قرار این است که فوتبال و ورزش محلی برای وحدت و همبستگی باشد، مثل جام جهانی که از تبریز تا اهواز یک ملت به تیم ملی انرژی دادند، با شادی هایش شاد شدند و با غصه هایش، غمگین.

دو روز تلخ در فوتبال ایران سپری شد، اتفاقاتی که در اهواز و تهران رخ داد نه تنها قابل قبول نبود بلکه دقیقا منافی وحدت و همبستگی ملی است، انداختن توپ در زمین اهوازی ها و تبریزی ها هم با وحدت ملی منافات دارد، باید بررسی کرد که چرا سکوهای ما ناآرام است؟ چه عواملی باعث می شود هوادارن عصبی شوند؟ چرا به جای اینکه همه از یک فوتبال خوب و شیرین لذت ببرند و انرژی خود را به بهترین شکل ممکن تخلیه کنند رفتارهایی می کنند که هم خودشان متضرر می شوند و هم ورزش؟

فرهنگ سازی متاسفانه در فوتبال یا شکل نگرفته یا تلقی از فرهنگ اشتباه بوده، با کمال تاسف متولی فرهنگ در باشگاه ها، لیدرهایی هستند که میزان شناختشان از  حوزه فرهنگ زیر صفر است، در واقع باشگاه ها به جای اینکه یک کارشناس فرهنگی کنار خود داشته باشند، بسته های فرهنگی برای هوادارانشان آماده کنند و هدایت فرهنگی آنها را بر عهده گیرند، امورات تماشاگران را به لیدرهایی سپرده اند که اکثرا از کمترین میزان سواد و آگاهی برخوردارند. لیدر پروری آفت بزرگ ورزش ماست که از ابتدای دهه 80 به دلیل پروپاگاندای مدیران باشگاه ها شروع شده و چنان رشد کرده که مدیران امروز، از ترس شعارهای احتمالی و برخوردهایی ناصواب  توان کنار گذاشتن آنها یا برخورد را ندارند. با وجودیگه در کشور کم نیستند متخصصان امور فرهنگی، ولی باشگاه های ما نه تنها توجهی به آنها ندارند بلکه با گماردن افراد کارنابلد زمینه ساز اتفاقاتی می شوند که در سکوها رخ می دهد.

رسانه ها هم البته بی تقصیر نیستند، تقریبا هیچ کار فرهنگی چه در رسانه ملی و چه در رسانه های مجازی و مکتوب دیده نمی شود، صرفا بعد از هر اتفاقی عده ای تقبیح می کنند و عده دیگر توجیه بدون اینکه بررسی کنند چرا مثلا در اهواز آن اتفاقات رخ داد یا در تهران چرا یک بازی با کیفیت، درون زمین، به یک بازی بی کیفیت در سکوهای دو تیم تبدیل شد؟ چرا به صورت هماهنگ سکوهای علیه هم شعارهای غیر اخلاقی و خلاف وحدت ملی سر می دهند و چرا علیرغم تکرار سال به سال این نوع اتفاقات هیچ کس برای اصلاح وضعیت اقدامات اساسی و فرهنگی انجام نمی دهد؟ اینها موضوعاتی هستند که رسانه های کشور نمی پردازند و نتیجه اش بلبشوی فرهنگی در سکوهای تماشاگران می شود.

همه ما در اتفاقاتی که رخ می دهد و سکوها را ملتهب می کند مقصریم و تا زمانی که باور نکنیم قصور کرده ایم هیچ اتفاق مناسبی در فرهنگ ورزش ما رخ نمی دهد، محرومیت تماشاگران، برخوردهای قضایی و ... هم برای اصلاح وضعیت ورزشگاه ها راهگشا نخواهد بود، یا باید باشگاه ها و فدراسیون فوتبال یک برنامه مدون برای اصلاح وضعیت فرهنگی داشته باشند و یا بازهم اتفاقاتی تلخ از جنس همان هایی که پنجشنبه و جمعه رخ داد تا سال ها کل فوتبال ما را متاثر خواهد کرد.