در لحظه نگارش این سطور که هنوز نتیجه انتخابات آمریکا قطعی نشده، می‌توان صرف‌نظر از آنکه چه کسی ریاست‌جمهوری آمریکا را برعهده خواهد گرفت - هرچند روندشناسی نشان از سقوط رئیس‌جمهور نفرت‌پراکن دارد-، یکبار دیگر سرچشمه آن سیاست‌های اصولی را مرور کرد که هفته گذشته مقام معظم رهبری و رئیس جمهور هر دو بر آن تاکید کردند. مقام معظم رهبری اشاره کردند که هرکسی رئیس جمهور آمریکا شود، تاثیری بر سیاست‌های ما نمی‌گذارد.

آقای روحانی نیز بر همان سیاق یادآوری کرد که برای ما مهم نیست چه کسی در آمریکا انتخاب می‌شود ولی شیوه‌ای که آمریکا در پیش می‌گیرد مهم است.  

این اظهارات به معنای بی‌توجهی به تفاوت‌های بالقوه در رفتارهایی نیست که ممکن است روسای جمهور مختلف آمریکا در پیش بگیرند بلکه صحه گذاشتن بر اصول هدایت کننده‌ای است که سیاست خارجی ما در سال‌های گذشته به ویژه بعد از به روی کار آمدن دولت یازدهم به پیش برده است. 

در طول سال‌هایی که دولت ترامپ با خودخواهی شخصی با ذات جنگ‌افروزانه و نفرت‌پراکن و کنار هم قرار گرفتن ضد بشری‌ترین گروه در کاخ سفید،‌ در لجاجت با دولت پیشین آمریکا و به تحریک شماری از کشورهای منطقه خروج از برجام و اعمال تحریم‌های یکجانبه و غیرقانونی بر ملت ما را برگزید، راه‌حل ما برای خاتمه دادن به این قانون‌شکنی بی‌نظیر ساده بود: بازگشت به برجام و تن دادن به تعهدهایی که نه دولت اوباما بلکه دولت آمریکا به منزله یک موجودیت حقوقی و پایدار به جامعه جهانی سپرده بود. 

همه بر آن واقف بودیم که کرنش در برابر زورگویی ترامپ نه تنها موجب عقب‌نشینی وی نخواهد شد بلکه منافع درازمدت ملت ایران نیز مورد مخاطره قرار می‌گرفت و این را هم می‌دانستیم که چنین سیاستی، سنت شومی را پایه خواهد گذاشت که شاید تا دهه‌های بعد نیز اقتصاد و معیشت ایرانیان را به گروگان تحریم در هر بزنگاه و هر بهانه‌ای می‌گرفت و به تعبیری خواسته‌های نامشروع ترامپ، نقطه‌ای پایانی نداشت و ایران را به جامعه‌ای تحقیر شده و شکننده تبدیل می‌کرد. 

از نظر ما فلسفه وجودی برجام، از گرو خارج کردن اقتصاد ملی کشور از بازی‌های سیاسی و بحران‌های جعلی آن بود تا راه توسعه درونی کشور به فراز و فرود روابط خارجی مشروط نماند. به این ترتیب، یکی از کارکردهای برجام ضد حمله به استراتژی‌های آمریکایی - صهیونیستی و برخی از جنگ‌افروزان منطقه‌ای بود که توسعه و بزرگ شدن ایران را برنمی‌تافتند. در حقیقت به خدمت گرفتن تعامل سازنده خارجی، به نحوی هم جلوگیری از سیاست‌های جنگ‌افروزانه امریکا و پیام‌آور صلح منطقه‌ای بود و هم زمینه‌ای برای استفاده از فرصت‌های جهانی برای توسعه اقتصادی در داخل کشورمان با تکیه بر توانایی‌های داخلی نیز بود. 

ما برجام را مستقل از ماهیت حزب دموکرات پذیرفتیم اما این امریکا بود که با یک چرخش حزبی، سعی کرد جنگ علیه برجام را به جنگ علیه معیشت، سلامت و رفاه ایران گره بزند. ساکن ژانویه کاخ سفید، می‌تواند با تغییر سیاست،‌ اقدام به ساختارشکنی علیه آن بافت و ساختی کند که ترامپ همزمان با جنگ با برجام، جنگ با معیشت و رفاه ایرانیان هم به وجود آورد. امروز اما فشار حداکثری به پایان راه خود رسیده، برخلاف تصور ترامپ، ایران نه تنها فرو نپاشید بلکه با مقاومت، اقتصادی بدون نفت را نیز تجربه کرد.

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: