به گزارش سرویس ورزشی برنا، افشین بیابانگرد کار بزرگی برای کشتی ایران انجام داد. او توانست در فاصله 6 روز به بازیهای آسیایی اینچئون 9 کیلوگرم وزن کم کند و خودش را به وزنی که قرار بود امید نوروزی در آن کشتی بگیرد، برساند. اگرچه بیابانگرد به دلیل کاهش وزن و ناداوری داور کره ای نتوانست مدال طلا بگیرد اما برنز او هم برای کاروان ایران ارزش زیادی داشت.

بیابانگرد با حضور در خبرگزاری برنا، به گفت و گو با خبرنگاران ما نشست.

*وقتی کشتی را آغاز کردی فکر می‌کردی روزی مدال آور تیم ملی باشی؟

کشتی را از دوران مدرسه آغاز کردم. آن زمان برای استعدادیابی به مدرسه ما آمده بودند و می خواستند تست بگیرند اما من را قبول نمی کردند و می گفتند جثه ات ریز است. با اجبار رفتم تست دادم و و توانستم خودم را ثابت کنم. اوایل هم در کشتی آزاد بودم اما ترجیح دادم به فرنگی بروم. هیچ کس وقتی در حال طی کردن یک مسیر است نمی تواند پیش بینی کند به کجا می رسد. شاید باورتان نشود اما 3 میلیون نفر در ایران کشتی می گیرند و رسیدن به تیم ملی خصوصا فرنگی بسیار سخت است. کشتی فرنگی ما هم الان خیلی پیشرفت کرده و وقتی به مسابقات جهانی می رویم همه از ما انتظار دارند در صورتی که قبلا می گفتند یک دور هم کشتی را ببرید برای مان خوب است.

*چه شد که از آزاد به فرنگی تغییر رشته دادی؟

گفتم که کشتی را از آزاد شروع کردم و بنا به شرایط اقلیمی دیدم، آزاد در کشور مقام نمی آورد و قهرمان ها از فرنگی بودند. خودم هم به فرنگی علاقه بیشتری داشتم چون تکنیک در آن حرف اول را می زند.

*شاید به خاطر فیزیکت بود که به فرنگی تغییر رشته دادی؟

نه ربطی نداشت. در کشتی فرنگی یکی دو متر قد دارد و یکی کوتاه تر است و شاید آن کسی که قدرت بدنی بیشتری داشته باشد برنده شود. در کل کشتی استان به استان متفاوت است.

*اولین مدالت را چه زمانی گرفتی؟

سال 85 مدال جوانان آسیا را کسب کردم. در یک مسابقه 75 پوئن گرفتم و به عنوان فنی ترین کشتی گیر انتخاب شدم.

*همیشه در مسابقات داخلی بی‌رقیب بودی اما در مسابقات جهانی و بین‌المللی نتوانسته‌ای اقتدارت را نشان دهی. به نظر می‌رسد این موضوع ریشه روحی روانی دارد؟

مسابقات جهانی و المپیک کشتی دنیای دیگری است. شاید یک کشتی گیر از نظر فنی بهترین باشد اما اگر نتواند خودش را در روز مسابقه از نظر روحی آماده کند نمی تواند کشتی خوبی بگیرد. در مسابقات جهانی جو سالن سنگین است و اصلا قابل مقایسه با مسابقات داخلی نیست. من در اولین انتخابی تیم ملی که همه مدعیان به جز حمید سوریان حضور داشتند با اقتدار برنده شدم اما آن زمان که آقای سیم خواه سرمربی بود انتخابم نکرد. در سال 2008 تا 2009 ناملایمت های زیادی دیدم و می توانستم مدال جهانی بگیرم اما تا سال 2013 به تیم ملی نرسیدم. به نظر من در کشتی باید خدا برای آدم بخواهد تا موفق شود. من همیشه در قرعه بدشانس بودم و شاید اگر قرعه های بهتری در مسابقات بین المللی به من می خوردم می توانستم بیشتر از این مدال بگیرم.

*درباره تو همیشه این بحث مطرح است که کشتی‌گیر بین‌المللی نیستی در این باره چه نظری داری؟

خدا را شکر آن چه در ایران زیاد داریم کارشناس کشتی است! برخی تا حالا صد متر هم ندویده اند و درباره کشتی اظهار نظر می کنند. مسائل زیادی باید برای یک کشتی گیر دست به دست هم دهند. بهتر است کارشناسان بیایند برای کشتی و کشتی گیران اظهار نظر کنند ما باید در کشتی پشتوانه سازی کنیم و به فکر آینده هم باشید.

 

*درباره مسابقات جهانی صحبت کنیم. برنزی که در تاشکند گرفتی باعث قهرمانی ایران شد. برنزی که از صد مدال طلا باارزش تر بود...

در روز اول مسابقات هفدهم بودیم. روز دوم به واسطه مدال نقره امید نوروزی نهم شدیم. روز سوم تا ظهر هفتم بودیم و به من می گفتند اگر کشتی ات را ببری، سوم می شویم. وقتی داشتم به روی تشک می رفتم، آقای پازاج به من گفت این کشتی را برای من بگیر. کسی باورش نمی شد با کشتی من و مدال برنزی که می گیرم ایران بعد از 70 سال بتواند قهرمان جهان بشود. این اتفاقی بود که محمد بنا خیلی دوست داشت رخ دهد اما قسمت این بود که در غیاب او ما جشن قهرمانی جهان را بگیریم.

*رابطه‌ات با آقای بنا چطور بود؟

سال 2009 در جام یادگار اول شدم و مدعیان داخلی را بردم. به اردوی اصفهان رفتیم و بنا به من گفت دوباره در انتخابی شرکت کن اما قبول نکردم چون مسابقه هفته پیش برابر حریف اصلی ام را برده بودم و دلیلی نداشت در انتخابی شرکت کنم. با این وجود در اردو ماندم تا حقم را بگیرم. سال 2009 به مسابقات جهانی رفتم و بنا به من گفت اگر در آسیایی شرکت کرده بودی، قطعا در جهانی هم مدال می گرفتی. بنا واقعاً مربی زحمت کش و حرفه ای بود او کل زندگی اش را برای کشتی گذاشته بود و خیلی زحمت کشید. حرف دل کشتی را می دانست و برای خود من هم زحمات زیادی متحمل شد.

*فکر می‌کنی حقت را از کشتی گرفته‌ای؟

کشتی ورزش سختی است. ممکن است هر روز از این ورزش بدم بیاید. وقتی بعد از تمرین سخت نفسم بالا نمی آید و حتی نمی توانم راه بروم و باز هم آن اتفاقی که باید نمی افتد، از کشتی بدت می آید. از کشتی بدم می آید، وقتی فضایش متفاوت است و از نظر مالی هیچ چیزی ندارد. می توانم با توجه به شهرتم از طریق تبلیغات پول در بیاورم اما این کار را نمی کنم. من هر چه دارم از کشتی است و مدیون این ورزش هستم. من آنقدر که لازم است در جامعه شهرت و محبوبیت دارم و مردم به من لطف دارند اما ای کاش یک دهم این لطف را هم مسئولان داشتند. ما به خاطر این پرچم و اسم ایران هر سختی را تحمل می کنیم باور کنید اگر که هر کشوری شخصیتی مثل سوریان داشت هر سال به اندازه وزنش به او طلا می دادند. من هم هنوز حقم را از کشتی نگرفته ام.

*برسیم به اینچئون. درباره نحوه حضورت در بازی‌های آسیایی صحبت کن.

من قرار نبود در بازی های آسیایی شرکت کنم. هر کشتی گیر یک بار در سال به اوج آمادگی می رسد وزن کم کردن برای من سخت بود چون بعد از مسابقات جهانی به 45 روز برای ریکاوری نیاز داشتم. من نباید به بازی های آسیایی اعزام می شدم چون ممکن بود ببازم و زیر سئوال بروم. خیلی برایم سخت بود از 71 کیلو به 66 کیلو برسم. شش روز قبل از وزن کشی و یک روز قبل از پرواز به من گفتند باید به جای امید نوروزی به اینچئون بروی. قرار بود همان زمان از پایان نامه ام دفاع کنم و شرایط خروج از کشور نداشتم اما با دکتر گودرزی که استاد راهنمایم بود صحبت کردم و برای من یک ماه خروج از کشور زده شد. چهارشنبه که به من گفتند باید 9 کیلو کم کنی. گفتم از الان قول می دهم. شش روز هیچ چیز نخوردم اما اگر سر وزن نرسیدم، مقصر نیستم. وقتی به اینچئون رسیدیم 4 روز وقت داشتم و 7.5 کیلوگرم وزن اضافه داشتم. یک روز مانده به مسابقات یک کیلوگرم وزنم بالا بود و آنقدر به من فشار آمده بود که هذیان می گفتم. از طرف دیگر قرعه سختی داشتم بدترین قرعه به من خورده بود و همین موضوع کارم را بسیار سخت می کرد. روز قبل از مسابقه ام اسپازم معده داشتم و اولین غذا را ساعت 5 صبح خوردم.

*قرعه خیلی سختی هم داشتی؟

این هم از بدشانسی من است. همیشه بدترین قرعه ها نصیب من می شود. واقعا در قرعه بدشانسم. حمید سوریان که مهمان ویژه ما در اینچئون بود به من گفت قرعه ات سخت است اما شاید خدا می خواهد چیزی به تو بدهد. در کشتی با حریف کره ای داور من را بازنده کرد. در مسابقه سوم پنجمی به حریف ازبک خوردم که سوریان می گفت خیلی وحشی است اما من سر او کلاه گذاشتم و با زرنگی توانستم کشتی را ببرم. شاید باورتان نشود اما او بغل گوش من داد می زد و می خواست تمرکزم را به هم بزند.

*این حسرت را نخوردی که ای کاش طلا می‌گرفتم؟

باور کنید اگر سه روز زودتر به من می گفتند و کشتی در کشور دیگری بود حتما طلا می گرفتم. البته فدراسیون و کادر فنی هم در این زمینه تقصیری نداشتند.

*در مسابقات بعدی در چه وزنی کشتی خواهی گرفت؟

دوست دارم در 66 کیلوگرم کشتی بگیرم. باید برای مسابقات قهرمانی فرنگی که در تهران برگزار می شود آماده شوم و البته اینکه تیم چه ارنجی دارد هم مهم است. بعد از این مسابقات جهانی لاس وگاس است که یازده ماه به آن باقی مانده و اولین مسابقه انتخابی تیم ملی برای المپیک است.

*به طلای المپیک فکر می‌کنی؟

طلای المپیک بهترین مدال است. 5 طلای جهان قابل مقایسه با یک مدال المپیک نیست. کسب مدال طلا در المپیک سخت است ولی دور از دسترس نیست.

*و حرف آخر؟

می خواهم این را بگویم که کشتی از داخل مردم پرورش یافته است. من هیچ وقت از مسئولان نخواسته ام که کاری برایم انجام دهند چون همیشه لطف مردم شامل حال من بوده است. هرگز اصل و نسبم را فراموش نمی کنم و تاکیدم بر این است که از شهرستان پارس آباد مغان اردبیل هستم. شاید کشتی گیر تهرانی به حساب بیایم اما همیشه خودم را از شهر پارس آباد می دانم. به هر جا که رسیدم با دعای خیر پدر و مادرم بوده که امیدوارم همیشه شامل حالم باشد. از کادر فنی قبلی و فعلی و خصوصا آقایان خادم و بابک تشکر می کنم که همیشه بچه های تیم ملی را مورد حمایت قرار می دهند.