هر رسانه ای با هر تعریف و ساختار و جایگاه  و با هر نوع از مخاطب در هر جای دنیا چارچوب و ویژگی های مشخصی دارد و براساس تعارف تعیین شده محتوا و تولیداتش شکل می گیرد. درواقع رسانه های مختلف براساس قواعد مشخص شده ای فعالیت می کنند و هر برنامه ساز براساس اطلاعاتی که از چارچوب ها، ممیزی ها و خطوط قرمز آن رسانه  دارد، اقدام به همکاری یا عدم همکاری با آن رسانه می نماید.

رسانه ملی باتوجه به حجم وسیع مخاطبش و براساس چارچوب های مرتبط با اعتقادات ملی و مذهبی و البته براساستعریف و موازین اخلاقی، چیدمان مشخصی از قواعد را در سرفصل های خود دارد که قاعدتا تمام برنامه سازان در حوزه های مختلف نمایشی و یا غیرنمایشی  براساس این چارچوب و با اطلاع ازبایدها و نباید ها با تلویزیون همکاری دارند.

اگرچه تلویزیون ما در سال های اخیر خط قرمز و ممیزی های متفاوتی داشته است و براساس اتفاقات و حوادث روز گاهی اوقات این خطوط قرمز دچار تغییراتی شده اند و به اعتقاد بسیاری این تغییرات گاهی سلیقه ای است و برای برخی از افراد خاص این چارچوب ها رعایت نمی شود و گاهی گویا برخی از شبکه های تلویزیونی نیز چارچوب های باز تری نسبت به شبکه های دیگر دارند اما باید پذیرفت کسی که با رسانه ملی همکاری می کند می بایست مبنای کارش را بر قوانین مشخص شده آن رسانه طراحی کند.

اینگونه نیست که ما علاقه مند باشیم با رسانه ملی کار کنیم، حجم وسیعی از مخاطب را به کار خود اختصاص دهیم،با این آنتن چهره شویم و دستمزدهای آنچنانی بگیریم اما درمقابل ممیزی ها، چارچوب ها و البته گاهی اوقات جرح و تعدیل هایی که براساس قواعد و قوانین تلویزیون اتخاذ شده است آشوب به پا کنیم.

اگرچه تلویزیون گاهی در بحث ممیزی  و سانسور احتیاط بیش از حد دارد و همین مسئله در بسیاری از مواقع در ریزش مخاطب رسانه ملی موثر بوده است اما فراموش نکنیم که گاهی اوقات تصمیمات و سیاست های رسانه ملی براساس وضعیت روحی و روانی جامعه است.

گاهی اوقات ممیزی ها تغییر می کنند و گاهی اوقات بسته تولیدی مجوز طرح برخی از مسائل را ندارد.  درواقع می توان گفت برخی اوقات طرح مسئله ای از یک برنامه تلویزیونی ممکن است اما از دل یک سریال تلویزیونی خارج می شود و برعکس؛ گاهی اوقات یک سریال تلویزیونی مجوز این را دارد که با مقام و مسئولین مختلف کشوری شوخی کند اما در یک برنامه تلویزیونی بعید است که بتوان در شکل و شمایل مختلف با مسئول یا مدیر مملکتی در رده های بالا شوخی کرد.

با این مقدمه نسبتا مفصل، تصمیم داریم به اقدام فکورانه و هوشمندانه سیروس مقدم بپردازیم. سیروس مقدم در مصاحبه ای سانسورهای تلویزیون را تکذیب کرد و تایید کرد که گاهی اوقات برخی از مطالبی که در سریال طرح می شود با چارچوب های روز تلویزیون مغایرت دارد و این طبیعی است که با برش هایی کوتاه در سریال پایتخت همراه باشیم. نکته ای که باید افرادی که در قد و قواره های سیروس مقدم نیستند هم به آن توجه ویژه داشته باشند.

قطعا شناخت چارچوب تلویزیون، شناخت مخاطب تلویزیون، شناخت سیاست های تلویزیون و شناخت ضرورت های جامعه در مناسبت های مختلف و براساس وضعیت های مختلف اجتماعی یکی از آیتم های مهم در ماندگاری سیروس مقدم و تولیدات اوست؛ چراکه مقدم می داند می توان گاهی اوقات مطالب مهم و حیاتی را از زوایای دیگری در دل یک سریال به مخاطب رساند.

یکی از صفحات فیلمنامه سریال «پایتخت» که  به عنوان بهترین اثر تلویزیون بیشترین مخاطب را به خود جذب کره است و بی تردید یکی از بهترین های تلویزیون در تمام فصول است، در فضای مجازی منتشر شد. به هر حال یکی از نقاط قوت سریال «پایتخت» مستقیما به شخصیت های جذاب این سریال برمی گردد که سابقه شش فصل همراهی با مردم از آنها یک تعریف مشخص و معین به مخاطب داده است.

بعد از لو رفتن این صفحه از فیلمنامه، به دیالوگی رسیدیم از شخصیت ارسطو که حذف شده بود و با سانسور مواجه شده بود. این صفحه از فیملنامه که بخشی از دیالوگ های چند کاراکتر در آن گنجانده شده است دارای یک دیالوگ چندخطی است که قرار است توسط ارسطو گفته شود.(در ذیل آمده است)

سریال+پایتخت

اگر به این دیالوگ دقت کنیم انتقاد مستقیم و به دور از هرگونه تبحر در نگارش در این بخش از فیلمنامه نمود دارد. سریال «پایتخت» در بخش های مختلف با روسای جمهور  مختلف شوخی کرد،  به نقد و برررسی وضعیت جامعه پرداخت، شخصیت "نقی" بارها با نمایندگان مجلس و حتی رئیس مجلس شوخی کرد اما نوع شوخی ها و طرز بیان آنها به جا، بامزه و موثر بود اما این دیالوگ چندخطی بیش از آنکه یک جمله مرتبط با کاراکتر ارسطو باشد و براساس این شخصیت نگارش شده باشد، گویا خواسته گروه نگارش است که بدون  کوچکترین ترفند و حربه ای مانند یک پلاکارد طراحی شده است تا شخصیت ارسطو آن را بیان کند.

بی تردید هرگونه نقد و شوخی که براساس یک نقد نمایشی به وضعیت جامعه در یک سریال گنجانده می شود، هدف مشخصی دارد و برای جا افتادن، ماندگاری و تاثیرگذاری نیاز است نگاهی هنرمندانه به آن داشته باشیم. اگر قرار باشد از فرصت یک سریال تلویزیونی استفاده کنیم و لحظات نمایشی مجموعه را که مخاطب با اعتماد کامل پای آن می نشیند را فرصتی قرار دهیم تا حرف های شخصی ملن را بزنیم و البته بدون هیچ نگاه هنری آن را به زبان یکی از شخصیت ها بیاوریم، قطعا نه جذابیت دارد، نه تاثیرگذار است و ضمن اینکه به کاراکتری که مخاطب او را دوست دارد و با او ارتباط برقرار کرده است نیز لطماتی جبران ناپذیر وارد می کند.

به عنوان کسی که مخاطب شش فصل از سریال بودید اگر چند خط بالا را با تمام دیالوگ های این سریال و حتی شوخی ها آن مقایسه کنید و این سبک از دیالوگ را با لحن و شخصیت ارسطو تصور کنید، متوجه می شوید این سبک از دیالوگ نویسی قطعا نمی تواند کمک حال سریال «پایتخت» باشد.

بدیهی است همکاری با هر رسانه ای براساس قواعد، قوانین و چارچوب های آن رسانه اتفاق می افتد و باید گفت اتفاقا رسانه ملی این بار با این سریال همیشه موفقش، بسیار مهربان تر از همیشه رفتار کرده است و اگر دقت کرده باشید مطالبی در سریال گفته می شود که دیگر سریال های تلویزیونی اجاز ندارند تا این حد به آن نزدیک شده و صحبت کنند.

در کل باید گفت پذیرش هرگونه ممیزی و چارچوب نشان از این دارد که ما رسانه ای که با آن همکاری می کنیم  را می شناسیم اما اینجا کار هنرمند است که بتواند زاویه نگاه و طرح موضوعش را طوری بیان کند که در واقع چارچوب ها را به نوعی دور زده و براساس حربه و ترفندی هنری موضوع را نقد و بررسی کند.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: