متولد مدلین. یکی از معروف ترین شهرهای کلمبیا. بزرگ شده در یک خانواده به شدت کاتولیک از طبقه متوسط جامعه. آرام و بی سر و صدا. عاشق درس و فوتبال. کشش بیش تر به سمت توپ گرد. استخدام شدن در تیم اصلی شهر. اتلتیکو ناسیونال. تیمی که متعلق به اسکوبار بود. اما نه مخاطب خاص قاب روز ما. بلکه پابلو اسکوبار. قاچاقچی معروف آمریکای جنوبی.

 

 
این چند خط، چشم بر هم زدنی بود بر اوایل زندگی آندریاس اسکوبار سالداریاگا. جوان ۱۸۴ سانتی متری کلمبیایی که قرار بود تا سالیان سال در قلب خط دفاعی تیمش بدرخشد. سال ۱۹۸۸ بود که برای اولین بار به تیم ملی دعوت شد. ۳۰ مارچ و بازی با کانادا که در نهایت زردها ۳-۰ به پیروزی رسیدند. در حضور ۹۰ دقیقه ای اسکوبار.

 

 

همان سال با باز کردن دروازه پیتر شیلتون یکی از دو گل تمام دوران فوتبالی اش را به ثمر رساند. دیداری که با نتیجه ۱-۱ به اتمام رسید.

 

همه چیز خوب پیش می رفت. قهرمانی با اتلتیکو در لیبرتادورس سال ۱۹۸۹ و حضور با تیم ملی کلمبیا در کوپا آمریکا و جام جهانی ۹۰ ایتالیا. گذشت و گذشت تا رسیدیم به جام جهانی ۹۴ ایالات متحده. جایی که قرار بود اتفاقات خاصی در آن رخ بدهد.

 

 

کلمبیا به سرکردگی کارلوس والدراما یکی از آماده ترین تیمهایش را به جام آورده بود. با غروری فراوان. به واسطه دو سال بی شکستی.
همگروهی با رومانی، سوئیس و امریکا. اولین مسابقه و باخت دور از انتظار ۳-۱ در برابر رومانی. یک آغاز ناامید کننده برای تیمی که پله آن ها را یکی از مدعیان جام می خواند. و اما روز مهم.

 

 

روزی که دلیلی شد برای به وجود آمدن یک حادثه غم انگیز و غیر قابل باور در تاریخ محبوب ترین رشته ورزشی تاریخ. دیدار آمریکا و کلمبیا. ورزشگاه روز بول. دقیقه ۳۵. حرکت جان هارکس از سمت راست و ارسال توپ به درون محوطه جریمه و گل. گل برای ایالات متحده. اما زننده گل امریکایی نبود. بلکه شماره ۲ کلمبیا بود. آندریاس اسکوبار دومین و آخرین گل دوران بازیگریش را وارد دروازه تیم خودی کرد. 

 

 

بازی در نهایت ۲-۱ به سود آمریکا تمام شد و کلمبیا با تمام دبدبه و کبکبه اش با جام وداع کرد. خیلی زود. در همان دور مقدماتی.

 

تمام کلمبیا ناراحت بودند. آن ها تازه داشتند بعد از رفتن پابلو اسکوبار خونخوار نفس تازه می کشیدند و جام جهانی می توانست برای آن ها حکم شیرین کننده زندگی باشد اما انگار نتیجه بالعکس شد.

 

 

آندریاس به جای رفتن به لاس وگاس و دیدار با خانواده اش تصمیم گرفت به مدلین بازگردد تا کمی خود را پیدا کند. ۵ روز بعد از حذف از جام جهانی آندریاس به همراه دوستانش به کافه ال ایندو رفت. رفت تا خود را بازیابی کند. حدود ساعت ۳ صبح بود که او در پارکینگ و کنار ماشینش انتظار دوستانش را می کشید که سه نفر به او نزدیک شدند و باهم شروع به بحث کردند. و سرانجام اینکه اتفاقی که نباید می افتاد، افتاد . یکی از آن سه نفر با یک کالیبر ۳۸، ۱۲ گلوله به قلب اسکوبار شلیک کرد و با هر گلوله به زبان لاتین می گفت آی گل. آی گل. یعنی گل. گل. گل ...

 

 

۴۵ دقیقه بعد و پیش از آنکه آندریاس به بیمارستان برسد، زندگی برایش به اتمام رسیده بود. در ۲۷ سالگی. با هزاران آرزوی بزرگ. با آرزوی عروسی ماه آینده اش با پاملا کاسکاردو. خانم دندانپزشکی که ۵ سال با اسکوبار نامزد بود و قرار بود زندگی خود را به صورت رسمی آغاز کنند اما این ارزو به سرانجام نرسید. هیچ وقت.

 

 

قاتل اسکوبار مردی ۴میان سال بود به نام اومبرتو مونوز کاسترو که معلم مدرسه ابتدایی بود. وی به مدت ۴۳ سال به زندان محکوم شد. اما در سال ۲۰۰۱ به بیست و شش سال کاهش یافت و در نهایت در سال ۲۰۰۵ پس از ۱۱ سال حضور در زندان آزاد شد!

 

 

این اتفاق دردناک بازتاب زیادی در سراسر جهان داشت و همه از آن روز به عنوان یکی از دردناک ترین روزهای فوتبال یاد می کنند. مردم کلمبیا هنوز در روز تولد آندریاس و همچنین آن روز شوم، در مدلین دور مجسمه اش جمع می شوند و به یاد او روز را به شب می رسانند و عکس هایش را در سطح شهر پخش می کنند و مانند یک قهرمان با جنتلمن فوتبال کلمبیا برخورد می کنند.

 

 

حالا امروز ۱۳ مارچ است. روزی که ال کابایروی فوتبال کلمبیا در آن چشم به جهان گشود اما زودتر از آن چیزی که تصورش را می کرد با آن خداحافظی کرد.البته مرگ آندریاس وجهه او را به حدی در بین مردم کلمبیا و مردم این کره خاکی بالا برد که شاید اگر خودش زنده بود به این موفقیت نمی رسید. همه این اتفاقات مصداق جمله معروف اسکوبار بود که می گفت: زندگی اینجا به پایان نمی رسد.

 

و برای خود او هم به اتمام نرسید و روز به روز بر محبوبیتش اضافه شد و حالا همه با احترام از آندریاس اسکوبار یاد می کنند.
آقای جنتلمن زادروزت مبارک!

 

/نوید استادرحیمی/film_image_twoescobars
 
 
pic-2190066 IMAGEN-14197996-2 3c029cc79216bcd0