به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، متن یادداشت رضا اورنگ به شرح زیر است:

گروهی از مردم ایران هرگز به هیچ  صراطی مستقیم نشده، نمی شوند و نخواهند شد!

مردم ایران بسیار دوست داشتنی و قابل احترام هستند،اما وقتی چیزی در نهادشان نهادینه شد،دیگر تفکر و تدبر را کنار گذاشته و از روی غریزه عمل می کنند.

چهارشنبه سوری و عید نوروز،سنت ملی و دیرینه اند و قرن هاست که بی وقفه برپا می شوند،اما این رسوم نباید در مواقعی که خطر جانی تهدید می کند و آسیب زدن به همنوع را در پی دارد برپا شوند،هر چیزی،حدی دارد و اندازه ای.

امسال نیز که مملکت با اهریمن کرونا دست به گریبان است و عده ای از هموطنان مان را در آستانه سال جدید از ما گرفته و به دیار باقی فرستاده است،متاسفانه گروهی از مردم ایران که لجبازی عجیبی در وجودشان موج می زند و فکر می کنند در هر شرایطی،حتی تا دم مرگ مجبور هستند رسم و رسوم را اجرا کنند،دوباره با وجود خطر جانی برای خودشان و دیگران،آتش بازی راه انداخته و باز به خیابان ها آمدند تا سنت دیرینه خرید شب عید را رسمیت بدهند!

اگر شب گذشته با چشم خویش نمی دیدم هجوم مردم برای خرید را با وجود خطر انتشار ویروس همه گیر و لجوج کرونا،این بار هرگز باور نمی کردم که عده ای بخواهند تا این حد بی تدبر و تفکر باشند!

این گروه از جامعه،محدود به قشر خاصی نمی شوند و از دکتر و مهندس و پروفسور گرفته تا یک کارگر ساده را شامل نیز می شود.

دیشب وقتی برای دیدار کسی و به ضرورت و با احتیاط کامل از منزل خارج شدم،در چهار راه معروف نظام آباد با مناظری روبرو شدم که واقعا اگر به چشم خویش نمی دیدم،حرف هیچ راستگویی را باور نمی کردم!

تعداد جمعیتی که برای خرید شب عید به خیابان ریخته و ترافیک شدید ایجاد کرده بودند قابل تصور نبود.دستفروش ها مشتریان ریز و درشت خود را داشتند،فروشگاه ها و قنادی ها نیز مملو از جماعت سنت دوست بودند!انگار نه انگار که در این مملکت اهریمن کرونا بیداد می کند و نفس ستانی!اگر حتی یک درصد در مخیله ام احتمال می دادم با چنین وضعیتی دچار شوم،محال بود به هیچ قیمتی پا از منزل بیرون بنهم،چنانکه هیچ سالی شب عید چنین نکردم.واقعا به چه قیمتی مردم می خواهند سنت ها را برپا کرده و زنده نگه دارند؟!ارزش آن را دارد که خودشان یا دیگران را در بستر بیماری انداخته و با مرگ کشتی بگیرند؟!

برپایی سنت ها برای گروهی،احترام به آیین ها نیست،بلکه رفتاری غریزی و غیر قابل کنترل است.عجیب است این عده حتی به فرزندان خویش نیز ترحم نکرده و نمی کنند!اصلا نمی اندیشند و برای شان مهم نیست که ممکن است عده ای از هموطنان شان را به کام مرگ بکشانند؟خوردن شیرینی و آجیل و پوشیدن لباس نو و خرید سبزه،این همه مهم است که باید جان خود و دیگران را نادیده بگیرند و به خطر بیندازند؟چه کسی جرات می کند نام آن را رسم و رسوم بگذارد؟ جشن های ملی برای شادی و آسایش مردم است،نه انداختن آنها در چمبره درد و غم و مرگ!

کادر پزشکی با ایثار و جانفشانی،نه تنها عید،بلکه خواب و خوراک را نیز بر خود حرام کرده اند تا اهریمن را از وجود مردم خویش بیرون کنند،اما عده ای می کوشند ویروس کشنده بیماری را هر طور که هست به دیگران انتقال دهند!تمام مقامات بهداشتی و سیاسی ایران و جهان گفته و می گویند،چنین و چنان مکنید،همه گوش می کنند،به جز عده ای لجباز و پایبند به غریزه!

هرچه می گویند در این شرایط به مسافرت نروید،اما لج می کنند و می روند تا مردم شهرهای دیگر را نیز بیش از پیش آلوده کنند،این بیشتر شبیه قتل عمد است تا مسافرت و تفریح!خدا می داند چه مردمان سالم و تندرستی توسط این گروه بی تفکر آلوده شده و به کام مرگ رفته اند!

رفتن به سفر از واجبات نیست که با انجام ندادنش گناه کبیره و صغیره مرتکب بشوند؟ خرید شب عید نمی رفتید،می مردید یا شما را به جهنم حواله می دادند؟!چرا بیهوده برای برپایی رسومی که همیشه می شود برپا کرد این همه پافشاری می کنید؟ آیین اسلام برای به خطر نیفتادن جان مردم،حتی گاهی واجبات را نیز از عهده مسلمانان بر می دارد.در آیین های ملی نیز هرگز گفته نشده برای برپایی رسوم و زنده نگه داشتن آنها،جان خود و دیگران را به خطر بیندازید،پس چرا چنین می کنید؟

گروهی از مردم ایران هرگز به هیچ  صراطی مستقیم نشده،نمی شوند و نخواهند شد!گویا این تقدیری است مقدر که تا ابد غیر قابل تغییر بوده و خواهد بود!

نویسنده: سیدرضا اورنگ

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: