مرا به خانواده شان نشان دهند مرا نمی شناسند و در حالی که ممکن است هزار و یک مشکل داشته باشم توقع دارند آن خنده معروف را بکنم. برخی کارگردان ها هستند که چنین رویکردی دارند و مردم  هم چنین تفکری دارند.

ماجرای چت جمشیدی با سالومه چه بود؟

جمشیدی درباره حواشی چتی که از او منتشر شده بود، بیان کرد: من معمولا توضیح نمی دهم. تکلیف من با خودم معلوم است در صفحه ام همینطور. رویکرد من در این سالهایی که همه مرا می شناسند مشخص بوده است نه از کسی گلایه کرده ام نه غر زده ام و بالعکس. اما طبق تفکری که داشته ام همیشه گفته ام ما باید اول خودمان را درست کنیم بعد جامعه و همه چیز درست می شود. درباره آن مسئله هم هیچ جا توضیح ندادم و هیچ توضیحی هم ندارم بدهم. من پیش وجدان خودم راحتم نه حرفی زده ام نه کاری کرده ام نه موردی بوده است.

وی افزود: در صفحه ام بعد از این ماجرا فحش هایی دادند که خیلی دلم شکست. فحش می دهید به خودم بدهید به خانواده و بچه و مادر و خانممان ندهید. ما داریم پوست کلفت می شویم. این جو را هم ایجاد نمی کنم که از جواب دادن در بروم. تکلیف من با خودم مشخص است. مطمئن باشید اگر تکلیف دیگران با من معلوم نبود الان اینجا نبودم. ولی یک ذره انصاف داشته باشید دیواری کوتاه تر از ماها پیدا نکردید؟ چرا فکر می کنید مقصر همه بدبختی هایتان ما هستیم؟ اگر مشکلی برای مردم هست حال من هم بد است و بالعکس اما هیچ وقت دنبال مقصر نبوده ام. اینها مشکلات فرهنگی نیست؟ همه ما کارمان درست است و هیچ ایرادی نداریم که همه اش دنبال مقصریم؟ من آن شب تا صبح حالم بد بود به خاطر چیزی که واقعا حق ام نبود. من سالهای سال پیش می توانستم از اینجا بروم شرایطی جور شد تا از این مملکت بروم. بارها هم جور شده. من هیچکسی نیستم اما سرزمینم را دوست دارم. سرزمین من جایی است که سرم را روی زمین می گذارم و دوستش دارم و اگر قرار است هنری داشته باشم برای مردم خودم اجرا می کنم بدون هیچ شعار دادنی.

به سالومه به عنوان یک ایرانی جواب داده بودم او آن موقع در برنامه اش سگ و گربه پخش می کرد

جمشیدی ادامه داد: دو سال پیش تئاتر داشتیم و به کشورهای مختلفی رفتیم و ایرانی های مقیم کشورهای مختلف درباره زمان و سالن اجرا سوال می کردند. من هم به ایشان به عنوان یک آدم همینطوری جواب دادم نه اینکه نمی دانستم آن زمان چنین برنامه هایی نبود و کل برنامه ایشان درباره سگ و گربه و افتادن آدم از نردبان بود. من به عنوان یک آدم ایرانی به ایشان جواب دادم نه چیز دیگری. در چت من هم همیشه معلوم است و من وجدانم راحت و حسابم پاک است و همه حرفهایی که شنیدم بی انصافی بود و دلم شکست اما نه حرفی زدم نه از خودم دفاع کردم نه تکذیب کردم. الان هم واقعیت را گفتم تا فکر نکنید بغض کردم که از جواب دادن در بروم. به خدا بی انصافی است ما چون شناخته  شده ایم هرچه که می خواهید به ما می گویید. من که کوچکترین هستم و شاید خیلی از همکاران بگویند تو که یک سال و نیم است کار نکرده ای و در جایگاهی نیستی. هیچکس در این یک سال و نیم نیامد بگویی کجایی. کسی در دورهمی نگفت ما این همه از دست تو خندیدیم کجایی؟ از کجا نان می خوری. اما تا یک چیز کوچک اتفاق افتاد و از اصل ماجرا خبر نداریم می بریم و می دوزیم و فحش می دهیم. سر همین قضیه هم خواستم بروم پیج ام را ببندم تا آرامش داشته باشم.همیشه برای همه آدمها خوب خواسته ام و برای همه آرزوی خوبی می کنم.

این بازیگر عرصه کمدی ادامه داد: این یک سال و نیم را واقعا احتیاج داشتم در عین حالی که اتفاقاتی افتاد و نشد کار کنم. بد هم نشد چون تعدادی قیمت را فراموش کرده اند و حالا می توانم کار بهتری کنم و قول می هم سال 99 اگر عمری باشد دو سه کار خوب کنم هم تئاتر هم تلویزیون هم اگر خدا بخواهد سینما.

جمشیدی در پایان نوشته ای که امروز به قلم خانم صرافیان که او را نمی شناسد اما متن او را پسندیده برای مخاطبان «فرمول یک» خواند:

 این بهار، در خانه سبز می شویم، در خانه جوانه می زنیم، در خانه شکوفه می دهیم. این بهار را در خانه می مانیم و دعا می کنیم برای رسیدن روزهای خوب، برای دوباره سبز شدن... آگاهیم به اینکه بیرون از این خانه درختان شکوفه زده اند، گنجشک ها آواز می خوانند، پرستوها دنبال آشیانه می گردند، آگاهیم به اینکه زندگی ادامه دارد ولی ما بیرون از این خانه در دل سبز بهار، به زردیِ پاییز می رسیم!

باید صبر کنیم، باید خانه هامان را تا سبز شدن تمام شهر و آدم ها، سبز نگه داریم.

ما سکوت و تنهاییِ این پیله را به شوق پروانه شدن مان به جان می خریم و می دانیم که روزهای خوب خواهند رسید، روزهای خوب که رسیدند؛ باهم جشن آغوش و لبخند می گیریم... و کاش کسی از ما کم نشده باشد!

در خانه بمانید که کم نشویم، در خانه بمانید که سبز بمانیم...

در خانه بمانید...

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: