به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ همه چیز از یک اختلاف مالی میان چند خانواده در شرق تهران شروع شد. اختلافی که فقط به قتل ختم نشد و چند فقره پرونده مجرمانه‌ دیگر را هم به دنبال خود ایجاد کرد.

در تاریخ پانزدهم شهریور ماه جلسه رسیدگی به دادگاه قتل و آدم‌ربایی در شرق تهران در دستور کار قاضی متین راسخ در دادگاه کیفری یک استان تهران قرار گرفت. پرونده‌ای که با وجود اقرار قاتل ماه‌ها برای روشن شدن واقعیت آن تحقیقات بسیاری انجام شد و همچنان نیز نقاط مبهم گسترده‌ای دارد و کریم، داود، محمدعلی و محسن نیز در این پرونده با اتهاماتی رو به رو هستند.

در ابتدای این جلسه قاضی متین راسخ عنوان کرد داود متهم به قتل عمد امیر، مباشرت در آدم‌ربایی و مباشرت در اخذ اثر انگشت از امیر در تاریخ 21 فروردین ماه 1398 است.

اقرار می کنم که امیر را به قتل رسانده ام

سپس داوود در جایگاه حاضر شد و گفت: من اقرار می‌کنم که امیر را به قتل رسانده‌ام اما قصد من به قتل رساندن او نبوده است. من 28 ساله هستم و از شهرستان به تهران آمدم تا وضعیت زندگی خود را بهبود ببخشم اما وضعیت مالی من خوب نشد و مجبور شدم در یک بنگاه معاملاتی در رودهن با مدیریت محسن مشغول به کار شوم و شب را نیز در مغازه می‌خوابیدم. محسن با امیر که از مشتریان او بود اختلاف مالی داشت. او را به رودهن دعوت کردیم تا از او برای یک معامله اثر انگشت بگیریم. محسن صرفا به دنبال این بود که از او اثر انگشت بگیرد و نمی‌خواست او را به قتل برساند. وقتی به رودهن آمد در چای او قرص انداختیم و پس از آن به او آمپول هوا زدیم و با یک دستمال او را خفه کردیم. به من 20 میلیون تومان داده بودند تا این کارها را انجام دهم. اشرف و محسن در این اتفاق دخالت دارند.

سپس داوود در پاسخ به این سوال که نقش کریم در این قتل چه بود؟ به قاضی راسخ گفت: کریم فقط مطلع بود که ما امیر را به قتل رسانده‌ایم.

اشرف که از فامیل‌های محسن بود در جایگاه حاضر شد و در دفاعیه از خود گفت: داود دروغ می‌گوید. من به او پول نداده‌ام. من 72 ساله هستم و تا حالا رنگ دادگاه را به خود ندیده‌ام. من یک پسر بیشتر ندارم. من با او قهر نکردم فقط ارتباط کاری خود را با او قطع کردم.

موکل من را بازی داده‌اند

سپس وکیل داوود در جایگاه حاضر شد و اظهار کرد: موکل من یک جوان ساده است که از شهرستان به تهران آمده است. او به شدت از نظر مالی مشکل داشته و به همین وسیله از او سوءاستفاده شده است. موکل من حتی پس از گرفتن 10 میلیون اول قصد داشته همه چیز را کتمان کند و در این نقشه حاضر نشود. حتی پس از خوراندن قرص به امیر قصد داشت او را بیمارستان ببرد و از شدت اضطراب نتوانسته تصمیم صحیحی اخذ کند. تمامی این موارد نشان می‌دهد او قصد انجام قتل را نداشته است. از اولیای دم خواهش می‌کنم این موارد را در نظر بگیرند و او را ببخشند.

با امیر اختلاف مالی داشتم

سپس محسن به اتهام معاونت در قتل امیر، معاونت در آدم ربایی و اخذ اثر انگشت به عنف در جایگاه حاضر شد و اذعان کرد: من فقط مطلع بودم یک اختلاف مالی وجود دارد. من همواره به عنوان مدیر املاک به این اختلافات گوش می دادم من با امیر اختلاف مالی ضمانتی 100 میلیون تومانی داشتم. در تاریخ 29 اسفند سال 97 با یکدیگر صلح کردیم و مقرر شد در تاریخ 20 فروردین همدیگر را ملاقات کنیم تا مشکل را حل کنیم. مقرر شده بود در تهران همدیگر را ملاقات کنیم اما تماس گرفت گفت: من خود فردا به رودهن می آیم و در آن محل تو را ملاقات می کنم. حوالی ساعت 17 نزد ما رسید. 10 دقیقه در مغازه من نشست و برای انجام کاری به بیرون از مغازه رفت. سپس داوود با من تماس گرفت و گفت: که لطفا بیا دنبال من و وقتی پیش داود رسیدم متوجه شدم چه اتفاقی افتاده است. از دفتر املاک من سوءاستفاده کردند. من پس از قتل بارها گفتم که باید خودت را معرفی کنی و من حتی یک بار او را به آگاهی بردم تا او را تسلیم کنم اما این اتفاق نهایی نشد و او قبول نکرد. من متاهل هستم و هیچگاه قصد قتل کسی را نداشته ام.

او افزود: در آخر شب کریم که برادر همسر من است به خانه‌ ما آمد و با ما شام خورد چون در هوای بارانی و طوفانی آمده بود لباس‌هایش کثیف شد و در خانه‌ من به حمام رفت. من هم تصور می کردم صرفا امیر را بیهوش کرده‌اند و از اینکه او به قتل رسیده خبر نداشتم من حتی برای اینکه بتوانم کل ماجرا را از داوود بپرسم برایش از  خانه غذا بردم. من هیچ دخالتی در این اتفاق نداشتم فقط اینکه طرفین من را می شناختند و امیر کاملا به من اطمینان داشت. من قبول دارم در زمان بیهوشی از امیر اثر انگشت گرفته‌ام اما سایر اتهام‌ها را قبول ندارم.

سپس وکیل محسن در جایگاه حاضر شد و به دفاع از محسن پرداخت و تصریح کرد: موکل من در این جرم صرفا مطلع بوده است و هیچ کاری نکرده است. موکل من قبلا تحت فشار گفته است که در قتل دخالت داشته است اما کیف مدارک دست موکل من نیست.

پرداخت 20 میلیون تومان برای قتل یک نفر، خنده‌دار است

متهم دیگر پرونده به نام محمدعلی که کارشناس بنگاه است به اتهام معاونت در قتل عمد امیر، مشارکت در آدم ربایی به عنوان فاعل معنوی و مشارکت در اخذ اثر انگشت  در جایگاه حاضر شد و گفت: این که عنوان می‌شود من برای قتل یک نفر 20 میلیون تومان پول داده‌ام واقعا خنده‌دار است. من به هیچ‌کس پول نداده ام. من و امیر با هم کنار آمده بودیم و مشکلی با او نداشتم که بخواهم پول بدهم تا او را به قتل برسانند. اگر من پول را به داوود داده ام پس چرا او مدارک را به شخص دیگری به غیر از من داده است؟ من هیچ معاونتی در قتل نداشته‌ام.

تمامی ادله علیه محسن است

سپس وکیل محمدعلی اظهار کرد: من برای روشن شدن حقیقت در این محل حاضر شده ام. صوت تمامی مکالمات این افراد موجود است و باید به این صوت ها توجه بیشتری شود و در پرونده نیز موجود است. داوود و محسن طبق همین صوت‌ها توافق کرده‌اند که امیر را به رودهن بکشانند و مقرر شده بود به داوود 20 میلیون تومان بدهند. داوود در صوت های ضبط شده به محسن گفته است که در نوشیدنی او باید دارو بریزیم و محسن به وضوح اطلاع داشته است. محسن به صراحت می‌گوید اول چاله‌اش را حفر می‌کنیم بعد در نوشیدنی او دارو خواهیم ریخت. همچنین رضا مدیر کارگاهی که این اتفاق در آن اتفاق افتاده است در این پرونده دخیل بوده و باید در دادگاه حاضر شود. رضا متوجه می‌شود که امیر بیهوش است اما باز هم اقدامی انجام نمی دهد و اجازه اخذ اثرانگشت را به آن ها داده است. در همین  مکالمات صوتی ضبط شده که وجود دارد که داوود و کریم به محسن گفته اند چه اتفاقی افتاده است و برای شام به خانه او می روند. با توجه به مکالمات تلفنی طرح قتل و آدم ربایی از قبل وجود داشته است. در هیچ یک از این مکالمات اسمی از محمدعلی برده نمی شود و تمامی ادله بر علیه محسن است. محمدعلی صرفا مطلع بوده است.

سپس قاضی از داود پرسید، آیا محتوای این صوت ها را قبول داری ؟ داود گفت: بله قبول دارم. 

قاضی: پس به چه علت می‌گویی محسن بی‌گناه است؟ این صوت‌ها به وضوح نشان می‌دهد محسن از قتل خبر داشته است.

می خواستم خودکشی کنم

داوود بار دیگر با رد این اتهامات اذعان کرد: محسن از آدم ربایی خبر داشت اما از اینکه کشته شده خبر نداشت. محسن نمی دانست قرار است امیر را بکشیم. 20 میلیون تومان پول را صرفا برای گرفتن اثر انگشت او به من داد. من تا حالا پول درشت ندیده بودم و با این پیشنهاد خودم را گم کردم. مشکلات مالی من شدید بود و کسی را ندارم به من کمک کند. من عذاب وجدان دارم. در یک سال و نیم گذشته نتوانستم در زندان بخوابم. پدر 55 ساله کارگر من از غصه  شبیه پیرمردهای 80 ساله شده است و خانواده من در وضعیت بدی قرار دارند. من هیچ کینه‌ای نسبت به امیر نداشتم و این اتفاق فقط بخاطر فقر مالی من رخ داد.  من به خاطر همین مشکلات و فشارهای که تحمل می کنم می خواستم با قرص برنج خودکشی کنم من قبول دارم مقصر هستم اما پشیمانم و واقعا نمی خواستم او را بکشم.

من به عنوان میانجی به رودهن رفتم

کریم به اتهام معاونت در قتل عمدی، مشارکت در آدم ربایی و اخذ اثر انگشت به عنف از مقتول متهم است و در جایگاه حاضر شد و اظهار کرد: من اصلا امیر را نمی شناسم. محسن اثر انگشت او را گرفت. من بنا به درخواست محسن به عنوان میانجی به رودهن رفتم. من قتل را ندیده ام و پس از قتل در محل حاضر شدم. من روز تدفین مادرم با محسن آشنا شدم. او شوهر خواهر من است اما با یکدیگر آشنا نبودیم و رابطه نداشتیم.  بارها اصرا کرد که من به رودهن بروم تا میانجی شوم و اگر مشکل حل شود به من یک شیرینی بدهد. من فقط در کارگاه حاضر بودم و در محل قتل حاضر نبودم و وقتی در کارگاه بوی تریاک را متوجه شدم و داوود نیز با خنده گفت چند قرص در چایی امیر ریخته است محل را ترک کردم. در میانه راه متوجه شدم که تلفن همراه خود را جا گذاشته ام و به علت بد بودن هوا مجبور شدم با داوود به رودهن برگردم و به خانه محسن بروم. زمانی که داود در محل عوارضی آمد متوجه شدم که امیر را خفه کرده است. او با دو دست به سر خود می کوبید و نمی دانست باید چه کاری انجام دهد. زمانی که به رودهن برگشتیم محسن بیل و کلنگ را به داوود داد و به من گفت تو بیا بالا، خودش می داند چه کار کند! کیف مدارک امیر در دست محسن بود و آن کیفی که در فیلم ها وجود دارد کیف خود من است چون رنگ کیف من قهوه ای است در حالی که کیف امیر مشکی بود. محسن بعد از جدا کردن مدارک کیف را در سطل زباله انداخت. بعد از 5 ماه آگاهی به محل کار من آمد و من را دستگیر کرد. چون داوود ادعا کرده بود کیف امیر را در دست من دیده است.

سپس وکیل کریم گفت: موکل من زمانی وارد پرونده می شود که قتل صورت گرفته است پس معاونت در آدم ربایی و قتل از موکل من مبری است. در مورد اثر انگشت گرفتن نیز باید به شهود مراجعه کرد.

امیر از محمدعلی شکایت کرده بود

سپس همسر امیر در جایگاه حاضر شد و بیان کرد: محسن فکر می کرد آن واحدی که فکر می کردی تصاحب کرده و از چنگ امیر درآورده اما ما امانت نامه آن را داریم محمدعلی نیز قطعا در این پرونده دست دارد زیرا 3 روز پس از قتل امیر یک ابلاغیه به دست ما رسیده که مشخص می‌کند امیر از محمدعلی به اتهام کلاهبرداری و فروش مال غیر از او شکایت کرده است و با مشارکت در این قتل به هدف خود رسیده است. در همین صوت ها وجود دارد که محمدعلی به من اتهام ناروا زده است. من 2 بچه یتیم دارم و زندگی من از هم پاشیده است. از دادگاه درخواست دارم با جدیت به اتهام تمامی این افراد رسیدگی کند.

قاضی متین راسخ با ختم جلسه دادگاه پس از 4 ساعت اعلام کرد که سایر شهود نیز باید در جلسه حاضر شوند تا بررسی پرونده پیش رود.

//انتهای پیام: 6

خبرنگار: رضا پورحسین

با دوستان خود به اشتراک بگذارید: