گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا، برخی منتقدان رمان «زیرکوه آتشفشان» را جزء‌ ده رمان برتر قرن بیستم می دانند و سبک و شیوه سیال روایت رمانهای مالکوم لاوری را با سبک رمان «اولیس» اثر جیمز جویس مقایسه می کنند. روزنامه گاردین در فهرست مشکل فهم ترین کتابهای ادبیات دنیا از این رمان نام برده است. «زیر کوه آتشفشان» ماجرای آخرین روز زندگی کنسول سابق انگلستان در کواوهناهواک، جئوفری فیرمین است. محل داستان شهری کوچک و باستانی در مکزیک به نام کواوهناهواک و زمان روز جشن مردگان سال 1938 است.

در این رمان طرح کلی داستان محور اصلی نیست. کاربرد شیوۀ بازگشت به گذشته، تک گوییهای درونی طولانی و استفاده از نماد به نحوی برجسته، از ویژگیهای کار اوست اما کتاب متأثر از سنّتی است که با «اولیس» آغاز شد. فرض بر این است که تا سال ۱۹۴۷ دیگر فهم و هضم رمان «اولیس» برای همۀ خوانندگان روشنفکر و نیز ناشرانی که آن را چاپ کرده اند، آسان شده باشد اما کافی است فقط متن نامه هایی را که بین لاوری و ناشرش رد و بدل شده بخوانید تا بفهمید که چگونه در فهم اهداف هنری او قصور شده است.

تا پیش از پایان قرن بیستم، رمان «زیر کوه آتشفشان» به عنوان یکی از چند شاهکار بس معتبر این قرن قلمداد می‌شد. لاوری نویسنده انگلیسی در این داستان از زندگی شخصی خودش بسیار وام گرفته و بسیاری لیبرالیسم موجود در این کتاب را مورد توجه قرار داده‌اند و برخی به نمادهای فلسفی آن بیشتر توجه کرده‌اند. به طور کل «زیر کوه آتشفشان» را می‌توان رمانی خاص دانست به طوری که نشریه کرکوس (نشریه نقد و بررسی کتاب) این رمان را رمانی برای فرهیختگان معرفی کرد.

لس‌آنجلس تایمز «زیر کوه آتشفشان» را یکی از 10 رمان برتر قرن بیستم دانست. جان هیوستون فیلمی با همین عنوان با اقتباس از «زیر کوه آتشفشان» ساخت که نامزد نخل طلای کن در سال 1984 شد.

بخش‌هایی از کتاب:

 حتی رنجی که متحمل می شوی نیز عمدتا غیرضروری است. در واقع قلابی است. این رنج، پایه و اساس لازم برای ماهیت تراژیکش را ندارد. خودت را گول می زنی. 

 خانه که هیچ، من فقط یک سایه دارم. اما هر زمان که به سایه احتیاج داشته باشی، سایه ی من در اختیار توست. 

اگر قرار می شد تمدن ما یکی دو روزی از عالم مستی بیرون بیاید ، روز سوم از پشیمانی میمرد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: