سریال «پایتخت» در قدم اول شش بر صفر از همه رقبایش در مناسبت‌های مختلف پیش است و در واقع می‌توان این اطمینان را حاصل کرد که این مجموعه تلویزیونی با این شخصیت‌های ساخته و پرداخته شده و جذاب که هرکدام با ویژگی ها و تعاریفی که از خود به جای گذاشته‌اند می‌توانند به تنهایی داستان یک سریال را به دوش بکشند، سرمایه ای برای رسانه ملی است که سال ها می تواند روی آن حساب ویژه داشته باشد.

با این مقدمه به دنبال این نکته هستیم که سریال «پایتخت» قصه پیوسته ندارد اما از بی داستانی رنج نمی برد چراکه مخاطب این سریال تلویزیونی برای پیگیری یک قصه واحد، پای سریال «پایتخت» نمی نشیند.

پنج فصل از سریال «پایتخت» روی آنتن رفت و ما چندسالی با تمام این شخصیت ها زندگی کردیم، شبکه های مجازی پُر شد از بریده های این سریال دوست داشتنی، با شخصیت ها زندگی کردیم، با آنها ضرب المثل ساختیم اما متوجه نبودیم که سریال «پایتخت» محصول یک فیلمنامه چارچوب دار و غنی است.

بارها با خشایار الوند درباره چند و چون شکل گیری قصه و کاراکترها صحبت  کردم و او به نکات جالبی درباره نحوه شکل گیری قصه اشاره داشت.  او از ویژگی های هراتفاق متناسب با هر کاراکتر سریال می گفت  و در طول پنج فصل شاهد وسواس خستگی ناپذیر الوند در نوع روایت و اتفاقاتی که روی کاغذ برای سریال «پایتخت» رخ می داد، بودم.

اگرچه به قول سیروس مقدم در فصل ششم تغییراتی در سبک و سیاق دیالوگ نویسی این سریال رخ داده است اما مشخصا پیوستی برای قصه ها وجود ندارد. اگر انتظار بازگشت بهبود را در سریال می کشیم، این به روند قصه ارتباطی ندارد چراکه مخاطب پیگیر سریال «پایتخت» مدت هاست انتظار بازگشت بهبود با بازی شیرین و جذاب مهران احمدی را می کشد.

اگر قرار است ازدواج رحمت تماشاگر را نگه دارد، خواسته ای دور از ذهن است چراکه این ازدواج با بازگشت بهبود، مشخصا مسیری رو به جلو نخواهد داشت، اگر قرار است شغل جدید ارسطو پیامد عجیبی داشته باشد تماشاگر دچار تعلیق نیست چراکه می داند مسیر پیش رو ارسطو به کجا می رسد و...

درواقع طولِ داستان «پایتخت» در هر قسمت تمام می شود چراکه سیروس مقدم و تیمش  به سیراب کردن مخاطبشان در هر قسمت بسنده کرده اند و این فرمول درمورد این سریال همیشه جواب داده است و می دهد.

تماشاگر «پایتخت» دنبال اتفاق عجیب و غریبی نیست و نبوده و کافی است تا او را با چند ماجرای ساده حفظ کنیم، چراکه استخوان و پایه این مجموعه تلویزیونی آنقدر قوی چیده شده است که فقر قصه نمی تواند به جذابیت های دیگرش لطمه وارد کند و درواقع آپشن های دیگر این سریال از جمله شخصیت ها، نوع شوخی ها، سبک و سیاق ارتباط ها و ... آنقدر پُر و پیمان و محکم چیدمان می شود که تماشاگر در هر قسمت از سریال به اندازه کافی به آنچه می خواهد می رسد.

شاید به همین دلیل باشد که اگر یک قسمت از سریال «پایتخت» را از دست بدهیم، به سرعت می توانیم با قسمت‌های بعدی همراه شویم و این به نوعی استانداردی در کار سیروس مقدم به شمار می رود که دیگران نیز می توانند از آن الگوبرداری کنند تا سریال های پیوسته ی دیگری نیز به تولیدات نمایشی تلویزیون اضافه شود.

خشایار الوند مغز متفکر سریال در فصول گذشته در شکل‌گیری اتفاقات و رنگ‌آمیزی شخصیت‌ها نقش به سزایی داشت و امروز جای خالی اش در سریال محسوس است در خاطرم هست که الهام غفوری از او به عنوان ستون و پشتوانه سریال یاد می‌کرد و جا دارد امروز که سریال با فصل 6 کماکان در اوج است یاد او را زنده نگه داریم.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: